خلیج فارس ایران ( پارس آب، پارسآب)

 پارس آب (پارسآب، خلیج فارس)

 

 به یزدان بنامم، به ایران خلیج

به این آب و خاکش به ایران ویج

 

به بالم به دریا، به پارس کهن

به ژرفای  توفنده اش نیل ون

 

که شاخاب ایران به گفت مهان

گواهم به تاریخ دنیا نشان

 

نشانم بود آرتمیس آریا

به کشتی زنی رزمجو، ناخدا

 

ز پارس آب، تا احمر آن رود نیل

به پیکار دشمن برفتی چو پیل

 

 

همه مرز و بومم ز آب و ز خاک

سرای من است هم چو مینوی پاک

 

هماره خلیجم بود  پارس آب

مگر دشمن این را ببیند به خواب،

 

که نامی به جز نام ایران زمین

به هر آب و خاکم شود جانشین

 

 

چو خاکم، بود زاد بومم ز  آب

مرا مام، آب است و هم خاک ناب

 

چو خون سیاوش بود  قطره اش

که هر ریگ آن چون یکی گوهرش

 

ندانم که دشمن چه دیده به خواب

نداند که جان را نهد در سراب

 

نداند که ایران ز شیر اندراست

نگهبان آن ایزدان فرور است

 

نداند که دشمن اگر دم زند

نگاهی ز بد سوی ایران کند

 

دهیم اش به گرزی گران گوشمال

شود زار در دست پوران زال

 

منم سربداری به این آب و خاک

ز مهر وطن  سینه م چاک چاک

 

 من ایرانی ام از نژاد یلان

منم شیر خورده ز شیران زنان

 

نیای من آن آریو برزن است

سپهدار خون داده ی میهن است

 

/ 0 نظر / 28 بازدید