پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

گل بابونه فروش

... در چوبی بزرگ خانه ما دو لنگه و دو کوبه ای( دو دق البابی) بود. یک بار صدای کوبه ی کلفت و بم در بلند شد. خواهرم نزدیک در بود اما مادرم مرا صدا زد و گفت: ستین! برو در را باز کن! 
تا در را باز کردم نازگل را دیدم؛ دسته ای گل بابونه را به دستم داد و و لبخندی زد و رفت...
با دسته گل بابونه برگشتم. مادرم گفت: مرده کی بود در زد؟
گفتم: گل فروش بود...
اونوقت ها نه تلفن همراه بود و نه پیامک و ... یادش بخیر
(ستین بختیاری)
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم