پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

متل دونم، متیزه - دالو چیده تویزه ...

متل دونم، متیزه ( شوخی های زشت و ناپسند منتسب به قوم را انتشار ندهیم!)
در ادبیات گویشی بختیاری گاه برخی اشعار محلی که زاییده ذوق و احساس زنان و مردان با قریحه است، دستاویز فکر و طبع شوخ مزاج بعضی از مردم قرار می گیرد که شکل و محتوای معنایی آن را متزلزل و سست نموده و به انحراف می کشاند. طنز های هزل گونه معمولاً جهت شوخی و سرگرمی، توسط برخی افراد بیان و یا سراییده می شود و گاه از اشعار و ابیات فولکوریک استفاده کرده و ضمن تغییراتی در آن به هزل و شوخی های زننده ای می کشانند که جز ضربه به فرهنگ بومی و محلی مورد مثبت و سازنده ای را در بر نخواهد داشت.

بیشتر از اشعار محلی استفاده کرده و با تغییراتی در متن و محتوای آن به انتشار آن در بین مردم عامی می پردازند. آنان به زعم و به پندار خود این عمل را طنز پردازی می دانند، غافل از این که همین هزل و شوخی و طنزهای سرگرم کننده ادبیات پر بار و زیبای فولکلوریک و محلی قوم بختیاری را زیر سؤال برده و افراد غیر بختیاری نه از دیدگاه ظنز و شوخی بلکه به عنوان هزل هایی زشت و ناپسند تصور کرده و به عنوان یک ضعف و در قالب شوخی و «جوک» به خودمان بر می گردانند!

این گونه طنز و شوخی های را هیچ فرد غیر بختیاری نمی سازد و از نظر شخصیتی و انسانی نیز به خود این اجازه را نمی دهد که به تباری اصیل و کهن از اقوام ایرانی اهانت کند بلکه برخی افراد خودی هستند که کلمات و اشارات و کنایه های محلی و قومی را در قالب شوخی های خارج از عرف خود بکار برده و با پیام های کوتاه به این و آن ارسال می دارند و به گمان خویش هنر آفرینی کرده اند که اخلاق را زیر پا گذاشته و در واقع آداب و سنن و ادبیات قومی و غنی خود را زیر سؤال ببرند!

امید که بعد از این نه به قومیتی اهانت کنیم و نه اصالت قوم خود را به قیمت سرگرمی و شوخی بی جا دستمایه بی مایگان بنماییم. بر همه فرهنگ مداران بختیاری است که اشعار محلی که دستخوش ذهن و فکر منحرف برخی افراد بی مسئولیت و بی درد قرار گرفته است را باز سازی و به جایگاه اصلی خود برگردانیم و نشان دهیم که ما دارای فرهنگی پربار و ادبیاتی غنی و سالم هستیم و هزل و شوخی را در جای خود در فرهنگ باستانی خویش داریم اما سرمایه های ملی- فرهنگی خود را به قیمت سرگرمی و شوخی به حراج نمی گذاریم.

شعر «متل دونم متیزه» از اشعار محلی بختیاری است در باره وسیله ای زیبا بنتام تویزه که معمولاً به دست پیرزنان بختیاری که از جایگاه والا و بالایی در بین کانون خانواده های بختیاری دارند،بافته شده و مورد استفاده قرار می گیرد. این شعر محلی جهت تقدیر از هنر و جایگاه دوست داشتنی مادر در خانواده به وسیله شعرای گمنان ساخته و پرداخته شده است.

این شعرتوسط افراد شوخ طبع به انحراف و هزل کشانده شده و در محاوره عام با کلماتی زننده و ناپسند آمیخته گردیده است. متأسفانه برخی افراد هنوز به تکرار و انتشار آن در اجتماعات نیز می پردازند.

این شعر محلی به احترام همه مادران و شیرزنان سالخورده هنرمند بختیاری، واژگان ناپسند را از آن زدودم و چنین بازسازی و ویرایش کردم:


متل دونم، متیزه

دالو چیده تویزه

 

تویزس ز چوو اناره

قشنگ و باو کاره

 

تویزسه بردم بازار

فروهدمس به عطار

 

به جاس حنا و وسمه

یه گرسی هم ز سیرمه

 

استیدم و بردم سیس

تا رنگ بونده ور میس

(برگردان شعر از گویش بختیاری به فارسی)

تویزه ترکه بافته ای است سبد مانند و با عمق کم

که ساختاریک سینی را دارد

 

متل می دانم، متیزه ( کلمات مرکب و هم آوایی و هم وزنی هستند که در زبان عامیانه برای هر کلمه، کلمه ای هم آوا می سازند. مانند کار و بار، تیز و میز و... متیزه قافیه سازی برای مصراع دوم است.)

دالو چیده تویزه ( پیرزن بافته تویزه)

 

تویزس ز چوو اناره ( تویزه اش از چوب اناره)

قشنگ و باو کاره ( قشنگ و باب کاره)

 

تویزس بردم بازار ( تویزه اش را بردم به بازار )

فروهدمس به عطار ( فروختمش به عطار)

 

به جاس حنا و وسمه ( به جاش حنا و وسمه)

یه گرسی هم ز سیرمه ( یه کمی هم از سرمه)

 

استیدم و بردم سیس ( گرفتم و بردم براش)

تا رنگ بونده ور میس ( تا رنگ ببنده به موهاش)

(حسین عبدالهی پبدنی)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم