پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

به نظر شما خط نوشتاری زبان و گویش خود(بختیاری) را تغییر دهیم یا اصلاح کنیم؟

مقاله از استاد ظهراب مددی در باره خط زبان و گویش بختیاری

تغییر، اصلاح و یا ناممکن؟ 

نیاز با داشتن خط خاص زبان خودمان سال هاست که مرا به خود مشغول کرده است.چندی پیش همراه با قلم به دستان یا بهتر بگویم شاعران بختیاری مهمان شاعر خوب آقای قهرمان محمدی بودم.ایشان سفارش کردند که درباره ی زبان صحبت هایی داشته باشیم که  به جای آن در باره ی نیاز ما به خط سخن گفته شد .در چهره ی برخی همراهی و بر چهره ی بعضی هم نگرانی  دیده می شد.در همان جلسه آقای اقبال صالحی قول داد که مطلب را مفصل برای چاپ در نشریه ی کهرنگ درج کنند. موضوع با عجله و گذر تند از روی آن، به اتمام رسید و بر این باورم که این کار شدنی نیست. منتظر نظریات شما دراین باره هستم.     حسین عبدالهی پبدنی 


 مقاله ی آقای ظهراب مددی:

سال ها ست که با نوشتن و خواندن به زبان بختیاری  در کنار فارسی نویسی مشغولیم و کم و بیش بر سختی های نگارش و بیشتر خواندن  متون بختیاری کاملاٌ  آشناییم.همین آشنایی با مشکلات خطی که بدان خط فارسی می گوییم ما را برآن داشت که به دنبال راهی برای رهایی از این گرداب باشیم.این یافتن راه  چندین سال است که وقت ما را به خود مشغول کرده است و اینک می خواهیم با شما هم تباران گرامی به شور بنشینیم و همفکری کنیم تا شاید راهی  بیندیشیم و زبان و فرهنگمان را به ساحل امن برسانیم.هرچند می دانم هستند افرادی که با نظریات ما مخالفت می کنند و حاضر نیستند تلاشی در جهت رفع مشکلات نگارشی بکنند و انگار دوست دارند همچنان در متن دشواری های نگارش به این خط بمانند.البته نباید فراموش کرد برخی با نوآوری در هر زمینه ای مشکل دارند چرا که دل بر گذشته بسته اند و به قول خودمان بدان «آمُخته »شده اند و چشم بسته می نویسند و می خوانند و حاضر نیستند گامی از آن جایی که ایستاده اند به جلو بردارند و  به فکر آن هایی که تنها خواننده اند و نه همیشه بلکه  گاهی هم می خوانند، نیستند. این را هم بیفزایم که اگر می خواهید فرهنگی پویا و زنده داشته باشیم باید خطی برگزینیم که متناسب با زبانمان باشد.
در جهان زبان هایی زیادی هستند که برخی از آن ها  تنها به صورت گفتارند و خطی ندارند که کسی بتواند به آن زبان چیزی  بنویسد به عبارت دیگر ارتباط و انتقال پیام آن مردم تنها از طریق گفتار انجام می شود. کشورهایی هم هست که  چند زبان در آن رایج است و هر زبانی برای خود خطی مستقل دارد .بدون شک  این چندگانگی خط مشکل ارتباط را در سطح کشور دشوار می کند. بر خلاف این کشورها کشورهایی هم هستند که با وجود داشتن چند زبان  از یک خط استفاده می شود که بهترین نمونه ی آن کشور خودمان است.معمولاً این خط واحد براساس امکانات زبان رسمی کشور است  و به جرأت می توان گفت به دیگر زبان ها که احتمالاً با زبان رسمی اختلاف زبانی هم دارند تحمیل می شود.

به هرحال موضوع اصلی بحث ما خط و نوشتار زیان بختیاری  و هم چنین شیوه ی نگارش بدان است یعنی می خواهیم شیوه ای برگزینیم که ضمن نوشتن و خواندن  آسان به آن همه ی دست به قلمان بدان متعهد باشند و یکسان بنویسند تا خوانندگان ما با مشکل چندگانگی نوشتاری روبه رو نشوند.
 از آن جایی که برخی از ما هنوز اطلاع درستی از زبان،گفتار و خط ندارند و احتمال دارد دچار خطا شوند به ناچار در آغاز اشاره ای کوتاه به آن ها  می کنم و سپس به سر موضوع اصلی می روم.
زبان چیست؟:منظور از زبان این اندام درون دهان نیست که در ارتباط با حس چشایی است .شاید کسانی باشند که فکر کنند ما تنها با این عضو می توانیم سخن بگوییم در صورتی که این گونه نیست و ما به یاری چندین عضو از بدن که این عضو یکی از آن ها ست و به اندام های گویایی معروف اند می توانیم سخن بگوییم و با هم دیگر ارتباط برقرار کنیم. در زبان شناسی به نظام ارتباطی مشترکی که همه ی سخنگویان یک زبان  به طور یکسان می آموزند و به کار می برند زبان  می گویند.هر کودکی که در جامعه ای به جهان می آید در سن یادگیری، این نظام مشترک را که یک دستگاه و نظام ذهنی و انتزاعی است  در ذهن خود به طور ناخودآگاه ثبت می کند.این دستگاه ارتباطی در ذهن همه  ی گویندگان آن  زبان یکسان است و کسی نمی تواند به خواست خود تغییری درآن ایجاد کند.

زبان یکی از نهادهای بنیادی جامعه و از عنصرهای بسیار مهم در فرهنگ اجتماع است ناگزیر هر وقت سخن از حفظ و تقویت و گسترش فرهنگ یک جامعه به میان می آید بحث زبان نیز به عنوان یک عامل اساسی مطرح می شود.اگر گسترش و نیرومندی فرهنگ بختیاری مدنظرمان باشد- که فکر می کنم هست- باید زبان بختیاری را مورد بررسی عمیقی قرار داد تا امکانات آن بهتر شناخته شود و از این امکانات در این نهضت فرهنگی هرچه بیشتر بهره برداری کرد.
گفتار چیست؟:در مقابل زبان که همان توانش زبانی و نظامی کاملاً ذهنی است گفتار قرار دارد.گفتار آن چیزی است که گفته و  شنیده می شود یعنی  عینی است.هر بار که شخص سخن می گوید یا می نویسد بخشی از نظام زبان  را به کار می برد که جنبه ی عینی  و فیزیکی دارد.هر کسی زبان دارد ولی امکان دارد کسی به دلیلی گفتار نداشته باشد و از وسیله ای دیگر مانند اشاره برای ارتباط استفاده کند.همان طور که گفتیم زبان در همه ی مردم یا جامعه ی زبانی واحد  یکسان است اما گفتار مختص هر فرد است  و از فردی به فرد دیگر تفاوت می کند.
خط و نوشتار چیست؟: از آن جایی که عمر گفتار کوتاه است و انسان دوست دارد دانسته های خود را به نسل های آینده منتقل کند در فکر راهی برای رساندن پیامش به آیندگان و همچنین سرزمین های  دوردست افتاد و بدین طریق خط اختراع شد.
برخلاف  زبان که ریشه در ذات و طبیعت انسان  دارد خط و نوشتار خاستگاه اجتماعی و فرهنگی دارد و ساخته ی خود بشر است. در اطراف ما هستند افرادی که زبان و گفتار دارند ولی از نعمت نوشتن بی بهره اند چراکه برخلاف زبان که استعداد یادگیری آن طبیعی و خدادادی است  برای یادگیری خط به استعداد طبیعی  خاصی مجهز نیستیم و باید از طریق معلم و مدرسه آن را بیاموزیم.
برخی زبان را همان خط  می پندارند ولی باید به خاطر داشت که خط هیچ بخشی از زبان را تشکیل نمی دهد و دلیل این گفتار هم همین است که همه زبان داریم ولی شاید خط  یعنی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشیم.پس زبان بر خط مقدّم است. بازهم  می توان برای این برتری دلایل دیگری آورد مانند این که همه ی جوامع انسانی زبان دارند ولی برخی از آن ها خط ندارند و تنها از جنبه ی گفتاری زبان استفاده می کنند مانند زبان های بومیان آمریکا و برخی از زبان های افریقایی. تعداد زبان های دنیا را حدود سه هزار(برخی بیشتر از این دانسته اند) برآورد کرده اند ولی جوامعی که زبان آن ها خط و نوشتار داشته باشد نسبت به این مجموعه بسیار کم است. و باز این که در جوامعی که خط و نوشتار دارند همه دارای زبان هستند ولی همه، سواد خواندن و نوشتن ندارند مانند جامعه ی زبانی خودمان چه فارسی چه بختیاری و همین طور است که کودکان همیشه  پیش از یادگیری خط و نوشتار زبان را می آموزند. از همه مهمّ تر جوان بودن خط نسبت به زبان است چراکه عمر زبان را بین 500هزار تا یک میلیون سال پیش می دانند درحالی که  خط بیش از ده هزار سال عمر ندارد.
          *    *    *    *
باری ، نمی دانم اهل خواندن شعر و مطلب به زبان بختیاری هستید یا نه ؟ اگر هستید احتمال دارد  از سرعت خواندن خود خشنود نباشید. این دو علت دارد: نخست این که مداوم این گونه مطالب را نمی خوانید. به عبارت دیگرخودرا عادت  به خواندن چنین نوشته هایی نداده اید. دوم مشکلی که در دنباله ی علت نخستین جای دارد و بی ربط به آن هم نیست مشکل  نوشتار  نوشته ها ست.صاحبان  قلمی که به زبان بختیاری مطالب خود را نوشته اند و هنوز هم می نویسند گاهی روشی و شیوه ی نگارشی  در پیش گرفته اند که خواننده با هیچ رمل و اسطرلابی نمی تواند از آن گره گشایی کند.نمونه های  فراوانی از این دشواری ها و ناهمخوانی بین گفتار و نوشتار در آثار بختیاری زبان ؛ کافی است به یکی از این قبیل  آثار مراجعه کنید.برای این که مایه ی دلخوری عزیزان نشوم از کتابی نمونه ای نمی آورم و تنها به چند نمونه ی ساده و پرکاربرد اشاره می کنم:
خُته(/خ/-ُ/ت/-ِ/): یعنی خودت را که اگر خوته می نوشت بهتر خوانده می شد و دیگر نیازی به گذاشتن نشانه ی مصوت ( -ُ )بالای "خ" نبود.هم چنین  آوردن خس(/خ/-ُ/س/) به جای خوسه(/خ/-ُ/س/-ِ/) نادرست است چون که خو مخفف خود است که بدان ضمیر متصل شخصی «ت» و «ه» نشانه ی مفعول افزوده شده است.
حتماً دیده اید که متن هایی که به زبان بختیاری نوشته می شوند صاحب آن واژه های بختیاری را اعراب گذاری می کند که گاهی حروف چین اشتباه می کند و صاحب اثر هم بدون غلط گیری به خواننده تحویل می دهد.عکس این را هم دیده ام که واژه هیچ اعرابی نداشت و مانده بودم که آن را چه بخوانم.البته گاهی هم اعراب گذاری ها با آن چه ما آشناییم اختلاف دارد که نشانه ی تفاوت لهجه ای است مانند شل که در یک مکان شُل و درجایی دیگر شِل می گویند.اگر بتوانیم کاری کنیم که نیازی به اعراب گذاری نباشد چندین قدم به جلو برداشته ایم.
مشکل دیگری که به روش نوشتاری فرد وابسته است عدم رعایت فاصله بین واژه هاست یا فاصله نهادن بین اجزای یک واژه خواهد بود: گوکشینه کرده باو مین بختیاری: اصل آن به همین طرز نوشتار باید این طور باشد: گوکُشی نه کرده باو مین بختیاری و یا کُهننه یعنی کُهنه نه .
عدم توجه به فاصله ی  میان واژه و پایان واژه هم که از اشکالات شیوه ی نگارش است هم بر مشکلات ما می افزاید: و ید(وید)/سپر  دن(سپردن) . اگر  خطا ی حروفچین ها هم باشد پذیرفتنی نیست.
آیا «گل» گِل است یا گُل و یا گَل؟/«در» ،دِر یا دُر یا دَر است؟ گلال و گلال یکی هستند؟ اگر بگویید بنویسید «باز»می مانیم با کدام «ز»است: " ز "،" ض "،" ظ " و " ذ ".
حتماً در هنگام خواندن نوشته های بختیاری دیده اید که چند نوشته، یک واژه را به چند صورت نوشته اند مثلاً دروغ را یکی« دوره»،دومی« دورو»،سومی« دوروه» می نویسد و باز در یک نوشته برخورد کرده اید که  در جایی شهسه(سیاهش را) آمده است و در جای  دیگری شه سه .
البته باید توجه داشت که دشواری های دیگری هست که در ذات خود خط وجود دارند و ما هیچ گناهی نداریم .شکل نوشتاری برخی واژه ها هم  مانند هم اند که اگر نوشتاری باشند نه گفتاری، در خارج از  جمله نمی توان آن ها را معنی کرد ولی در جمله به آسانی می توان معنی آن ها را دریافت مانند:خَرد(علیق) و خَرد (ماضی ساده از مصدر خردن) یا زینم و زینم (/ز/ی/ن/-ُ/م/). هردو نمونه نوشتار یکسانی دارند ولی با این تفاوت که نمونه ی اول همان طور که گفته شد حتی در گفتار هم یکسانند و تنها در جمله معنیشان مشخص می شود و راهی دیگر وجود ندارد اما نمونه ی دوم یک تفاوت جزیی با نمونه های نخست دارد و آن هم کاربرد تکیه است یعنی اگر تکیه(1) بر هجای نخست باشد یعنی زین اسب من ولی اگر روی هجای دوم باشد یعنی زن من.برای این گونه واژه ها کاری نمی توان کرد چرا که تکیه نشانه ای ندارد مگر بخواهیم آن را تعیین کنیم.پس با وجود همه ی این اشکالات می توان با اندکی تلاش، بسیاری از ناخوانی های نوشتاری خط کنونی را تبدیل به خوانایی کرد.چرا راه دور برویم اگر همین واژه هایی که رو به روی دیدگان شمایند در جمله نبودند و به تنهایی می آمدند و ما هم به شکل نوشتاری آن ها آشنا نبودیم می توانستیم به راحتی بخوانیم و معنی آن ها را دریابیم؟
تأثیر زبان فارسی  بر ما و آشنایی با واژه های آن گاهی چنان بر ما چیره می شود که بختیاری می گوییم ولی فارسی می نویسیم یعنی  همان طور که می گوییم نمی نویسیم ؛این دیگر گناه خط نیست بلکه از بی توجهی و بی تفاوتی ماست.دقت کنید می گوییم دَسد(دَسذ) می نویسیم دَست/می گوییم مُسد(مُسذ)می نویسیم مُست.
تأثیر پذیری ما از زبان فارسی به همین یک یا دو نکته محدود نمی شود. نمونه ی دیگر آن:در زبان فارسی گفتاری برخی از واژه هایی که در نوشتار به ان ختم می شوند مانند نان،جان و... را  نون و جون می گویند و ما هم چون زبانمان هنوز گفتاری است تحت تأثیر همین شیوه ی زبان فارسی و بی توجه به گفتار خودمان این ها را نون و جون می نویسیم در صورتی که اگر به گفتار آنانی که با اصالت سخن می گویند توجه کنیم در می یابیم که ن این واژه  ها در بختیاری به شکل وv// آن هم خیشومی یا غنه یعنی تودماغی ادا می شود .اگر به واژه نامه ی من نگاه انداخته باشید دیده اید که من بالای این و نشانه ی غنه  . در ضمن گاه همین ن گاهی تبدیل به م می شود:گفتاری و جویعنی~ را گذاشته ام: نو   (پرسو  : پرسم پرسم رهذم تیسوفارسی : پرسان ← پرسون ← بختیاری: پرسم یا پرسو  ): پرسان پرسان رفتم پیششان.  رهذم تیسوپرسو
منظورم این است که نوشتار فارسی و تحصیلات به زبان فارسی و عادت به خواندن به خط و زبان فارسی و آشنا شدن با شکل واژه های فارسی باعث چنین اتفاقی در ما شده است.متأسفانه برخی از ما تا دیروز جز فارسی نمی دانستند حال به برکت آمدن به شهر و کارکردن در شرکتی همچون ملی حفاری زبانی آمیخته از فارسی و بختیاری یافته اند که خدا مردگان چراغعلی و کَل شُرگِلا را بیامرزد.عشق به فارسی گویی  چنان در جان برخی از ما رخنه کرده است که اگر با آنان فارسی بگویی باز با همان شله قلمکار خودشان جواب می دهند.این اتفاق همین چند وقت پیش در منطقه ای از ییلاق بختیاری رخ داد.چوپانی بود که من با او بختیاری صحبت می کردم واو با من به اصطلاح فارسی.
جالب این جاست که به خاطر نداشتن یک شیوه ی نگارش یکسان برخی حتی واژه های بختیاری را هم با حروف عربی می نویسند: ایسا را عیسا/ هُشک را حُشک می نویسند و گاهی هم عدم آشنایی با صداهای زبان حروف را اشتباهی می نویسند مانند   " ی مجهول " که در جای خود از آن سخن  گفتم.
نکته ی بسیار مهمّ در نوشتار این است که هر بختیاری به لهجه ی خاص خود می نویسد که گاهی نوشتار برخی واژه ها با لهجه ی شما فرق خواهد داشت. باید آن را پذیرفت و از آن خوشحال شد .مانند این که ما در مسجدسلیمان و طوایف اطراف آن حرف اضافه ای داریم که «به» گوییم ولی در ایذه و بسیاری جاهای دیگر و حتی خود مسجدسلیمان«وِ» گویند.به هرحال ما برای رسیدن به زبان معیار خاص خودمان باید این تمرین ها را بکنیم.اگر کاری نکنیم  می آید روزگاری که بچه های مالی ما که هم اینک جز بختیاری زبان دیگری نمی دانند با این رسانه های گروهی صدا و تصویری چنان به فارسی صحبت خواهند کرد که تهرانی ها به گفتار آن ها غبطه خواهند خورد. مگر ندیده اید که به جای نی در بالای سر چوپان یا برزگر و یا... رادیو کار می کند و انواع صداها را به گوش آنان می رساند؟ من نه این که دوست ندارم بختیاری با دیگر زبان ها و فرهنگ ها آشنا شود نه برعکس دوست دارم ولی از خود بیگانگی را دوست ندارم.مگر ما که به زبان فارسی درس خواندیم و می نویسیم و می خوانیم بختیاری را از یاد برده ایم؟ گرچه ما هم هنوز نمی توانیم در جلسه ای ،دو سه مطلب کوتاه را به زبان خودمان بگوییم چرا که عادت نکرده ایم و .... بماند.(چند روز پیش به یک دانش آموز دبستانی برخورد کردم .از او پرسیدم کجایی هستی؟ گفت: مسجدسلیمانی.خوشحال شدم و با او به بختیاری صحبت کردم.چنان به بختیاری سلیس صحبت می کرد که دوست داشتم فقط صحبت کند و من گوش کنم.به هرحال هم به بیانش  غبطه خوردم و هم شرمنده شدم.)
همه ی این  نابسامانی های نگارشی که تنها به برخی از آن ها   در بالا اشاره کردم تلنگری است بر شیشه ی سکوت و بی تفاوتی  خود و دیگرانِ دلسوزی است که بختیاری و فرهنگ و زبانش را دوست دارند ولی  همان طور که گفته ام در سکون به سر می برند یا در بی تفاوتی.ما می خواهیم هم  بیدار شویم و هم بیدار کنیم.
به عزیزان بختیاری نویس هشدار بدهم  نگذارید با پافشاری بر روشی نادرست همین چند خواننده ی دلسوخته را هم که داریم ناامید از خواندن کنیم و به دامن فارسی بیندازیم و بختیاری را روانه ی گورستان زبان ها کنیم وافتخارمان سخن گفتن به زبان فارسی شود.این را بدانید که ما با زبان و خط فارسی هیچ ضدیت و دشمنی نداریم بلکه به هرزبانی از دید یک سرمایه ی ملی می نگریم که باید حفظ شود.
پرسش این است که این همه نابسامانی در نگارش آثار بختیاری زبان ناشی از چیست؟ به نظر من برخی مربوط به خود خط است مانند عدم نشان دادن مصوت های کوتاه یا چند حرفی بودن یک واج و ... و دیگر این که در زبان بختیاری امکاناتی هست که در خط فارسی وجود ندارد مانند ی مجهول و ... و مهم تر از همه بی تفاوتی خود ما مانند نوشتن عیسا به جای ایسا و دیگر این که رسم الخط واحدی نداریم تا همه مکلّف شویم در نگارش واژه ها و جمله ها یک شیوه را به کار ببندیم نه این که هرکس به میل خود در نوشتار دست ببرد.
همه ی این ها باعث می شود که ما را به فکر وا بدارد تا راهی برای یکسان و آسان نوشتن و  خواندن بیابیم.

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم