پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

متل دونم، متیزه، دالو چیده تویزه...

متل دونم، متیزه

در ادبیات گویشی بختیاری گاه برخی اشعار محلی که زاییده ذوق و احساس زنان و مردان با قریحه است، دستاویز فکر و طبع شوخ مزاج بعضی از مردم قرار می گیرد که شکل و محتوای معنایی آن را متزلزل و سست نموده و به انحراف می کشاند. طنز های هزل گونه، معمولاً توسط افراد شوخ طبع بیان و یا سراییده می شد و گاه از اشعار و ادبیات فولکوریک استفاده کرده و ضمن تغییراتی در آن به هزل و شوخی های زننده و ناپسند می کشاندند که جز ضربه به فرهنگ بومی و محلی حاصلی در بر نداشت.

در ساخت این گونه طنزها بیشتر از اشعار محلی استفاده می شد که با تغییراتی در متن و محتوای آن، در بین مردم عامی انتشار می دادند. این دسته از افراد که بیشتر از قشر فرودست جامعه بودند، به زعم و به پندار خود طنز پردازی کرده و به گویش یختیاری« تهمره» در می آوردند و مردم را می خنداندند و سرگرم می نمودند و غافل از این بودند که همین هزل و شوخی و طنزهای سرگرم کننده ادبیات پر بار و زیبای فولکلوریک و محلی قوم بختیاری را زیر سؤال برده و افراد غیر بختیاری نه از دیدگاه طنز و شوخی بلکه به عنوان هزل های زشت و ناپسند ادبیات محلی تصور کرده و به عنوان یک ضعف و در قالب شوخی و «جوک» به خودمان بر می گردانند.

این گونه طنز و شوخی های را هیچ فرد غیر بختیاری نمی سازد و از نظر شخصیتی و انسانی نیز به خود این اجازه را نمی دهد که به تباری اصیل و کهن از اقوام ایرانی اهانت کند بلکه برخی افراد خودی هستند که کلمات و اشارات و کنایه های محلی و قومی را در قالب شوخی های خارج از عرف خود بکار برده و در دنیای مجازی به این و آن ارسال می دارند.

بر همه فرهنگ مداران بختیاری است که اشعار محلی که دستخوش ذهن و فکر منحرف برخی افراد بی مسئولیت و بی درد قرار گرفته است را باز سازی و به جایگاه اصلی خود برگردانده شود و روشنگری گردد که بختیاری دارای فرهنگی پربار و ادبیاتی غنی و سالم است و هزل و شوخی را در جای خود به نام «تهمره» و ... در فرهنگ باستانی خویش دارد تا سرمایه های ملی- فرهنگی به قیمت سرگرمی و شوخی به حراج گذارده نشود.

شعر «متل دونم متیزه» از اشعار محلی بختیاری است. این سروده ی محلی در باره بافت وسیله ای زیبا به نام «تویزه» است. تویزه بیشتر به دست پیرزنان هنر آفرین بختیاری که از جایگاه والا و بالایی در بین کانون خانواده ها برخوردارند، بافته و مورد استفاده قرار می گرفت. این شعر محلی جهت تقدیر از هنر و جایگاه دوست داشتنی مادربزرگ(دالو) به وسیله شعرای گمنام ساخته و پرداخته شده است.

این سروده زیبا توسط افراد شوخ طبع به انحراف و هزل کشانده شد و در محاوره عوام با کلماتی زننده و ناپسند آمیخته گردید. شوربختانه برخی افراد هنوز به تکرار و انتشار آن در میان مردم و دنیای مجازی می پردازند.

این سروده را که جهت قدرشناسی و احترام همه مادران و شیرزنان سالخورده هنرمند بختیاری ساخته و پرداخته شده و بعدها در زبان هزل و پندار غلط واقع گردید را از واژگان ناپسند زدودم و چنین بازسازی و ویرایش کردم:


متل دونم، متیزه

دالو چیده تویزه

 

تویزس ز چوو اناره

قشنگ و باو کاره

 

تویزسه بردم بازار

فروهدمس به عطار

 

به جاس حنا و وسمه

یه گرسی هم ز سیرمه

 

استیدم و بردم سیس

تا رنگ بونده ور میس

(برگردان شعر از گویش بختیاری به فارسی)

تویزه ترکه بافته ای است سبد مانند و با عمق کم

که ساختاریک سینی را دارد

 

متل می دانم، متیزه ( کلمات مرکب و هم آوایی و هم وزنی هستند که در زبان عامیانه برای هر کلمه، کلمه ای هم آوا می سازند. مانند کار و بار، تیز و میز و... متیزه قافیه سازی برای مصراع دوم است)

دالو چیده تویزه ( پیرزن بافته تویز)

 

تویزس ز چوو اناره ( تویزه اش از چوب اناره)

قشنگ و باو کاره ( قشنگ و باب کاره)

 

تویزس بردم بازار ( تویزه اش را بردم به بازار)

فروهدمس به عطار ( فروختمش به عطا)

 

به جاس حنا و وسمه ( به جاش حنا و وسمه)

یه گرسی هم ز سیرمه ( یه کمی هم از سرمه)

 

استیدم و بردم سیس ( گرفتم و بردم براش)

تا رنگ بونده ور میس ( تا رنگ ببنده به موهاش)

(حسین عبدالهی پبدنی)

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم