دیدمش با یک سبد گل بر سر یک کوره راه
پژمریده، رنگ بازیده، گل و رویش سیاه

گفتمش کس نیست خواهان گل پژمردگان 
از چه استادی چنین از بام ها تا شامگاه

...

گفت با امید خوش این زندگی را سر برم
آیدش آن خوش خریدارم ز ره، یک روز و گاه 

...

از: ستین بختیاری