پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

به شکال[1] وشخستن[2] ...

... تربه[3] هانه پر کردیم ز نون و مِنون[4]. یه مشکول[5]  اَو[6]- و یه مشکول دو هم اَماده کردیم. تفنگانه پاک و پلیت کردیم و کیس کمر[7]انه پر ز فشگ و بستم به کد.

مو به نیاتر[8] وریستادم واپا که یه هو کی مراد وشخست! دام گد: ووش دات میرا! دا بوومی بنشین سر جات! صور اویده[9]!

کی مراد گد: مو شو به کُه[10] بیدم و چاهستمه[11] و چامون[12] گرهدمه! یو ز صور و نبشادی[13] نید! بهل بچه تا به گه[14] هده رون به شکال!

دام نیشت[15] بم و گد: نیلمت[16] بروی! نه گوشت شکال اخوم نه لرسستن[17] و ...

دالوم گد: دا ! گر بزن[18] و یه غا واستا[19] و نُمه خدانه[20] بیار و... اسو رو!

دام نی هشتم[21] و نشوندم سر جا و رهد دینشت[22] اورد و در داد[23] بالا سرم و وند به تش[24] و ...

(ستین بختیاری)



[1] - شکار

[2] - وشخه، عطسه، عطسه کردن.

[3] - توبره، توبره ی وسیله، کوله، کوله پشتی دست بافت بختیاری.

[4] -من نون،منه نون،میان نان، قاتوق، خوراکی، هر غذایی که میان نان بگذارند و بخورند

[5] -مشک کوچک و قابل حمل آسان دوغ و آب،

[6] - آب

[7] - فشنگ دان، فشنگ دان چرمی که به کمر می بندند

[8] - پیش تر، جلوتر

[9] -صبر آمد، باور بختیاری در زمان عطسه کردن فردی و به تاخیر اداختن سفر مسافر.

[10] - شب به کوه، کار شبانه چوپانان

[11] - چاییده ام، سرما خورده ام

[12] - سرماخوردگی

[13] - از ناشادی، از اتفاق بد، برای روی دادن پیشامد بد و...

[14] - به موقع

[15] - نگاه کرد

[16] - نمی گذارمت، اجازه به تو نمی دهم.

[17] - لرزیدن، لرزش از پیشامد

[18] - گر= درنگ؛ درنگ کن، به ایست، کمی توقف کن

[19] - کمی به ایست

[20] - نام خدا را

[21] - نمی گذاشتم، به من اجازه نمی داد و ...

[22] - اسپند

[23] - تاب داد، چرخاند

[24] - انداخت به آتش

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم