پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

چهره های سرشناس طایفه پبدنی قسمت دوم

 

طایفه پبدنی به جز اتحاد و همبستگی طایفه ای ،  اتحادیه های همبستگی و هم دستگی اتفاق و همکاری درون طایفه ای به وجود آورده که طایفه را در دو تیره  و دو شعبه تقسیم می نمود  . در این اتحادیه تش هایی با هم متحد ،هم پیمان و هم قسم گردیدند که با هم در امور سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و امنیتی تیره و شعبه خود از هیچ جانفشانی ، کمک و مساعدت دریغ نکنند . این هم پیمانی ، در مواقع ضروری و اتفاقات و مشکلات پدید آمده در میان مردم تش ها ،  از جمله همفکری و هم نظری درامور سیاسی ،  همکاری و همراهی  درایلراه ها و  کوچراها ، کمک و مساعدت به یکدیگر در حوادث طبیعی و غیر مترقبه ، پشتیبانی و همرزمی با هم در مقابل هجوم و درگیری های احتمالی ، همیاری در کشت و زرع و دامپروری و کمک اقتصادی به متحدین خود و غیره به کمک مردم می رسید و آنان را متعهد و ملزم می ساخت تا از یکدیگر  در مقابل مشکلات و سختی و نیاز به هم به کمک یکدگر بشتابند و از هم  دریغ نورزند و تا پای جان و مال  از همدیگر دفاع ،و پشتیبانی و مساعدت نمایند .

در فرهنگ بختیاری اینگونه اتحاد و همبستگی ها را ( هین و چو ) می گویند  . اصطلاح هین و چو مرکب از دو کلمه خون و چوب است . هین به معنای خون و چو بمعنای چوب . یعنی حمایت از هم در مقابل هجوم و تجاوز دشمنان . و به تعبیر عامیانه تر یعنی خون را برای دفاع و حفظ و حراست از ناموس و جان و مال یکدیگر دریغ نورزند و با چوب ( گرز ) که سلاح سرد مردم آن زمان بود با دشمنان هم بجنگندند و از خانواده های هم حراست و پاسداری نمایند . و همچنین در امور سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی نیز بیاری هم بشتابند . در واقع هین و چو یک معاهده و اتحاد نامه ای درون طایفه ای است که همه در کمک به یکدیگر در کلیه امور تشریک مساعی نمایند .

هین و چو و اتحاد امنیتی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی موجب شد که طایفه پبدنی  به دو دسته و تیره تقسیم و منشعب گردد . وصلتها و خویشاوندیها به این تعهد انسجام و قوام و قدرت بیشتری داد . تش ها بنا بر قرابت و نسبتها ، خویشاوندی و فامیلی به سوی هم جذب شدند .

 سه تش باور ، باقر و محمدرضا ( جمشید) به سه فرزند عبداله جون که  تش های ابدال ، عبدلی وند و ناصررا به وجود آورده بود ، به مناسبت قرابت و خویشاوندیها و وصلت های انجام شده در میان آنان ، به هم پیوسته و تیره عبداله جون را با شش تش تشکیل دادند . تیره عبداله جون با  شش تش ، شکل یافته و با هم هین و چو گردیدند .تیره عبداله جون بیشتر در میان تیره خود وصلت نمودند تا به هم نزدیکتر و منسجمتر گردند.

در مقابل تش های درویش عالی ، رمدان و سلگو ( سلجوقی ) نیز با هم هین و چو شده و بیشتر با هم وصلت و خویشاوندی نمودند تا به استحکام اتحاد و انسجام خود قوت ببخشند . سه تش درویش عالی ، رمدان و سلگو ، به تیره سه قومه معروف گردیدند . این نامگذاری و وجه تسمیه از آن جهت گذارده شد که وصلتهای زیادی درون این سه تش انجام گرفت بطوریکه با هم نسبتهای فامیلی زیادی پیدا کردند و به همین مناسبت به سه قومه (قمه ) مشهور گردیدند .

هین و چو و ایجاد دو تیره در طایفه پبدنی موجب شد تا پس از استقلال بزرگان طایفه برای کدخدایی ، هر نوبت دو نفر برای این سمت  در نظر بگیرند و خوانین حاکم نیز با توجه به این امر و همچنین به واسطه حصول اطمینان از اداره طایفه توسط دو نفر کدخدایان در رتق و فتق امور و وصول تحف و هدایا و سیورسات بیشتر و اخذ مالیات بدون وقفه و دردسر توسط دو کدخدا به این امر رضایت داده و هر نوبت حکم کدخدایی را بنام دو نفر صادر می نمودند .

پس از حکم کدخدایی مشهدی منصور حیدری پبدنی از تش درویش عالی و ملا روزعلی ناصری پبدنی از تش ناصر احکام بعدی بنام ، آعلی بابا سلجوقی پبدنی از تش سلگو ، مشهدی مهدی جمشیدی پبدنی  از تش محمد رضا ( جمشید ) و در دوره ای پس از آن میرزا ناصر حیدری پبدنی از تش درویش عالی و آخسرو جمشیدی پبدنی از تش محمدرضا ( جمشید ) صادر گردید . ( سند و روایتی بجز افراد ذکر شده تا حال حاضر در مورد  حکم کدخدایی دیگر مردان بزرگ طایفه  در دسترس  نیست ).

به جز صدور حکم کدخدایی بنام کدخدایان ،  برای برخی دیگر از افراد سر شناس طایفه پبدنی نیز حکم ریش سفیدی از سوی حاکمان وقت صادر می گردید که در واقع به نیابت و یا به معونت کدخدایان در طایفه همکاری و همراهی می نمودند . نام ریش سفیدان طایفه در قسمت سوم ذکر خواهد شد .

از همطایفه های ارجمند درخواست می گردد در صورت اشکال و ایراد در ثبت اسامی و مطالب اعلام نموده تا رفع و اصلاح گردد .  

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم