پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

نقد استاد علی بداغی، شاعر گرانقدر بختیاری بر سروده ستین بختیاری

دلم جا نگرهد که نقد بسیار قشنگ و ادیبانه استاد علی بداغی نه نیارم و نَنُم! هرچند که شاستس نیدم!...

Ali Bodaghi چی شو آلیده، می‌هاتم، ستینم
چی برد آمُخته، دی‌هاتم، ستینم
دلم چی سا همس دیندا - نیاته
چی خو، آسیده، تی‌هاتم، ستینم
...
گاهی می‌مانی که بنویسی یا ننویسی.
نامهربانی‌هایی ـ که کم نبوده و نیست ـ می‌گویند ننویس!
دلت می‌گوید حیف است، بنویس!
و می‌نویسی.
سروده، بسیار زیبا ست. از آن‌ دست که شخم می‌زند دل را و شبیخون می‌زند به تردیدت.
نم‌نمی دل‌گیر و مهرانگیز.
یک دوبیتیِ ناب که هر مصراعش جای جولانِ جنون است و تصاویرِ خیال.
هر مصراع، تشبیهی استوار، عمیقا عاطفی، سوزناک و مانند مته امّا نرم و بارانی.
چو شب، آلوده‌ی موی تو یارم
چو سنگ و، مونسِ دودِ نگارم
چو سایه، پا به پایت، می‌دود دل
چو خواب و، در نگاهت خانه دارم
همه‌ی مصراع‌ها فوق‌العاده‌اند و سومی، فوق‌العاده‌تر.
دلم چی سا همس دیندا- نیاته
ترکیبی شگفت و ستینْ‌ساخته، «دینداـ نیا»، همان پس‌وپیش و نه همان پس‌وپیش، که، رستاخیزِ واژه‌ها و طوفانی.
آدم را برمی‌دارد و با قدرتی غریب، پرتاب می‌کند بر بلندای بهمن و باران.
«ویدم بی که بینمت، دیدم نبیدت / خاطرم جا نگرهد، کندم ز دینت»
و چه لطفی ست در ایهامِ ظریفِ «ستینم» (ستین من / ستین هستم) و جناسِ «آلیده و آسیده»!
و ...
و تنها چیزی که کمی چشم و گوش را می‌آزارد، آوردنِ نشانه‌ی جمعِ فارسی «ها» در این بختیاری‌سروده است به اجبارِ وزن.
دستِ دلِ سراینده‌اش درد نکناد و همواره‌اش بر مدارِ مهر و ... بارانی!
و سرانجام این که:
کاش به چنین سروده‌هایی که می‌رسیم، از هر دلیلی برای سکوت، بگذریم و کمی درنگ کنیم و به احترام برخیزیم و بر خویش ببالیم که از قومِ بی‌قرارانیم و ... بر بلندای آرمان‌هایمان می‌مانیم و ...
هرچه بادا باد!

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم