پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

الهی شکر

الهی شکر

دوستی اصفهانی و صاحب منصب و با کمالی دارم که هر وقت مرا ببیند،قبل از احوالپرسی و هر صحبتی دیگر از من می پرسد: زردکوه بختیاری برف اومده؟

اگر اومده باشه میگم بله اومده. دستاشو به آسمون بلند میکنه و میگه الهی شکر.

می پرسه چقدر اومده؟

مثلاً میگم خیلی یا یه مقداری...

میگه الهی شکر.

می پرسه که بارون چطور؟ زیاد میاد ؟

میگم بله هم برف میاد و هم بارون.

میگه الهی شکر.

وقتی که از طریق تماس تلفنی فامیل و دوستان ساکن در کوهرنگ و مناطق دیگه بختیاری از بارش ها با اطلاع میشم که بارون و برفی در منطقه نیومده باشه،واقعیت رو میگم که بارش برف یا بارون نبوده. اونوقته که ناراحت میشه و میره تو فکر!

خدایا ما چقدر بد شدیم که به ما توجهی نمی کنی؟ خدایا چرا همه بدی ها رو به پای همه می نویسی؟ همه که بد نیستن . و آخرش هم میگه خدایا راضیم به رضای تو اما می دونم ارحم الراحمینی تو و لطفتو از ما دریغ نمی کنی و ...

بعد از سؤالات بارشی، میگه خب دیگه چطوری؟ خوبی؟ خوشی ؟ سلومتی؟ و...

در هر ملاقاتی با ایشان این نوع سؤالات همواره بین ما رد و بدل میشه و از شما چه پنهون که گاهی اوقات برای این که انسانی والا و پاک نهادی هست،اگه بارون کمی اومده باشه برای رضای خاطرش میگم خوب اومده، و اونم میگه الهی شکر.

دوست ندارم الهی شکرشو نشنوم ،خیلی با احساس و زیبا میگه الهی شکر یعنی با تمام وجود با خدا حرف می زنه. راستش خیلی بش حسودیم میشه ! دوستم یک انسان بی آلایش به تمام معناست.

     یه روز از من پرسید :

 میگم نمیشه چند تا تونل دیگه بزنن و هر چه آب اون ور میره  برگردونن به طرف اصفهان؟

گفتم مگه تا حالا نرفتی منطقه بختیاری و کوهرنگ و چشمه دیمه و ...؟

گفت نه متأسفانه هنوز قسمت نشده!

گفتم تو که این همه به فکر بارش بارون وبرف اون مناطق و آب مصرفی مردم اصفهان هستی،چطور تا حالا نرفتی ببینی منشأ این آبی که  مصرف می کنی و این زیبایی که زاینده رود به شهر اصفهان بخشیده کجاست و از چه محلی میاد؟ چرا نمی ری ببینی سرمای اون برف و بارون وسیلاب هایی را که پشت سد جمع میشن،چطورمردمی اون مناطق رو به زحمت می ندازه! سرما و سختیش برای اون مردمه و خوشی و رفاهش برای ماهاست و...

گفت خوب راست میگی اما اونا خوش به حالشونه که تو اون مناطق پر برف و بارون زندگی می کنن و جای سالمی دارن ؛من شنیدم که کوه های قشنگی دارن ! چشمه های سرد و گوارایی دارن! شیر و ماست و کره و .. دارن!و...

دوستم  تحصیلکرده و مؤمن من یا منظور منو نفهمیده بود و یا خودشو به اون در زده بود! خدا عالمه!

خلاصه براش توضیح دادم که دو تا از تونل های انتقال آب در منطقه کوهرنگ بختیاری مقداری از آب جاری به طرف خوزستان و کارون را به زاینده رود بر گردوندند و تونل سوم هم در منطقه پرک و تنگ گزی بختیاری در حال احداث و اتمام است.

بلافاصله گفت الهی شکر! کی تموم میشه؟کی آب اونجا میا اصفهان؟ و...

گفتم که اگر مشکل در سر راه حفر ایجاد نشده بود تا حالا تموم شده و آب جاری در منطقه بیرگان بختیاری به زاینده رود می پیوست!

پرسید چه مشکلی؟

گفتم اینطور که گفتن در مسیر حفاری به یه رگه پر فشار آب رسیدن که ناگهان درون تونل فوران کرده و تمامی وسایل و ابزار آلات شرکت سازنده رو  از کار انداخته و ماه ها وقت صرف کردن تا تونستن که این چشمه درون تونل رو مسدود کنن تا به ادامه کار بپردازن.

گفت این چند ماه آب چشمه که توی تونل جاری بود،از بین رفت؟ چه حیف!

گفتم نه از بین نرفت . با توجه به شیب تونل آب از راه خروجی تونل بیرون اومد و به زاینده رود پیوست.

دستاشو به آسمون بلند کرد و گفت: الهی شکر؛ چه خوب که آب به هدر نرفت و تومد این ور!

با حالتی متعجبانه و قهرآمیز رو به من کرد و گفت : میگم نمیشه همه آب کارون ور بر گردونن اصفهان؟

گفتم: اگه همه آب رو برگردونن اصفهان بقیه چکار کنن؟ اون طرف هم کلی انسان وجود داره ! کشاورزی اون طرف چی میشه؟

گفت آخه از آب کارون میریزه خلیج فارس و به هدر میره ! چه فایده؟

گفتم تا برسه به خلیج فارس چند برابر جمعیت اصفهان جمعیت وجود داره که از این آب استفاده می کنن!

یه کمی فکر کرد و با خونسردی گفت : راست میگی! اما دولت باید به اندازه مصرفشون براشون آب بفرسته تا به اون آخرا که رسید دیگه تموم بشه و چیزیش به خلیج فارس نریزه!

و...

آخر سر گفت نمیشه کوه ها رو سوراخ کنن و همه آبای اون ورو بفرستن این ور؟

گفتم چرا که نه! غیر از کارون ،رود سیمره رو هم داره از همین سوراخا میارن اینطرف!

گفت: الهی شکر...

چیزی که در نظر این دوست عزیز نبود رفاه و آسایش دیگر مردمان به قول ایشان اون طرف و این طرف بود!

خیلی دلم به حال خودم و همتباران سوخت که این مردم صادق و زحمت کش و درد کشیده حتی نمی توانند از آب جاری در منطقه خودشان برای کشاورزی برداشت کنند! آنها باید به سازمان آب اصفهان مراجعه نمایند و پس از طی هفت خوان رستم،آیا موفق به دریافت مجوز برداشت آب چشمه ساران خود باشند یا نه!

من هم میگم الهی شکر.

به خداوند بزرگ امیدواریم که رحمت خود را بر مردم ایران هم چنان ببارد.

 باز هم الهی شکرت ...

ز بختم همه رودهایم پرآب    

               ز یارم به کهسار مانده به خواب

منم صاحب آب این زنده رود    

                    منم تشنه قطره ای از وجود

من از زردکوهم که کارون ازوست   

                منم آن سقایی که خالی سبوست

من از دیمه ام آب آنجا دواست    

               منم درئمندی که حاجت رواست

 

 

 

 

   

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٢:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم