پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

تکرار مرا کشت ...

تکرار مرا کشت ...

دنیای مجازی، غم تکرار مرا کشت

برداشت ز یک نامه به صد بار مرا کشت

 

ایجاد گروه های موازی و به یک نام

هر باره  ز تصویر و نوشتار مرا کشت

 

صد باره ببینی ز گلی، کوه و شعاری

این کپی و این پیست و نمودار مرا کشت

 

سر در گم و در مانده به هر جای زدن سر

بیهودگی و گشتتن بیگار مرا کشت

 

پیشینه و تاریخ چو آمیخت به احساس 

تفسیرِ از آن طبله ی عطار مرا کشت

 

تا از غم فردا به میان آمد و از درد

پیچیدن آن نسخه ی بیطار مرا کشت

 

یک جمله نخوانده ز نوشتار و دهد نشر

توجیه به دنباله و انکار مرا کشت

از دختر خورشید نهد عکس سراپا

آن غیرت لوتی، سر بازار مرا کشت

 

دم می زند از دانش و فرهنگ و منش او

جوک سازد و اما که چنین عار مرا کشت

 

ناپخته به فرهنگ زند چوب حراجی

این زخمه ی چرکینه ی خونبار مرا کشت

 

دل خون شده آن پیر ز اندرز و نصیحت

بی فکر و خیالی پرستار مرا کشت

 

نازیم به بختی ز کهن مانده سرافراز

پرواز به هر شاخه ی آن یار مرا کشت

 

ایکاش که این خفته رهد از شب غفلت

چشمان به هم رفته ی بیدار مرا کشت

 

این شکوه ی «تنها»که نه از خیل تبار است

کردار شماری، که نه بسیار مرا کشت

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم