کوله بارش را زمستان  بست و رفت

تا بهاران از کرانه بر  دمید

 

زیر لب غر زد شتا بر ابر و باد

تا صدای پای  باران را شنید

 

 چهره سرد و عبوسش رنگ باخت

تا سر  سبز  جوان بر شاخه دید

 

آفتاب عمر او بر بام شد

تا عمو نوروز شاد از ره رسید