پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

خشکیده سر آب تن خاک سراسر - زخمی ز دم تیغ دریغا سپری نیست

 

                  سر اسپید زرده ور بلندی         بهیگ بخت تی ره یار منده

     عروس زاگرس شاید برای اولین بار و یا اولین سال است که حجاب و تن پوش سپیدش را از دست داده و در برابر دیدگان حریص و آزمند اهریمن بد چشم گرسنگی و قحطی ، به خود می پیچد و با تکه کهنه های رنگ باخته بجا مانده از دیروز ،  برای  شرف و اعتبار فردای خویش ، ستر تن می نماید و ته مانده های وجودش را برای بقا و استمرار زندگی ، به بند ناف زندگی بخشش ارزانی میدارد تا لاله ها و شقایقهارا به همراه باوینه هایش طراوت و شادابی بخشد و گلوی کبک خوشخوان کهسارش را برای آوا و قهقهه خوشش ، تر و تازه نگاهدارد . زردکوه سربرافراشته و سرافراز ، سر به آسمان می ساید و ابرهای همراه و همساز خود را فرا میخواند .  از سلیمان نبی باید خواست تا به باد تحت فرمانش حکم کند که ابرهای به غربت رفته را به پیشگاه دوست رهنمون نماید و به صلح دوستی به جمع یاران به انتظار نشسته همچون زردکوه و کینو و تاراز برساند و بوسه شیرین را بر سر و روی هم بزنند و اشک شادی و زندگی بخش را براه چشم انتظارانشان هدیه کنند . امید به خداوند است که چنین شود و سال آتی حجاب سپید زردکوه و کینو بر سینه آسمان آبی بدرخشد و لبخند شادی بر لبان مردم سرزمین بختیاری و آنانکه در دوردست به انتظار زندگی و سرزندگی چشم به زردکوه دوخته اند ، نقش بندد و کامیاب و شاداب با زنده رود بزیند .  انشا اله   

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم