پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

ملایان مکتب دار پبدنی ( معلمین سنتی )

 

ملایان مکتب دار طایفه پبدنی (معلمین سنتی)

    در زمان های گذشته ، دولتهای حاکم بر کشور ایران ،  در فکر آموزش علمی و فرهنگی و تعلیم تربیت فرزندان این مرز و بوم نبودند .  بجز مدارسی انگشت شمار در چند شهر بزرگ ، مانند دارالفنون در تهران و... از دوره قاجاریه که به وسیله بزرگانی چون امیر کبیر و غیره دایر شده و از کمکهای دولتی بهره مند می شد ،  بقیه مدارس ( مکتب خانه ها)شهری و روستایی و عشایری کشور، به همت مردم و با هزینه های شخصی دایر و بر قرار می گردید . در بعضی مناطق عده معدودی از علما و بزرگان و خوانین و متمولین جامعه آن زمان در بر قراری مکتب خانه ها کمکهایی می کردند .

     بی سوادی و عقب ماندگی جامعه عشایری و روستایی بختیاری لکه ننگی است بر پیشانی تاریخ گذشته ، این تاریخ تلخ و بی هویت را خوانین و متمولین گذشته رقم زدند . در بختیاری ، مانند دیگر اقوام ایلی و عشایری ایران ، حکمرانی و فرمانروایی در اختیار حکومت محلی ایلخانی بود و ایل خان بود که حرف اول را می زد . آنان حاکمان بی چون و چرای مردم بودند .افکار خودخواهانه و جاه طلبانه و منحط آنان باعث شدند تا جامعه بی سواد بماند و در اطاعت بی چون و چرای از آنان سر باز نزنند و کما فی السابق در انباشت ثروت و ایجاد امنیت و رفاه در خدمت خوانین و زرمداران زورمند در جهل و بی خبری بمانند .آنان جامعه ای آگاه و باسواد نمی خواستند . آنها پیشخدمت و پیشکار و مامور و . . . می خواستند . تنها افراد معدودی که در مکتبخانه های شخصی درس خوانده و با سواد شده بودند و در قوم و تبار خود از جایگاه و قدرتی بلا منازع بر خوردار بودند که خوانین مجبور به انعطاف در برابر آنان می شدند و احکامی از قبیل کدخدایی و کلانتری را به آنان اعطا می کردند که برخی از این عده هم متاسفانه راه و روش خوانین را پیشه کرده و به مردم ظلم و جور و جفا روا می داشتند . اما بودند خیل کدخدایان و کلانتران با غیرت بختیاری که خود مانند قوم و تبار خود زندگی کرده و مدیریت و اداره تبار خود را به نحو احسن و در خور شان آنان انجام می داد و در غم و شادی آنها شریک و سهیم بود و در مساعدت و کمک به مردم خود از هیچ ایثاری مضایقه نمی کرد. نام این کدخدایان و کلانتران بزرگ در تاریخ سینه ای و زبانی مردم گویا و روشن است و به نیکی از آنان یاد می شود همانطور که از ظلم و تعدی زورگویان ستمگر به زشتی و بدی نام می برند . کدخدایان و کلانتران نیکمرد و نیک کردار در بختیاری بسیاربودند که نام آنان سر لوحه نام بزرگ بختیاری است و برتارک آن نام بلند بخوبی و سرافرازانه می درخشد . خوانین  موجب شدند تا تاریخ و فرهنگ بختیاری در هاله ای از ابهام و بی خبری در دل زمان مدفون گردد . خوانین ثروتمند فرزندان خود را در مکتب خانه های شخصی محلی و یا در شهرهایی چون شهرکرد و اصفهان و تهران و حتی به فرنگ ( اروپا) گسیل می داشتند تا در آنجا به تحصیل علم و دانش بپردازند . آقا زاده ها پس از فراغت از تصیل در مدارس داخلی و خارج به دنبال مناصب و جایگاه های دولتی و اجتماعی و یا عیش و خوش گذرانی بودند . هیچ یک هم چون اسلاف خویش به فکر مردم و خادمین خود نبوده و درتفکر و تصاحب املاک و اموال بیشتر و بدست آوردن جایگاه حکومتی و خان سالاری غوطه می خوردند و مردم بی سواد هم به عشق تفنگ و اسب ،جنگ و برادر کشی در خدمت این خان سالاران زور مدار بودند . زور و ظلم ، بی سوادی و جهل ، فقر و نداری باعث عقب ماندگی هر چه بیشتر قوم بختیاری گشت . خوانین عیاش ،جاه طلب ،رفاه طلب و تمامیت خواه و آقازاده ها یشان ، که با سوادان جامعه زمان خود بودند ،  به خود زحمت نداده و قلمی در ثبت تاریخ وحوادث اجتماعی و فرهنگی و گذشته این قوم بزرگ نزدند و قدمی در جهت به خدمت گیری فردی با سواد به عنوان مورخ و نویسنده تاریخ بختیاری بر نداشتند .  تعداد اندکی از افراد جامعه بختیاری هم که مکتب رفته و با سواد نیز یا درمناصب مختلف در خدمت خوانین بودند و یا از فرامین خوانین تمکین نکرده و مدام با ظلم و جبر آنان در ستیز بودند و وقت و توان نگارش تاریخ را نداشتند . و این شد که تاریخ نوشته ای از از زبان فردی دلسوز از تبار بختیاری بر جای نماند و نوشته های مورخین بی ازطلاع  و یا مغرض به تحریف و کذب روایت تاریخ قومی بزرگ را قلم و رقم بزنند و امروز به جستجوی علل تاریخی بدون ثبت و کتابت و ناقص یک قوم بزرگ بنام بختیاری بگردیم . تاریخ بختیاری از نقل سینه ها و گفتارزبان های پدران و مادران این قوم  ، سینه به سینه ، زبان به زبان و نسل به نسل زمان را طی کرده و با کمی و کاستی و افراط و تفرط و یا تحریف و تمجید به دست نسل امروز رسیده و  بر جای مانده است .

     در گذشته اگر مردم با سواد نبودند اما در میان مردان و زنان قوم بختیاری عشق وجود داشت . عشق به میراث فرهنگی ، عشق به آداب و سنت ها و عشق به حفظ و حراست از آنچه را که هویت تبارشان بود . آنان عاشق فرهنگ و تاریخ خود بودند و به آن افتخار کرده و می بالیدند . این عشق و شور باعث شد تا اشعار ، موسیقی ، آداب و سنن و رسوم در مراسم شادی و غم قومی، صنایع دستی و هنری ،  وقایع و حوادث مهم ، وقوع جنگها و زد و خورد ها ، مسایل اجتماعی و فرهنگی  و غیره  سینه به سینه به سینه و زبان به زبان به نسل های بعد انتقال یابد و از محو و فراموشی آن جلوگیری گردد . این حفظ و نگهداری سینه ای و نقلی تاریخ قوم بختیاری مدیون پدران و مادرانمان است و زنان و مادران ، نقش مهم تر و بسزایی داشتند .

     با توجه به بی توجهی خوانین در ایجاد مکتب و مدرسه و درس و تحصیل ، ...

ادامه دارد  

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم