پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

الفه ز ویرتون نروه! مرده یل مندیرن! روغن تون خش بووه و ...

... دام رُت هرمانه ناهاد پیشم و گد: رو دستاته خوو بشور و بیو هرمانه هسته بکن...

خُس هم رهد و گانه دُهد و یه باده شیر اورد و ناهاد سر تش. هیوه هانه ز زیرس کشید تا وا گرما انگشتا چاله بجوشه...

لینه(لگن را) ناهاد پا هور و نصمسه پر کرد ز آرد . وا آربیز دو کرت آردانه  بِهد.

 شیر جوشست بی و ز ری تش جاله دروردس. دیگه ناهاد جاس و چمتانه آورد زیرس و 


تشسه بلاز کرد و آردانه رهد منس. یه هو گدم: دا! دا! په روغن نرهدی منس! به نیا واسکه روغن بریزی!

دام گد: ستین قرار بید که بی دنگ بنشینی و بی دنگ بنیهری؟ دنگی مده و سیل بکن تا آمخته بووی! خدا خه یه دهدر بم نداد! تو بنیهر تا ... سرمه وندم به لم و هرما هسته کردم .

آردانه منه دیگ بی روغن وا بهره زید بی یک بووسون داد تا خوو برشته اویدن. رنگ آردا که تریاکی آوید، خیگ روغن خشه اورد و کمچه نه کرد منس و چن تا کمچه رهد منه دیگ.

گدم: دا هرمانه هسته کردم!

دام هرماهانه رهد منه باده شیر و چنگسون زید و دیندا هم جور هویر ششنیدسون.

چن تا هل و میخک و رازونه و یه گرس اورشم هم وند منس.

آردانه وا روغن زید به یک تا برشتوک اماده وابید.... تا برشتوکه دیدم دلم اَو کند و لوامه لستم و تُمه دوهونمه گرهدم و ... دام نیشت بم. یه کمچه زس ناهاد منه یه دوری و داد بم. ... وا انگست خردمس....

هرما ششنیده منه شیره سرزیر کرد منه برشتوک؛ چز و بوس ورستاد منه مال و ...

وا بهره زیدس به یک و تا سفت وابید....

دیگه ز ری چاله ورداشت و توه نه ناهاد به جاس. هویره که زیتر ششنید بی چونه کرد و ناهاد ری توسی و زید به تیر. پتیر اولینه وند ری توه و بهدس درگنیدس تا بریسست ورداشتس.

گدم: دا په سیچه جور هر روز پتیراته نی ونی ری یک تا یه ری توه وا بوون و زسون چپه راست بکنی؟

دام گد: دایه! پیتیر الفه وا تا(تک) بووه. جدا جدا وا بپزیم سون ...

دو تا پتیر اناهاد منه تویزه و یه بهره حلوا اناهاد ریسون و تاسون ازید. حلوانه منجاس نی ناهاد؛ اناهادس یه کلس و اسو دو سر پتیره به یک ایورد و دووارته دو سر دیه اناهاد ری یک.... منستی پاکت نامه بید!

چیدسون منه تویزه و بم گد: دهدر که ندارم وا خوت بریسون. یکی یکی بدسون و بیو! جلدی با! مرده یل مندیرن! وری وا پا! هرساس سرازیر وابیدن و به گیل دسمالس پاکسون کرد.

مو هم سی دام گریوم گرهد... اما به ویر دالوم که یه سال پیش مرد بی هم وستم و ...

زورم بس نی رهد که بگرمس به دست.؛ تویزنه ناهادم نُک سرم و ...

 نوشته: (ستین بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم