پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

سوگند پیر چلوله در بختیاری ( قسم پیر چُلوله ( pir choloole

مردم بختیاری مردمانی باورمند ، رو راست و ساده و بی آلایش اند اما بیشتر سالخوردگان ای تبار بسیار سوگند یاد می کنند و در گفتمان خود با هر گفتار، سوگندی بر زبان می آورند . این بدان معنا نیست که مردم بختیاری گرامش مقدسات را در‌ دید نمی گرفتند چه 


اینکه برای تأیید و تأکید بر گفتار و سخن خویش از آن می کردند و این کار برای آنان به شیوه یک خوی در آمده بود .

در این گونه سوگند یاد کردنهای پیاپی ، زوری در میان نبود و برای کاری زشت روی نمی داد و هم چنین به درخواست مالباخته و زیان دیده ای نیز برگزار نمی گردید چه‌بسا همان گونه که قبلاً نام برده شد برای نشان دادن درستی گفتار بکار گرفته می شد . انگیزه دیگری هم که مردم را در گذشته به سوگند خوردن فراوان و پشت سر هم وا می داشت این بود که توده ی مردم در برابر هر گفته ، آگاهی و یا گواهی ، کسی را سوگند می دادند تا به صحت و ثقم آن پب ببرند . اما زمانی که کسی به کاری بزه، نامزده می گردید و از سوی کسی از او درخواست سوگند می شد ، بزهکار گمان رفته،  به‌ آسانی سوگند یاد نمی کرد، اگرچه اگر گناهکار بود؛ خداترسی و باور مردم به پیشوایان دینی آنان را از سوگند خوردن وا می داشت و بسیار پیشامد افتاده بود که کسی تا پای سوگند خوردن می رفت اما انجام نمی داد و پرداخت زیان سمت روبرو را می پذیرفت . کسان مبرا و بی لغزش نیز گاه آماده به سوگند نمی شدند و با آگاهسازی این که گناهکار نیستند اما برای پاس‌داشت پاکی و ارجمندی نمونه ی سوگند، پذیرش زیان می کردند .

 باور مردم بختیاری به خداوند یکتا ، پیامبر اسلام ( ص ) ، قرآن گرامی ، امامان پرهیزکار ، آرامگاه ها و مقابر معصومین و مکانهای مقدس به اندازه‌ای است که به‌ آسانی و به سادگی آماده به سوگند خوردن نیستند چرا که گمان هستی دین و یا داد و راستی در میان بود و به سادگی سوگند نمی خوردند .

 هر گاه کسی در برابر امری گناهکار می شد ، بزرگان تبار برابر آیینی ویژه کسی که بزهکار شناخته می شد را در زیارتگاه و جایگاهی پاک می بردند و سوگند می دادند . با این همه کوشش همه بر این بود که کسی که مالباخته و زیان دیده بود را از سوگند دادن گناهکار بازگردنده و یا گناهکار را وادار به پذیرش بزه نمایند تا آیین سوگند انجام نشود و ارزش باورها نگاه داشته، بماند .

 سوگند پیر چلوله در میان مردم بختیاری یک گونه سرگرمی خنده دار و شوخی بود که همراه با اجرای طنزآمیزی آن ، برای فرزندان خود آموزشی را برنامه ریزی می کردند تا آنان را در سوگند یاد کردن بی پایه و بی جا بازدارند و به آنان یاد بدهند که اگر کار خلافی هم انجام دادند باید آن را بپذیرند و اگر از راستی سر باز زدند، بازخواست و سوگند داده خواهند شد. بر این اساس مردم بختیاری فرزندان نونهال و نوجوان خود را آموزش می دادند تا کار نیک انجام دهند و از کارهای بد و ناپسند در میان مردم خود دوری نمایند. این سرگرمی شوخی آمیز که با یک گونه سوگند ساختگی همراه بود ، ساخته و پرداخته اندیشه ی آموزشی اندیشمندان تبار بختیاری است که در میان تبار بختیاری به سوگند پیرچلوله « قسم پیر چلوله » شناخته شده است . سوگند پیر چلوله با انجام مراحلی به فهرست زیر انجام می گیرد :

 سوگند دهنده ، پارچه ای را دوتا ( دولا ) کرده و میان دو انگشت شست و انگشت میانی می نهاد تا به شیوه« u حرف انگلیسی»در آید و پارچه تا شده تا انتهای انگشتان فرو برده می شد . سپس چلوله ای ( شاخه ی نازک و خشکیده سبزه ) رادر بخش انتهای انگشتان ( u ) خود می گذاشت. در ابتدا برای اینکه سوگند خورنده آگاه به برنامه ی آموزشی و سرگرمی نشود و سوگند را راستین بپندارد، خلافی را به یکی از بچه ها روا می دادند و او را گناهکار نشان می دادند. بچه که گناهی از او سر نزده بود ، بزه بسته به به خود را نمی پذیرفت. اجرا کننده ی برنامه که خود را برای سوگند دادن به شیوه ی پیر چلوله آماده کرده بود ، رو به بچه ی می کرد می گفت : اگر راست می گویی و گناهی از تو سر نزده است، باید سوگند یاد کنی تا به بیگناهی تو پی ببریم.

 بچه که به بی گناهی خود باور داشت بی‌درنگ خود را آماده می کرد تا سوگند یاد نمیاد. سپس سوگند دهند به او می گفت : تو باید با زبانت چلوله ( تکه ی چوب ) را از میان انگشتان من در بیاوری؛ اگر با یک جنبش آن را در آوردی بی گناهی و چنانچه در نیاوردی و زبانت در میانه انگشتان من گیر افتاد گناهکاری و باید کیفر ببینی.

 از یک سو کودک ناآگاه از برنامه ی سوگند ، زبان را درون انگشتان می فرستاد تا تکه چوب را بر دارد و بی گناهی خود را نشان دهد و از سوی دیگر، سوگند دهنده نیز آماده بود تا با رفتن زبان بچه به سوی چُلوله ، انگشتان خود را ببندد و او را کناهکار نشان دهد . بنابراین با رسیدن زبان سوگند خورنده به چُلوله ، سوگند دهنده انگشتان خود را بسته و زبان کودک را سفت می گرفت و می گفت دیدی کار گناهکار بودی ؟ ببین زبانت گیر افتاد، پس گناهکاری . . .

 پس از اجرای برنامه سوگند پیرچُلوله کودکان و نوجوانان از ساختگی سوگند آگاه می شدند و خود برنامه را با بچه های دیگر همچون یک سرگرمی انجام می دادند .

 سوگند پیرچُلوله آموزشی بود برای پیشگیری از سوگند خوردن بیهوده و فراوان و هم چنین دوری از گناه و کارهای ناشایست به فرزندان خود یاد می دادند .

 شما اگر خواستید آیین پیرچُلوله را انجام دهید کوشش کنید زبان کسی را که در بازی فرا می خوانید افزون فشار ندهید تا آزار نبیند. راستش من هنوز درد سوگند پیر چُلوله را در خود دریافت دارم.

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم