پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

حکایتی از بوستان سعدی در احوال برخی دوستان

توجه برخی دوستان را به این حکایت جلب می کنم  که مایلند همیشه متکی به غیر و شریک و سهیم خوان و کار و تلاش دیگران  باشند . امید آن دارم که این دسته از دوستان چون سروی سهی ، بلند قامت و ایستا بر ریشه و ذات خود متکی باشند ، نه چون پیچک که رشد و نمو خویش را مدیون بلندا وتن تنومند چنار و سرو . . . بوده  و فرازی لرزان و سست را از خویشتن خویش از رفعت و بلندای فکر و اندیشه دیگران به قیمت نیاز نظاره گر باشند!

                       حکایتی از سعدی

حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای ؟ گفت : بلی ، روزی چهل شتر قربانی کرده بودم  امرای عرب را . پس به گوشه صحرایی به حاجتی برون رفته بودم . خارکنی را دیدم پشته ای فراهم آورده . گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند ؟

گفت :

هر که نان از عمل خویش خورد      منت حاتم طایی نبرد 

من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم .

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم