پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

معرفی چهره های سرشناس طایفه پبدنی قسمت اول

چهره های سرشناس طایفه پبدنی بختیاری

چهره های سرشناس طایفه پبدنی را از دیدگاه فرهنگی ، سیاسی ، علمی ، اجتماعی و مذهبی و با نگاه تیزبین و حقیقت جو و با اندیشه و تعقلی  مبتنی بر واقعیت باید جستجو کرد . حافظه تاریخی طایفه پبدنی منحصر است به یادمانده ها و یادواره ها ، با  سینه نوشته هایی قطور و زبان گفتاریهای بسیار ازپدران و مادران طایفه است که عاشقانه و مفتخرانه ، نسل به نسل  و با استفاده از زبان ، تنها وسیله و ابزار ارتباطی قابل استفاده و ممکن برای همگان ، از قفسه سینه های نسلهای گذشته استخراج و به آرشیو و بایگانی  نسل های بعد انتقال داده اند . برخی یادمانده ها بر اثر زخم و غبار زمان از محفظه خاطرات پاک و زدوده و محو شده و بعضی دیگر نیز به علت گردش نقلی بیش از حد زبان به زبان و سینه به سینه  توسط نقالان مجالس ، به تحریف و اغراق کشانده شده است . مد نظر نگارش و معرفی چهره های سرشناس و نام آشنای مانده در دل تاریخ طایفه پبدنی بختیاری است که به حرمت حریم پاک فرهنگ صادق بختیاری ، بدون تعصب و اغراق ، شخصیت و مقام و جایگاه افراد سرشناس و مشهور و نامدار طایفه پبدنی را ، ضمن امانتداری در ارایه و ثبت خاطرات واقعی  و درست توسط همطایفه ای های گرامی و هم چنین ویرایش یا حذف برخی نقلهای تحریف شده  و یا تمجید های اغراقی ، جهت آشنایی نسل امروز ، به حافظه نوشتار کشاند .

تاریخ طایفه پبدنی با دلالت اسناد موجود و برخی یادمانده های مردمی ، تقریبا از اوایل قرن یازدهم هجری شمسی  به این سوی حکایت می کند . مانده های تاریخی شامل تاریخ سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و جغرافیایی طایفه پبدنی می باشد که می توان بر اساس مستندات موجود و محفوظات برجای مانده ، بر آن صحه گذاشته و به منصه ظهور رساند .

ابتدا به  چهره های سرشناس و مشهور و مورد احترام طایفه پبدنی از حدود سه قرن قبل تا دهه شصت ، درعصر حاضر اشاره خواهد شد . ممکن است که نام بزرگی در اینجا از قلم نوشتار بیفتد که قبلا ضمن عذرخواهی تمنای تذکر و یادآوری را از همتباران گرامی را دارم تا با کمک شما اصلاح و ثبت گردد .

طایفه پبدنی تا سال 1351 هجری قمری مصادف با سال 1311 هجری شمسی کدخدایی مستقل و مجزا نداشته و مدیریت و کدخدایی طایفه پبدنی و گله در اختیار کدخدایان طایفه گله بود . قبل از این تاریخ فقط ریش سفیدی ، سرپرستی سنتی تیره و تش ،گپ مال طایفه را بزرگان طایفه پبدنی بر عهده داشتند . سالیان مدید بزرگان طایفه پبدنی  در راه رسیدن به استقلال و جدایی از طایفه گله تلاش و مبارزه کرده با سرباز زدن از دستورات کدخدایان محلی و نادیده گرفتن برخی احکام خوانین ، اعتراض و بدینوسیله درخواست خودگردانی طایفه خود را علنی و آشکار می ساختند که بیشتر با واکنشهای سریع و شدید خوانین حاکم به صورت  تنبیه و در بند شدن و جریمه مواجه شده و کدخدایان گله نیز با توجه به نفوذ و قدرت و جایگاه بالای خود در نزد خوانین مانع از این خواست مردم پبدنی می گردیدند .   طی شکواییه های متعدد و اعلام استقلال خواهی و مجزایی  به حکومت وقت بختیاری و بی توجهی حکام در این مورد ، مردان طایفه از پای ننشستنه و اعتراض و ناخشنودی خود را با زیر پا گذاشتن دستورات خوانین و کدخدایان و مامورینشان اظهار و ابراز می داشتند و از پرداخت مالیات و سیورسات حواله شده سرباز زده و با جنگ و گریز و درگیریهای زیاد و کتک کاری  ماموران کدخدایان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند . نتیجه این اعتراضات برابر بود با غارت ، حبس ، جریمه های سنگین و دار و فلک افراد متمرد از دستورخوانین و کدخدایان محلی . زور و جبر و تعدی خوانین مردم طایفه پبدنی را مصمم تر کرد و چپاول و حبس و جریمه و ضرب و شتم بر اراده قوی آنان افزود و عزم استقلال خواهی و تجزیه طلبی  آنان را راسخ تر نمود . مردم به دنبال یک انقلاب و دگرگونی بودند . مردم مصمم و آزادیخواه ، مالیات و سیورسات را پرداخت نمی کردند اما  برای مقابله با زور و تعدی و به کرسی نشاندن حرف حق و خواست بدیهی شان ، چند برابرآن مبلغ را جریمه می دادند و از تحمل فشار وشکنجه و غارت و زندان شدن نمی هراسیدند .

تلاش و مراجعه بزرگان طایفه پبدنی نزد خوانین حاکم بختیاری کاری از پیش نمی برد و عزت و احترام و نفوذ کدخدایان گله هر حرکت و تلاش و شکایتی را خنثی و نقش بر آب میکرد . زیرا کدخدایان گله  نزد حکام وقت بختیاری دارای نفوذ زیادی بودند و سالیان متمادی کدخدایی کرده و موافق قاعده و میل آنان در جمع آوری مالیات و سیورسات عمل می نمودند . و پشتوانه های سیاسی و امنیتی قوی و مورد اعتماد و اطمینان آنان بودند . خوانین نمی خواستند کدخدایان مورد اعتماد و صاحب نفود خود را در محل ناراضی و نگران کنند و یا از دست بدهند. از دست دادن کدخدایانی قدرتمند و صاحب نفوذ چون کدخدایان طایفه گله خود پایگاه و جایگاه امنیتی و سیاسی مهمی برای آنان بود . کدخدایان محترم و بزرگزاده هایی  چون آحسن جان ، آ شیخه ، آ آقاجان ( ملقب به صیف لشکر ) آ عوض ، آ اکبر ، آ اسکندر ، آ اسفندیار و ... هر کدام به تنهایی دلاوری بی همتا و صاحب نفوذی بی بدیل  و نام آشنایی مشهور وصاحبان  نیروهای نظامی منسجمی در قوم بختیاری بودند . از دست دادن و ناراضی نمودن چنین چهره های سرشناس و حامیان قوی ، مصادف بود با تضعیف و یا از دست دادن اقتدار وحاکمیت خوانین در بختیاری بود .

بزرگان طایفه پبدنی ضمن مبارزه و تلاش در راستای استقلال طلبی خود ، بناچار برخی نزد خوانین دیگر صاحب نفوذ رفته و خود را بسته و زیر مجموعه آنان قرار می دادند  تا  بتوانند  از آنان در مجزایی و مستقل شدنشان کمک بگیرند . گروهی خود را بسته و متحد ایلخانی می کردند و گروهی نیز خود را بسته و متحد حاج ایلخانی . بدینوسیله بعضی از بزرگان طایفه برای مبارزه و تلاش و خارج کردن خود از زیر حکم کدخدایان گله ، معافیت کتبی مالیات  و ریش سقیدی تش و یا تیره خود را از خوانین حاکم خود اخذ می نمودند و با این روش  ضمن استقلال  و خود گردانی تش خود ، برای نیل به هدف نهایی گامی موثر برداشته و باعث به هم ریختگی نظام کدخدایان و بی سرو سامانی اوضاع کمک می کرد . برخی از بزرگان پبدنی هم با کدخدایان گله هم پیمان شده و حکم ریش سفیدی از آنان برای اداره تش یا تیره خود می گرفتند و این عمل نیز به ثمر رسیدن انقلاب و استقلال خواهی طایفه کمک شایانی می نمود . از طرف دیگر کدخدایان گله هم با این تدبیرکه با تفویض ریش سفیدی به بعضی از بزرگان طایفه می توانند موجب از هم پاشیدگی اتحاد و اتفاق طایفه پبدنی گردند و با این تفکر و اندیشه که این واگذاری  و تفویض ها به بعضی از افراد طایفه پبدنی می تواند باعث دودستگی و نفاق و شکست را در بین اتحاد و همبستگی آنان به وجود آورده و مردم طایفه پبدنی نتوانند به انسجام و اتحاد خود برای رسیدن به مجزایی و استقلال دست یابند .

در سال 1311 شمسی طایفه پبدنی در یک فراخوان عمومی ، مردم را به نشست دعوت نمود . در این نشست اتحاد نامه ای در پنج ماده تنظیم و هم قسم گردیدند تا خروج از زیرحکم کدخدایان وکسب استقلال و مجزایی از پای ننشینند و هر گونه زور و فشار و سختی را متحمل گشته و زیان و خسارت و هزینه های رفت و آمد افراد را متعهد و متقبل شده که بپردازند و مالا و جانا از یکدیگر دریغ نداشته باشند . از بین جمع حاضر در جلسه شش نفر را به عنوان نمایندگان مردم انتخاب نمودند . آ مهدی ، ملاروزعلی ، آ چراغعلی ،  آ مشهدی منصور ، آ علی بابا و آ عبداله شش نفر نماینده انتخاب شده مردم بودند . این نمایندگان موظف گردیدند تا  ضمن مراجعه به حکومت بختیاری و حکومت مرکزی ، حکم استقلال و مجزایی طایفه پبدنی و هم چنین حکم کدخدایی طایفه را بنام فردی از طایفه پبدنی اخذ نمایند . متعهد گردیدند تا حصول نتیجه از حضرات کدخدایان طایفه گله به طایفه پبدنی جلوگیری به عمل آید . این اتحاد نامه  که موجود می باشد به  امضاء و مهر حاضرین رسیده است .

بعد از این نشست و اتحاد نامه  ، پیگیری نمایندگان و ضرب و شتم آنان و برخی بزرگان دیگر طایفه پبدنی و به زیر قل و زنجیر خان رفتن  و پرداخت جریمه های سنگین ، انقلاب مردم طایفه پبدنی دو سال بعد به ثمر نشست . هزینه این انقلاب و استقلال طلبی طایفه پبدنی اگر چه خسارت جانی در بر نداشت اما کمتر از آن نیز نبود . دو سال اخیر مبارزه مردم توام با ظلم و زور و فشار و زیان های مالی بسیار خوانین همراه بود . خان حاکم نمایندگان طایفه پبدنی را به بند کشید و در زیر غل و زنجیر نگه داشت . مردان بزرگ و محترم طایفه پبدنی سنگینی و زخم  زنجیر خان حاکم را تحمل کرده و از رای و خواست خود عدول نکردند . یک صدا و متحد جدایی و استقلال خود را خواهان شدند . آنان با افتخار و سربلندی در زیر زنجیر ستم بی اعتنا به خان خواست و نظر خود را تکرار نمودند . اتحاد این مردان بزرگ ستودنی است . تطمیع و ترفیع وتهدید آنان را از هم نگسست و جدا نساخت . فشار بند مردان انقلابی را خسته و عاجز نکرد ، این خان بود که در مقابل استقامت بزرگان طایفه پبدنی به ستوه آمد و با پذیرفتن خواست آنان عجز و درماندگی اش را اعلام کرد . بجز غارتها و جریمه های بسیار درشت و سنگین در حین مبارزات از مردم طایفه پبدنی ، خان حاکم ، صدور حکم کدخدایی را منوط به پرداخت هفتصد تومان پول نقد کرد . این مبلغ در آن زمان آن هم به صورت نقد کاری بس مشکل و غیر ممکن بود اما تلاش به ثمر نشسته و بار آن شیرین و خوشمزه و گوارا بود . پیغام به طایفه رسید . گرچه پیام غافلگیر کننده و غیر منتظره ای بود اما استقلال و رهایی را به دنبال داشت . همه به سهم و توانایی خود ، از اندوخته خود و یا قرض ، مبلغ هفتصد تومان تهیه گردید . عدم وجود پول به صورت اسکناس  در آن زمان باعث گردید تا از چند راس قاطر برای حمل سکه های سنگین وزن ریز مبلغ  در نظر گرفته شود . قاطران حامل بار سکه های زور به اردوگاه خان طمع ورز وارد شدند . روایتی است به اتفاق نظر همگان ، که خان فی الجمله قاطر ها را با بار سکه ها به یغما برد . قاطر ها و سکه ها چشم طمع خان را کور کرد و دیگر نه بسته دید و نه دسته . نگاهش به سکه های بار قاطران  بود کلامش به منشی خویش . کدخدایی را بنویس به نام دو نفرشان . مشهدی منصور پبدنی و ملا روزعلی پبدنی کدخدایان طایفه پبدنی هستند .

اولین حکم کدخدایی طایفه پبدنی ، بنام  مشهدی منصور درویش عالی پبدنی و ملاروزعلی عبداله جون پبدنی رقم خورد و طایفه پبدنی استقلال و مجزایی خود را کسب نمود . 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم