پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

وز شاخاب پارس، خجسته و همایون باد!(خلیج هماره پارس ایران زمین)

هماره تویی پارس شاخاب من 
روان در رگ و ریشه و جان و تن

دل هر دلاور چو دریای توست
به هر انجمن، نام زیبای توست

خشایار و کوروش، شهان نخست
ز ره آب تو ، ره به گیتی بجست

ز تو ناخدا آرتمیس، شد روان
خروشنده در جنگ یونانیان
...
عرب را به دریاکجا آشنا!
به جز خشکی و ریگ و آن ماسه ها

کجا بر نشستش به کشتی برآب
مگر خوانده، یا دیده نامش به خواب
...
چو درمانده شد از خور و توش و زاد
کپر، بر کران _ پارس را بر پا نهاد
...
شکم را عرب چون پر از توشه دید
بد اندیشه شد، بد نهاد و پلید

« ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیدست کار»

ورا نام تازی کند آرزو
«تفو باد بر چرخ گردان، تفو»
...
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم