پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

بیاد دختر ایران و مردم ایران که از دست آز دکتر و پرستار آزمند خمینی شهر دل ریش

بیاد دختر ایران و مردم ایران که از دست آز دکتر و پرستار آزمند، 
دردمند و دل ریش شدند  و ... 
دختری روز تولد از پدر
کهنه چرخی را ز سمساری گرفت
آرزوی دخترک در این دو چرخ
از رکابش سرعتی کاری گرفت
غرق شادی بود اندر چرخ و تاب
چوب چرخ او را نگونساری گرفت
بر زمینش زد فتاد از زین و چرخ
کچه اش زخمی و خون جاری گرفت
...
مادرش دل خون، سراسیمه دوید
روح و جانش را همه زاری گرفت
برد خونین کودکش را روی دست
راه جان را سوی بهداری گرفت
...
دوخت تا آن چانه و صورت به نخ
جستجو از پول و دیناری گرفت
روی مادر زرد شد از دست تنگ
از نداری درد و بیماری گرفت
روی او از خوی دکتر پاک تر
آن خدایش را به یارایی گرفت
...
امر بیدادی چو از آن خوار خاست
کوک زخمش را پرستاری گرفت
درد زخم سنگ را مرهم توان
رنج دست ناجیان خواری گرفت
خوی انسانی ز جا برکند آز
وز خدم وجدان بیداری گرفت
بوعلی سینا ز یادش رفته بود
نی ز بقراطش که بیطاری گرفت
(حسین عبدالهی پبدنی)
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم