پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

مثل بختیاری

ز هر ورست یه گرده دید!         ze har varast ya gerde did

شخصی سوار بر خرش بود که در حال بی خبری از روی خر بر زمین افتاد. بر اثر  واژگون شدن سرش گیج رفت. لحظه ای بعد به خود آمد؛ همین طور که بر رویزمین  افتاده بود  و 


چشم باز کرد، گرده نانی در برابر خود دید. گرسنه بود و نان را خورد. نان خوشمزه بود و در حال گرسنگی به دهنش مزه داد اما قرص نان کوچک بود و کفاف شکم گرسنه اش را نداد.

      با خود گفت بهتر است یکبار دیگر از روی خرم بر زمین بیفتم شاید گرده ی دیگری بیابم. کمی فکر کرد که اگر خود را محکم تر بر زمین بیندازد حتماً گرده نان بزرگتری نصیبش خواهد شد. بنابراین سوار خر شد، با ترکه اش بر سر و پشت خر کوبید، با پاشنه پا به شکم خر محکم زد و گردن خر بیچاره را با سک تیزش خراشید و او را وادار به قیقاچ کرد.

     خر از فرط درد ضربات ترکه و زخم سک به سرعت خود افزود و ناگهان ازسر  لجاجت خرانه خود  جفتکی انداخت و سوار را از پشت خود واژگون کرد و به زیر انداخت. 

    مرد سوار خودش به بدن خر محکم نگرفت تا بلکه با سرعت بیشتری بر زمین بیفتد و ضربه بیشتری بخورد و گرده بزرگتری به دست بیاورد.

     مرد محکم تر از آنی که فکر می کرد بر زمین افتاد و دستش زیر بدنش ماند و شکست. درد دست امان او را بریده بود اما به سرعت چشم باز کرد که گرده را ببیند اما از گرده خبری نبود! درد دستش او را به خود آورد که:

طمع کرده بودم که کرمان خورم

که ناگه بخوردند کرمان سرم (سعدی)

 

    داستان طمع ورزی مرد خر سوار ضرب المثلی شد و برای هشدار به آزمندان در بین مردم بختیاری انتشار یافت تا کسی خود را از بهر شکم از روی خر بر زمین نیندازد و ... 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم