پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

شیر مردی با دو دستش دیده پنهان کرده بود

شیر مردی با دو دستش دیده پنهان کرده بود
زانوی غم در بغل، سر در گریبان برده بود


واز سر آمخته ی فرهنگ خود گفتم درود
شیر مردا! از چه تو گشتی چنین زار و خمود...

سر برون آورد و با چشمی پر از خونابه گفت:
زخم من از خویش من، باید ورا در دل نهفت

گفتمش یارا ز چه چشمت به خون بنشسته است
گفت جانا این ز دست یار و از بخت ز منِ بر گشته است

...
 
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم