پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

نوروز و آغازو پیدایش این خجسته جشن باستانی درزمان پادشاهی جمشید

(نقل از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی ، پادشاهی جمشید)

 

بدان را ز بد دست کوته کنم 

روان را سوی روشنی ره کنم

 

نخست آلت جنگ را دست برد

در نام   گردان  بگردان سپرد

 

به فر ...

چنین سال پنجه بورزید نیز

ندید از هنر بر خرد بسته چیز

 

همان کردنیها چو آمد پدید

به گیتی جز ازخویشتن را ندید

 

چو آن کارهای وی آمد بجای

ز جای مهی برتر آورد پای

 

به فر کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه بدو گوهر اندر نساخت

 

که چون خواستی دیو برداشتی

ز هامون بگردون برافراشتی

 

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته بر او شاه فرمانروا

 

جهان انجمن شد بر تخت اوی

از آن بر شده فره ی بخت اوی

 

به جمشید بر  گوهر افشاندند

مر آن روز را (روز نو) خواندند

 

سر سال نو هرمز  فرودین

بر آسوده از رنج  تن دل ز کین

 

به (نوروز نو) شاه گیتی فروز

برآن تخت بنشست فیروز روز

 

بزرگان به شادی بیاراستند

می و رود و رامشگران خواستند

 

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار

 

چنین سال سیصد همی رفت کار

ندیدند مرگ اندر آن روزگار

 

نیارست کس کرد بیکاریی

نبد دردمندی و بیماریی

 

ز رنج و ز بدشان نبد آگهی

میا بسته دیوان بسان رهی

 

یکی تخت پر مایه کرده بپای

بر او بر نشسته جهان کدخدای

 

نشسته بر آن تخت جمشید کی

بچنگ اندرون خسروی جام می

 

مر آن تخت را دیو بر داشته

ز هامون به ابر اندر افراشته

 

بر افراز تخت سپهبد زده

سراسر ز مرغان همه صف زده

 

به فرمانش مردم نهاده دو گوش

ز رامش جهان پر ز آوای و نوش

 

چنین تا بر آمد بر این سالیان

همی تافت از شاه فر کیان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٥۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم