پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی بزرگ خجسته باد

نویسنده: آقای رامین طهماسبی راکی
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
     فردوسیِ خردمند با وقف سی سال از عمر پر بار خود برای پارسی زبانان به ویژه ایرانیان کاخی سترگ از نظم  پی افکنده است که با گذشت بیش از هزار سال این بنای همیشه آباد نه تنها از گزند باد و باران در امان مانده بلکه روز به روز بر 

شکوه و جلال آن افزوده شده است ، از این رو به عقیده ی بسیاری از اندیشمندان ، فردوسی پدر فرهنگی ایران و شاهنامه سند افتخار و دفتر فرهنگ و تمدن ایران و بازگو کننده ی اصالت کهن این ملت سرافراز می باشد .
    فردوسی ِ بزرگ نزد تمام اقوام ایرانی به ویژه قوم بختیاری از جایگاهی بسیار رفیع برخوردار بوده است . قوم بختیاری یکی از اقوام اصیل ایرانی است که به علت استقرار و اسکان در دامان طبیعت و کوهستان ها از پیامدهای ناخویشاند یورش بیگانگان به این مرز و بوم خصوصا ً ترکیب و آمیختگی ن‍ژاد و فرهنگ کمترین آسیب را دیده است ، وجود برخی رسوم ، آیین ها ، باورها ، پوشش و واژگان اوستایی و پهلوی در گویش کنونی بختیاری که یادآور  زبان های کهن ایران می باشد ، شاهد این مدعاست .
     قوم بختیاری در طول تاریخ همواره خواستار یکپارچگی ، سربلندی و سرافرازی ایران عزیز بوده است و علاوه بر پایبندی استوار به کیش و باورهای دینی خویش ، بسیار علاقه مند به زنده نگاهداشتن میراث معنوی و یاد و خاطره ی نیاکان و پیشینیان خود بوده است و خویش را همواره وامدار مهرورزی ، دانش اندوزی ، پاکی ، دلاوری و دیگر خصایل پسندیده ی اسلاف پاک نهاد خود و بزرگان فرهنگ و هنر این سرزمین اهورایی  می داند .       
     جایگاه فردوسی و عشق و علاقه ی فراوان قوم بختیاری به خداوندگار سخن و شاهکار حماسی وی مثال زدنیست و از لحاظ عشق وعلاقه به فردوسی و شاهنامه در بین دیگر اقوام ایرانی متمایز و اگر اغراق نباشد ، سرآمد است .          گوشه هایی از این عشق و ارادت را می توان این گونه بیان کرد :
     الف - فراوانی نام هایی چون فردوسی ، رستم ، سهراب ، اسفندیار ، بیژن ، گیو ، انوشیروان ، گودرز ، بهرام ، بهمن ، هوشنگ ، قباد ، فریدون ، جمشید ، نوذر ، تهمورث ، کوروش ، داریوش ،آرش و ... در بین مردان و نام هایی مانند تهمینه ، منیژه ، شهین ، مهین ،  سودابه ، رودابه ، توران ، پوران ، آذر ، ماهپاره ، ناهید ، شهربانو ، شهرزاد ، شهناز ، فرانک ، شیده و ... در بین زنان قوم بختیاری
    ب -  پس از کتاب های مقدس دینی ، شاهنامه از اهمیت و احترام خاصی در بین قوم بختیاری برخوردار است و در خانه ی بسیاری از مردمان این قوم شاهنامه وجود دارد و برای آن حرمت ویژه ای قائلند به طوری که خواندن شاهنامه و بیان داستان هایی از شاهنامه و استناد به وقایع و حکایات شاهکار حکیم توس در زندگی روزمره ایشان نوعی ارزش محسوب می گردید و از گذشته تا کنون شاهنامه خوانی نقل مجالس و محافل این قوم گردیده است .
پ - علاوه بر افراد باسواد بسیاری از سالخوردگان بختیاری که از نعمت سواد بی بهره بودند به علت ارادت قلبی به فردوسی بخش های زیادی از شاهنامه را در دفتر ذهن خود حک کرده بودند و در شب نشینی ها و سایر مناسبات و  زمان های خاص به ویژه در شب های پیش از نبرد و ستیز با دشمنان مخصوصا ً هنگام شبیخون زدن با خواندن شاهنامه به تهییج و بالا بردن روحیه جنگاوری خود و اطرافیان می پرداختند .
     گفتنی است که برخی از کهنسالان این قوم از بوستان بی خزان شعر و ادب پارسی بیشتر به گلستان بی خار شاهنامه علاقه مند بودند و تنها به یادگیری و حفظ کردن اشعار فردوسی اقدام می نمودند .
     مهرِ فردوسی آن چنان در دل و جان قوم بختیاری جای گرفته است که بین شاهنامه و فرهنگ و زندگی بختیاری پیوندی ناگسستی ایجاد نموده است، امید که این پیوند پایا و ماندگار بر جای بماند.
     با گرامیداشت 25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم فرزانه ی توس فردوسی پاک نهاد که به راستی بسیار خوش و نغز با کلک خیال انگیز خود به صورتگری شهنامه پرداخته است ، امیدوارم که یکایک فرزندان این کهن دیار، به ویژه نسل جوان بختیاری از سرمایه های فرهنگی و میراث معنوی خود به خوبی پاسداری نمایند و بیش از پیش با این شاهکار جهانی انس و الفت بگیرند .  
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ی ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
چنین است فرجام گرادن سپهر
بخواهد برید از تو یک روز مهر
نباشد جهان بر کسی پایدار
همه نام نیکی بود یادگار
به بازیگری ماند این چرخ مست
که بازی نماید به هفتاد دست
جهان را نمایش چو کردار نیست
بدو دل سپردن سزاوار نیست
زمانه سراسر فریب است و بس
نباشد به سختیت فریاد رس
که هر کس که بیداد گوید همی
به جز دود و آتش نجوید همی
نماند به کس روز سختی نه رنج
نه آسانی و شادمانی نه گنج
به عزت مناز و به ذلت منال
که این هر دو را زود آید زوال
به گیتی به از راستی پیش نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم