پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

جایگاه آتش در نزد مردم بختیاری

کهن مردم بختیاری به گونه ی کوتاه شده، به آتش، تش می گویند. تش در نزد مردم بختیاری مانند همه ی دیگر ایرانیان، از جایگاه پاک و ارزنده ای برخوردار است. مردم بختیاری از تبارهای کهن و باستانی ایرانی است و با ورود اسلام پس از نزدیک به یک و نیم هزاره، هنوز برخی آیین ها و باورهای دین زرتشت را در خود نگه داشته و بکار می برند.

    بر پایه ی آیین و دستورات دین یزدان پاک و اهورایی، آب، باد، خاک و آتش اخشیج 


یا بن(عنصر) چهارگانه ی آفرینش است. مردم بختیاری که در زمان باستان پیرو دین یزدانی زرتشت بودند، چهار اخشیج و بن آفرینش را همواره بزرگ می داشتند. رقم چهار مانند رقم هفت از بزرگداشت و تقدس فراوانی در دین اهورایی و در نزد مردم برخوردار بود زیرا ریشه و بن آفرینش را این چهار اخشیج و ریشه می دانستند.

 آتش که یکی از این چهار اخشیج و ریشه ی آفرینش است در نگاه و باور مردم بختیاری،از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و گذشته از برآورده کردن نور، گرما، پخت و پز، پاک کنندگی، از بین برنده و درمان کننده، پاکیزه(مقدس) و شایان بزرگداشت، پذیرفتند.  از این رو آنان هر گروه و دسته از همبستگان و همدلان و هم پیمانان، گرد هم می آمدند و با برپا نمودن آتشدان (آتشگاه کوچک)، آن را به نام بزرگ گروه نامگذاری کرده و نام آن دسته به نام تش ... شناخته می گردید.

بزرگداشت و پاکیزگی(تقدس) آتش و آب به گونه ای شد که مردم بختیاری برای خاموش کردن آتش، هرگز آب بر آن نمی ریختند و این کار را گناه و کاری بس ناپسند در آیین خود می دانستند. اگر هم آب ناگهانی و بدون آگاهی بر آتش می ریخت نام یزدان را بر زبان می آوردند . درخواست بخشش می کردند. پس از ورود دین اسلام به ایران و مسلمان شدن مردم، با ریختن آب بر آتش، بسم الله الرحمن الرحیم را بر زبان می راندند که هنوز انجام می شود.

ریخته شدن آب بر آتش را گذشته از گناه، ناشایستگی افراد می دانستند و می دانند، و اگر کس ناشایستی را در ناکارآمدی بخواهند بشناسانند، به آب بر اجاق و آتش ریز(اَو به چاله ریز- تش کور) می خوانند. آتش و اجاق خاموش هر خانه نشانه ی ناشایستگی، ناتوانی، سستی کسان آن خانه است و از این رو در گذشته هر گز آتش اجاق خانه خاموش نمی ماند و تلاش بر این بود که هیزم آتشدان همواره فراهم گردد.

پاکیزگی و تقدس آتش در اندازه ای شد که مردم به آن سوگند نیز یاد می کردند و هرگز به دروغ کسی این سوگند را بر زبان نمی راند زیرا می پنداشت که گناهی را بر گردن خود می اندازد.

بیماران را از روی آتش می گذراندند و با ریختن اسپند و کندر و دیگر دانه های خوشبو بر آن، دست و روی بیمار را بر زبانه های آۀتش نزدیک کرده تا درمان شود. پریدن از روی چند اجاق(چاله) آتش که نزدیک به هم بر پا می شد، بیمار را وادار به جنب و جوش می کرد تا به تندی از روی چهار زبانه ی آتش(هفت آتش) بپرد و به تندرستی بگذرد، گذر آرام و آهسته کس پرنده از آتش را روبه رو با آتش دیگر و افتادن بر آن می کرد و از این رو پرش و دویدن تند و دریافت گرمی آتش، بیمار را دگرگون می کرد.

در گذشته در زمانی که دختر خانواده بختیاری می خواست به خانه ی بخت برود، پس از برگزاری جشن، عروس(بهیگ) را چهار یا هفت دور، پیرامون اجاق پر از زبانه ی آتش اجاق پدر، می گرداندند و سپس سوار بر اسب به خانه ی همسر روانه می کردند. این باور بر این پایه استوار بود که هم بیماری و هر گونه درد را از او دور سازند و هم این که او همواره به یاد خانواده ی پدری خود باشد و بداند که خانواده پدری و آتش گرم و پاک کننده شان پشتیبان و نگهدارنده او هست. گفته شده که بهیگ(عروس) پس از دور پایان بر گرداگرد آتش خانه ی پدری، مقداری از خاکستر سرد پشت(کنار) اجاق را نیز بر زبان می زد و می چشید تا همیشه در ویر و یاد آنان باشد و کوچکی و در خدمت بودن خانوده خود را در نزد خود نگهدارد.

و...

مردم بختیاری بر این پایه، مانند هم میهنان خود، با نگرش به باور مردم در پاکیزگی و تقدس رقم چهار، در چهار شنبه پایان هر سال آتش روشن کرده و از روی زبانه های آن می پرند و درد و رنج یک سال را که با رنگ زرد شناخته می شود به آتش می دهند و رنگ سرخ که نشانه ی سرزندگی و توانایی است را به دست زبانه های آتش می سپارند تا نابود شود و خود تندرست و شاداب در روز نو و سال تازه، با زایش نهاد در زمین، زندگی را از نو آغاز نمایند.

 

زردی من از تو- سرخی تو از من

  

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم