پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

کلو kolo (ملخ)

آشکار سازی(توضیح) و روشن نمایی گن(معنی) تارپای(حشره ی) کُلُه(ملخ)

تبار بختیاری به تارپای ملخ«کله koloh» یا «کلوkolo» می گویند. در گویش این تبار کمتر واج «ه» بازگویی می شود به همین گونه واج «ه» در واژه ی «کله» را یا واگویی نمی کنند یا بدون آوا(غیرملفوظ)باز می نمایانند.

«کلو» به بیماری خوره(جذام) گفته می شود؛ در زبان پارسی این واژه با دو آوای«kola» و «koleh» هست و در فرهنگ لغات دهخدا و معین نیز به گن و روشن نمایی بیماری خوره آمده است.

هنگامی که ملخ به کشتزارها یورش می آورد، هرآنچه سبزینه و گیاه در سر راهشان بود خورده و نابود می کردند. کار نابودی ملخ مانند خوره می مانست که گوشت بدن را خورده و نابود می سازد. بنابراین این تارپا را به کارگزار بیماری خوره همانند دانستند و نام این تارپا را کله یا کلو(خوره) نامیدند.

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۳:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم