پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

روز خیام خجسته و فرخنده باد

     عمر بن ابراهیم خیامی (خیام) ریاضیدان، فیلسوف، ادیب و شاعر ایرانی یکی از سرشناس ترین شاعران فارسی زبان در عرصه ادبیات جهانی است و بیش از هر  


 شاعر فارسی زبان، آثارش به زبان های دیگر ترجمه شده است؛ در  قلمرو زبان پارسی نیز انتشار رباعیات خیام رواج فراوان دارد.

     از این شاعر و ریاضیدان شهیر چهارده رساله و مجموعه باقی مانده است. رباعیات دلنشین و زیبای خیام از پر طرفدارترین اشعار فارسی بشمار می آید و دوستداران زیادی دارد. وی در اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم می زیسته است. یاد خیام کبیر با رباعیات شورانگیز وی همواره در خاطره ها زنده و ماندگار است. روانش شاد.

من می نه ز بهر تنگدستی نخورم         یا از غم رسوایی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی می خوردم     اکنون که تو در دلم نشستی نخورم

 

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن      فردا که نیامدست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن                حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است     در بند سر زلف نگاری بوده است

این دسته که بر گردن او می بینی      دستی است که بر گردن یاری بوده است

 

یک جرعه می ز ملک کاووس به است     از تخت قباد و ملکت توس به است

هر ناله که رندی به سحرگاه زند              از طاعت زاهدان سالوس به است

 

هر سبزه که در خاک زمینی بوده است-پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است

گرد از رخ نازنین به آزرم فشان            کانهم رخ خوب نازنینی بوده است

 

دی کوزه گری بدیدم اندر بازار             بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

وآن گل به زبان حال با او می گفت        من همچو تو بوده ام مرا نیکو دار

 

گر باده خوری تو با خردمندان خور      یا با صنمی،لاله رخی خندان خور

بسیار مخور و رد مکن، فاش مساز     اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور

 

در کارگه کوزه گری رفتم دوش        دیدم دو هزار کوزه ، گویا و خموش

ناگه یکی کوزه بر آورد خروش         کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

 

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم      ایزد داند که آنچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده ام      آخر کم از آن که من بدانم که کیم

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم