آذر آباد ای دل پر آذرخش

ای ستاده بر تنت رنگین درفش

 

از چه کوه هایت چنین آشفته گشت

لرزه افتاده به شهر و کوی و دشت

 

خانه از آوار خشمت تنگ شد

خاکت از خون عزیزان رنگ شد

 

دل به سوگ پرپر گل ها نشست

چشم خون بارید و یک دم  در نبست

...