پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

«آ» کلاه دار«ا» بی کلاه

(با عذر خواهی از محضر همه سران و بزرگان دارای نام و نشان، نوشته زیر تلنگری است به برخی که هر چیزی را مختص و منحصر به خود می دانند و به مردم این اجازه را نمی دهند تا به کسانی  که با پشتکار و تلاش در عرصه علمی،سیاسی و اجتماعی ترقی کرده و به مدارج بالایی می رسند به احترام و بزرگداشت خطاب شوند و همه چیز حتی «آ» را هم در انحصار مطلق خویش فرض می نمایند.)

در مجلسی که تعداد زیادی از همتبارن حضور داشتند، شخصی نام فردی را با پیشوند حرف «آ» و به احترام خطاب کرد. دیگری از آن سوی مجلس با عصبانیت گفت: از کی تا حالا ایشان «آ» شدند؟ او که «آ» نیست! «آ» مال ماهاست، چرا سلسله مراتب را رعایت نمی کنید؟ چرا همه را مثل هم حساب می کنید؟ و...

    شخصی که فرد مورد نظر را مخاطب قرار داده بود گفت: آفلانی! بفرمایید که این مرد را با چه عنوانی باید صدا کنم؟ شما بگویید.

معترض گفت: به اسمش، بگو کُهمیر.

شخص خطاب کننده گفت: شما مرد محترمی هستید؛ امروزه مرد ها را با عنوان آقا و زنان را هم با عنوان خانم باید نامید، چه عنوانی پیشنهاد می کنید؟

معترض گفت: ایشان عنوانی ندارند، کهمیر خالی!(کهمیر پیت و پتیک بس بگو).

شخص خطاب کننده که جلسه را ملتهب از عصبانیت و خشم زیادی می دید،جهت کنترل حاضرین خواست تا به قضیه فیصله بدهد،گفت:

     خوب به ایشان می گویم آقای کهمیر.

معترض گفت: اشکالی ندارد، به همه می گویند آقا، به او هم بگو آقای کهمیر.

     معترض غافل فکر کرد که «آ» از آقا بالاتر است؛ البته به او چنین القاء شده و آموخته بود که «آ» مختص او و خانواده اوست و بس! به جز او و بستگانش حق استفاده از «آ» کلاه دار را ندارند و بقیه «ا» بی کلاه هستند!

     در این میان فرد مخاطب با این که به او توهین شده بود بدون هیچ واکنشی و با سعه صدر و حوصله و شکیبائی منحصر به فرد، دست بر چانه فقط نظاره گر جریان بود و ...

      شرم و خجالت تن را خیساند و جریان نبض جبین را گداخته آتش برافروخته خود کرد. خودخواهی و کبر برتخت سست بنیان نخوت جای گرفت و بردباری و صبر بر بلندای انسانیت ایستاد. کلاه کاغذی«آ» از شعله خشم حاضرین سوخت و خاکستر شد و فرودست نشین جمع گردید. پشم«آ» کلاه دار بر باد رفت و خود را در فرودست «ا» بی کلاه دید! آرام و بی صدا با نقشی از لبه کلاه که بر پیشانیش  نشسته بود، به بالانشینی و کبر غرور خود می اندیشید!

     برای من و همه آنهایی که از آن برخورد نامعقول ش.که شده بودند این سؤال پیش آمد که چرا همه را با عناوین و عبارات محترمانه و بزرگداشت نباید صدا بزنیم؟ چرا فرهنگ سازی و شخصیت سازی نمی کنیم و به دیگران حق برتری و امتیازی که دارند را نمی دهیم؟ مگر ما صاحب اسامی و عناوین هستیم که چنین برخورد ناجوانمردانه و غیر منطقی با همنوعان خود می کنیم؟ اجتماعی موفق و سربلند است که اجتماع خود را با معیارهای انسانی و اجتماعی بارور ساخته و به آن اعتبار و غنا ببخشد و...

     ایکاش کلاه کاغذی «آ» کلاه دار را از سر بر می داشتیم و با «ا» بی کلاه همراه می شدیم تا همگام و همکار به سر منزل مقصود نائل می گردیدیم! کاش بنا بر فرمایش حضرت علی(ع) آن چه را بر خود نمی پسندیدیم بر دیگران روا نمی داشتیم! ایکاش  

   

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم