پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

نوبت کهنه فروشان درگذشت __ نوفروشانیم و این بازار ماست

مقاله از آقای رامین طهماسبی راکی

-----------------------------------

     هدف از نوشتن یادداشت قبلی در خصوص اوضاع نابسامان فرهنگی بختیاری نشان دادن ناکارآمدی برخی عناصر فرهنگی در عصر حاضر و جامعه کنونی  و لزوم به روز شدن آنها بود .

     آیا نوجوان و جوان بختیاری روستایی یا شهرنشین ساده و  بی آلایش که خود را در برابر هجوم فرهنگ های بیگانه که هر روز از طریق وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو ، تلویزیون ، تلفن همراه ، اینترنت و ماهواره  با فن آوری های جدید و جاذبه های فراوان و فریبنده می بیند ، فرهنگ بختیاری چه اندازه برایش جذابیت دارد ؟

     آیا نوجوان و جوان شهرنشین شده ی بختیاری که مانند بسیاری از هموطنان ، خود را در آپارتمانی کوچک محصور می بیند پذیرش برخی از الگو های اکتسابی والدینش که در مواردی هیچ نوع سنخیتی با دنیای امروزی ندارد ،  را خواهد پذیرفت ؟

       آیا موی کندن وخراشیدن روی و جیغ کشیدن بانوان همتبار ، گریبان دریدن مردان ، تیراندازی در مجالس جشن و عزاداری ، استفاده از برخی مداحان بختیاری کم سواد که حتی قادر به خواندن صحیح متن اعلامیه فوتی و پیام تسلیت ها نیستند و دادن نسبت ناروا و اغراق آمیز برای آن عزیز تازه درگذشته یا  پوشیدن جامه ی سیاه به مدت طولانی در قرن بیست و یکم و دنیای پر زرق و برق کنونی برایش قابل پذیرش است ؟

     آیا در عصر ارتباطات با فن آوری های پیشرفته برای برخی از آداب و رسوم به روز نشده که گاهی در تضاد و تناقض با زندگی امروزیست ، جایی وجود دارد ؟

     آیا اگر در بسیاری از آداب و رسوم فرهنگ بختیاری بازنگری و اصلاحات صورت نگیرد  ، رفته رفته شاهد حذف یا انزوای فرهنگ قومیمان نخواهیم بود ؟

     می دانیم که لزوما ً در هر فرهنگی تمام عقاید درست و واقعی نیستند با این وجود آیا اگر برخی باورهای نادرست و تعصبات خشک  و بی پایه و اساس درون طایفه ای کنار گذاشته نشود به تفرقه و دشمنی های بی مورد دامن زده نمی شود ؟

     آیا اصولا ً فرهنگ بختیاری از ویژگی های یک فرهنگ مثل پذیرش اجتماعی ، اکتسابی بودن ، تحول پذیری  و ... برخوردار است ؟

     سؤالاتی از این دست  که در ذهن و فکر نوجوان و جوان بختیاری که وارث فرهنگ بختیاری در آینده می باشند ، بدون پاسخ خواهد ماند و جوان بختیاری دور افتاده از زادگاه نیاکانش دچار خودباختگی شده  ، پیشاپیش خود و فرهنگ خود را مغلوب  می داند و با آغوش باز پذیرای دیگر فرهنگ ها  ( البته اگر بتوان بر آنها نام فرهنگ گذاشت ) خواهد شد .

   آیا نوفروشانی که هویت مشخصی ندارند به دنبال چنین افرادی نیستند تا تیشه به ریشه فرهنگ های کهن بزنند و با شعار نوبت کهنه فروشی به پایان نرسیده است به میدان نیامده اند ؟ بر ماست که اصالت و فرهنگ ریشه دارمان را با سخنی نو و حلاوتی دیگر  به گوش میراث داران بختیاری برسانیم .

     متأسفانه حوزه فرهنگ بختیاری در مقایسه با سایر اقوام ایرانی کمترین آثار مکتوب  را دارد و سهم آموزش و پژوهش های علمی در این حوزه بسیار ناچیز است ، البته طی چند سال گذشته آثاری ارائه شده که بسیاری از آنها به دلیل تازگی ، عدم اطلاع رسانی صحیح  و ضعف های بنیادین مورد استقبال همتباران عزیز قرار نگرفته است .

      با توجه به هزینه ی بالا و دیر بازده بودن کارهای فرهنگی بسیاری از حامیان مالی تمایلی به سرمایه گذاری در این حوزه ندارند . اما باید برای بقاء و پایداری این فرهنگ کهن و ریشه دار کاری اصولی کرد ، باید با حفظ اصول پاره ای از عناصر فرهنگیمان نظیر ارزش ها ( مواردی که در گذشته ارزش بوده ، بدون هیچ گونه تغییری به ما رسیده است ) ، باورها ، نمادها ، صنایع فرهنگی و هنریمان بازنگری کنیم آنها را به روز کنیم .

     تا زمانی که خود و فرهنگمان را  نشناسیم ، نقاط قوت و ضعف فرهنگمان را نشناسیم آسیب پذیر خواهیم بود . باید بر روی آموزش بسیار تأکید شود . دست روی دست نگذاریم و به امید دیگران ننشینیم، باید بسترسازی کرد. باید آموزش های همگانی در بین همتباران افزایش یابد ، منظور از آموزش حضور در کلاس درس نیست ، آموزش از راه دور ، سرودن شعر ، بیان نکات پند آموز ، ارسال پیامک های آموزنده ، ایجاد سایت ها و وبلاگ های فرهنگی ( غیر سیاسی ) و بسیاری راهکارهای دیگر که نیاز به بررسی و فکر بیشتردارد در جهت ارتقا ء سطح دانش و آگاهی همتباران عزیز گام .

      بیاد داشته باشیم در رقابت بی رحمانه ی کنونی اگر ملت یا قومی  بخواهد بماند باید هزینه اش را بپردازد .

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم