پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

هزار پیشه

... شعله ی آتش از میان دود چاله(اجاق) زبانه می کشید و رقص کنان خود را به بالای فضای دود زا می کشاند. دود هیزم ها نه چشم را می سوزاند و نه تنفس را مشکل میکرد که بوی خوشی از آن بهم ه مشام میرسید و فضای خوب و گرم خانه ی را در چادر سیاه محبت دو چندان می کرد. از نیمه نیم سوز هیزم ها، چوب درخت کلخنگ و بلوط خود را نشان می داد که هم هوای زیر بهون را مشکین می کرد و هم آب درون کتری بر روی سه پایه را دودی و خوش مزه می ساخت...

... خانه خدای مهمان نواز بختیاری، زبانه های زیبای آتش و دود خوش بو، فضای نیک و خوشی را به وجود آورده بود. خانه خدای مهربان آنچه را از مهر و محبت در سینه داشت، به ما ارزانی کرد و هر آنچه در اختیار بود پیشکش؛ سپس هزار پیشه را پیش کشید و یکی یکی قوری، استکان و زیر استکان و ... را از درون هزار خانه اش بیرون آورد.

شعله ی گرم چوب بلوط و بنک و کلخنگ، آب کتری را به جوش آورد و سر ریز کرد؛ بر آتش ریخت. کی ونو(کدبانو) بسم اللهی گفت و تند کتری را از روی سه پایه برداشت و بر زمین نهاد تا کمی آرام بگیرد و ...

خانه خدا از آب گرم کتری در قوری گرداند و آن را پشت چاله خالی کرد. گرسی(پختی، دمی، پیمانه ای)چای را از درون کیسه ی چایدان در قوری ریخت و کمی آب بر آن افزود و گرداند و ریخت تا چای مزه ی خوب خودش را داشته باشد...

قندان گرد و چهل تکه ی پارچه ای با حلقه ها و بند آن، رنگارنگ و زیبا بود. خانه خدا استکانی را از چای پر کرد و بدون تعارف به ما نوشید و سپس استکان ها را پر کرد و پیش ما گذاشت و قندان چهل تکه را پر از حبه های بزرگ قند پیش رویمان بنهاد از بفرما گفت...

استکان چای را برداشتم ولی پیش خوری بدون تعرفش فکرم را به خود مشغول کرده بود که بزرگی که همرام بود مرا به خود آورد و گفت می دانم که در چه اندیشه ای هستی! هیچی نگ؛ اگر اینجا بپرسی خانه خدا به بختیاری بودنت بد گمان خواهد شد. بخور تا بعد برایت خواهم گفت...

 
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم