پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

گواهینامه قهرمانی گلنوش سلجوقی پبدنی و کیانوش سلجوقی پبدنی در جام قهرمانی آسیا

قهرمانی دو نوجوان ورزشکار سرافراز، گلنوش سلجوقی پبدنی و کیانوش سلجوقی پبدنی را به ایشان، پدر و مادر، فامیل و بستگان شادباش می گویم. این نوجوانان و جوانان برازنده و قهرمان و مدالآور طایفه پبدنی موجب سرافرازی و خرسندی خواهند بود و به این سرمایه های ارزشمند خویش افتخار می کنیم. 

متن گزارش هایی در باره قهرمانی این دو نوجوان ئرزشکار قهرمان:

به نقل از سایت قطره:

چهارشنبه 28 مرداد 1394 - 11:21:55

 

امتیاز به مطلب 1 نفر

کسب 33 مدال رنگارنگ توسط کاراته کا های استان در مسابقات بین المللی اصفهان

استان‌ها > چهارمحال و بختیاری - مسابقات بین المللی بانوان سبک شوتوکان با حضور 400 شرکت کننده از 20 استان و 7 کشور خارجی آمریکا، ژاپن، فیلیپین، عراق و کویت در اصفهان برگزار شد

به گزارش خبرگزاری خبرانلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان استان،در این رقابت ها بانوان استان در دو بخش کاتا و کومیته موفق شدند 33 مدال رنگارنگ این رقابت ها را از آن خود کنند.
در این رقابت ها بانوان استان با تعداد 29 ورزشکار به این رقابت ها اعزام گردیدند که 13 طلا، 10 نقره و 10 برنز حاصل کار رقابت ورزشکاران استان بود.
همچنین کاپ فنی ترین بازیکن به گلنوش سلجوقی رسید و گفتنی است که این رقابت ها در 4 رده سنی نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان برگزار شد.

کلید واژه ها: استان چهارمحال و بختیاری –

-------------------------------------------

اولین دوره مسابقات کاراته قهرمانی کشور سبک شوتوکان ISKF

نوشته شده توسط روابط عمومی سبک شوتوکان ISKF ایران - اخبارنتایج مسابقات - بدون دیدگاه

اولین دوره مسابقات کاراته قهرمانی کشور سبک شوتوکان ISKF یادواره ۸۸ پهلوان راه عشق(شهدای ورزشکار شهرستانهای نجف آباد-تیران و کرون)در تاریخ ۸و۹ اسفندماه به میزبانی شهرستان تیران و کرون در مجموعه ورزشی شیخ بهایی نجف آباد و در دو رده کمربندهای رنگی و قهوای- مشکی و با حضور ۴۵۰ کاراته کا از ۱۴ استان وبا کیفیتی مثال زدنی برگزار گردید.

...

در پایان و در مجموع تیمی نتایج زیر بدست آمد:

در بخش کمربندهای رنگی:

۱-      استان اصفهان     مقام اول     ۱۱ طلا     ۱۱ نقره      ۳۶ برنز

۲-      استان گیلان        مقام دوم     ۴ طلا        ۴ نقره      ۶ برنز

۳-      استان چهارمحال و بختیاری  مقام سوم مشترک    ۲ طلا    ۱ نقره    ۰ برنز

در بخش کمربند قهوه ای – مشکی:

۱-      استان اصفهان     مقام اول    ۱۱ طلا     ۱۳ نقره     ۲۸ برنز

...

۱-علی عکاف  چهارمحال و بختیاری  ۲- عرفان ناصری  گیلان  ۳- حمیدرضا سکندری خراسان جنوبی و رامیاد لیموچی اصفهان

کومیته نونهالان ۳۲-:

۱-      کیانوش سلجوقی چهارمحال وبختیاری  ۲- امیرعلی آراندشتی اصفهان  ۳-مهدی انتظامی اصفهان و محمدصالح استقامت یزد

کومیته نونهالان ۳۴-:

۱-امیرحسین کارگر  کهکیلویه و بویراحمد  ۲-دانیال اکبرزاده اصفهان    ۳- مصطفی خاکسار اصفهان ومحمدمهدی کفیری یزد

...

 تصویر گواهینامه های قهرمانی دو ورزشکار پیروز(خواهر و برادر):

 


نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٢:٠٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ آبان ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

دیده خون می گرید...

دیده خون می گرید 
تا دلت با دگری بنشیند
دل تپش می گیرد
تا در آیینه غیرت، بیند.
باغ تا شد پاییز
زرد و قرمز، همه رنگارنگی
دیده در می بندد
دل تماشا کند از دل تنگی.
(ستین بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

تیغ را بر خود مزن، بر زن به دشمن ای دلیر!

تیغ را بر خود مزن، بر زن به دشمن ای دلیر!
تا نگردد حق و آزادی به دستانی اسیر

تیز تیغت را برافشان، آورش بر دید خصم
بر زنش! برافکنش بر خاک پایت هم چو شیر

گرده ها زخمی مکن با تیغ باورهای شوم
آتشی باید به خرمنگاه آنان چون اثیر

رهبری آزاده تا داری به راهت چون حسین
سینه ای از بانگ آزادی بکن پر از نفیر

جای خون ریزی به نوشان جان به آن بیمار سخت
تا بمانی جای و بنشینی به دل ها چون امیر

خود میازار ای به آزادی که باورمند و راد
تیغ برانت به دستان گیر و رو در راه پیر

بر سرت، بر گرده ات تا می زنی این تیغ تیز
دشمنت شادان شود از کار بی مزدی، اجیر

رو حسینی باش و در پیکار با ظالم بجنگ
خود مزن! ظالم بکش! برتاز بر هر باجگیر


نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

اعتبار نامه و عضویت آخسرو جمشیدی در انجمن شهرستان شهرکرد، حوزه اتخابیه شوراب

پبده و پبدنی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

سروده هایی در گرامی داشت استاد محمد بهمن بیگی پدر آموزش عشایر ایران

سروده هایی در گرامی داشت استاد محمد بهمن بیگی پدر آموزش عشایر ایران و خوانش آن در شب شعر و یاد استاد محمد بهمن بیگی پدر و بنیانگذار آموزش عشایر ایران در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرضا

------------------------------------------------------

وطن یک بهمنی خواهد دگر بار

سواری، پیک دانش، یک سپهدار

بخارا تا بیاراید ز ایلش

برافروزد اجاقش را شبی تار

-------------------------------------------------------

تا کوچ مرا به رفتن آموخت
بر سبزه و گل نشستن آموخت

قیقاچ چو زد کمیت بر دشت
بر گرده اسب خفتن آموخت

اسب کهرم ز پا چو افتاد
آه پدر از شکستن آموخت

کهسار تهی چو شد ز دانش
آموزه جهل و خفتن آموخت

مردی ز تبار و ایل قشقا
آمد به میان و گفتن آموخت

سر زد ز افق چو نور بهمن
دلبستگی و ز رَستن آموخت

چادر به فراشت چون کُهِ نور
از جهل سیه گذشتن آموخت
با دیو سیاه و ظلمت شب
جنگیدن ِ چون تهمتن آموخت

در عرصه علم و د انش و فهم
پاشیدن بذر و کشتن آموخت

بر کند ز ریشه دار بی بار
«بر غنچه گل شکفتن آموخت»

افروخت اجاق کور دل ها
سوگند اجاق و پختن آموخت

با تیر گچ و تفنگ تخته
دانستن و خوش نوشتن آموخت

در مکتب بیگ بهمن عشق
«تنها» چو جوانه رُستن آموخت


نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

دلم تا که دیدت ز سینم گُرُهد

دلم تا که دیدت ز سینم گُرُهد
به یه سیل تی، هوش و گوشه فُرُهد

ز زندون پرزین دورس فکست
ز منجا تره، سر دراورد و جست

به ترنت آوید آلوون مینه تیگ
به منجا دو برگت، اخونت بهیگ
...
...
(ستین بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

چی شو آلیده، می‌هاتم، ستینم

چی شو آلیده، می‌هاتم، ستینم
چی برد آمُخته، دی‌هاتم، ستینم

دلم چی سا همس دیندا - نیاته
چی خو، آسیده، تی‌هاتم، ستینم

(ستین بختیاری)
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

مقاله ای در گرامی داشت استاد محمد بهمن بیگی، پدر آموزش عشایر ایران

مقاله ای در گرامی داشت استاد محمد بهمن بیگی، پدر آموزش عشایر ایران، به قلم 
حسین عبدالهی پبدنی بختیاری در مجله کهرنگ





نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

دیندا مال ...

... ندونستم! گاتاوخت که به یکی اگدن دیندا مال و بُل اگرهد، تی خوم اگدم حلا دیندا مال یا نیا مال! یو سیچه بل اگره و قهرس ابوهه!؟ ...
گدشت تا یه کرت به پاییزون که مال تاتم ز برافتو اخواست بروه سی نسار، یه تربه پر ز بلیط تو نکنده ناهادن به گردم. 
ز براقتو تا نسار ره دیری نبید اما واستی به سرزیری رویم منه شور اسو ز ته دره و شور به سروالایی بیاهیم تا به کمری کُه. سرزیریس بدی نبید اما تا ز شور زیدم به در و زیدم به سروالایی، دشمنتون نبیا که نفسم دیه آر و بر نیبید! تیام پیسه وابیدنو دهونم هشک و زونیام بی گر و سست و ...
همه رهدن و مو مندم دیندا! اسو بید که بنگ مرداس وریستاد! های دیندا مال په بیو! په چته مندی به دیندا؟ هر چه زور زیدم دیدم گیری به زونیام نید و پاهام ز پیم نیاهن. بم هندستن... ! نیشتم پشت سرم که بنیهرم واکینه، دیدم که آدم دیندا مال خومم! 
اسو آفتم که دیندا مالی و مندن به دیندا مال و دیندا وستن چندی سخته و آدمه لیش و خوار و زار مال اکنه...
دیندا مال نباین!

(ستین بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

دلاپس هدم= دلواپسم

ز پاها پتی، مینه هارا، دلاپس هدم
ز هورا* پتی، مینه بارا، دلاپس هدم

تلا* هیرد* و استیم* ونده*، بهونا* به گل*
ز افتو نشین، بی سر و سا، دلاپس هدم

ز اورا مزا*، رود بی جون و دشتای هشک
ز سیلا تیا*، سی بهارا*، دلاپس هدم

اخونن ز کارا و دردا ایارن به دَو
ز دلواپسون، بی پروپا، دلاپس هدم

به سیمون گریون، اریزن زتی هرس و هین
ز ای هرس و هینای بی جا دلاپس هدم

ز بیشه به دلواپسی شیره یارن به در
به سی شیر نرهیل بی دا دلاپس هدم

دلاپس بیو ای کرت، دل به دلدون بنه
که زی دنگ و دنگای ایسا دلاپس هدم

(ستین بختیاری)
------------------------------------
از پاهای برهنه، میان خارها، دلواپسم
از کیسه(آرد) های خالی، میان بارها، دلواپسم

تل = چوب عمودی میانی سیاه چادر
هیرد= خرد، شکسته
استیم= چوب افقی نگهدارنه سیاه چادر
ونده= افتاده
بهون= سیاه چادر
گل= خاک
ز اورا مزا= از ابر های نازا
ز سیلا تیا= از نگاه های چشمان
باهارا= بهاران
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

آجواد دوشو اویدس ور خَوُم - گد: ز تَو، خَو فیچه زیده ور لوم

آجواد دوشو اویدس ور خَوُم
گد: ز تَو، خَو فیچه زیده ور لوم
هم زنو دلواپسون زیدن به سر
گرت و لیله مینه جا وندن به در
داد و بیدادی به ره وندن زنو
هی اگون بردی ز ایما آبرو
سیچه کردی وا اوباما خلوتی
ور یه پیتی، دسته دادی، دیر ز تی
وا بیاریمت به استیضاح و جر
تا که واداریم، روی ور هونه قهر
...
بس گدم ای آجواد ای شیر مرد
دسته دادی، ناکنا ای دست درد
تا که آقا ای گو بت رو شیر پیا
دونه شیری تا که فشنادت نیا
پشت شیری چی تو، بیشه پر ز شیر
دارنت! غصه مخور ای شیر پیر
...
زونه ورساید به خوو فیچس زنو
گد که ای خوم زت بپرسم سیم بگو
ای گوم ار بوسیده بیدم چی ممود
ور عزا دا چاوزه، ایسو چه بود؟
بس گدم سُک سُک مکن، گنجونه بیل
کم بکن ور مینه چالاسون تو بیل
تا ز سیصد تا، دو تا ویدن به جر
وا نهیوی زو طرف ای رن به در
(ستین بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

مادرم نور خدا بود، نمی دانستم

مادرم نور خدا بود، نمی دانستم

شاهکاری ز نسا بود، نمی دانستم

ضرب و آهنگ به کاشانه ز قلبش پر بود

او همان شعر و هجا بود، نمی دانستم

عشق و دل بستن مهرانه از او شد پیدا

سینه اش کان صفا بود، نمی دانستم

یکه، یک گانه و بی تای جهان مادر شد

او از این خاک جدا بود، نمی دانستم

زیر پایش همه جویند بهشتی پاداش

خود بهشتی سر و پا بود، نمی دانستم

ره نمی جست به دلخانه ی ما بیماری

هر شبش لب به دعا بود، نمی دانستم

فکر و اندیشه و کاشانه ما تا او بود

از بدی پاک و رها بود، نمی دانستم

او جلودار و نشاندار رهی روشنگر

خود نشانی ز خدا بود، نمی دانستم

خانه تاریک چو شد از غم مادر، «تنها»

 گفت تا بود، وفا بود، نمی دانستم

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٩ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

بیت مولانا به لری بختیاری

بیت مولانا به لری بختیاری
بی همه کس بسر ابو، بی تو بسر که نی بووه
داغ تو داره ای دلم، جای دیر که نی بووه
جون ز تو جوش ای کنه، دل ز تو نوش ای کنه
علق خروش ای کنه، بی تو بسر که نی بووه
جاه و جلال مو تونی، وارگه و مال مو تونی
آوِ زلال مو تونی، بی تو بسر که نی بووه
گاته به تی وفا اری، گاته به تی جفا اری
وا منی و چه جا اری، بی تو بسر که نی بووه
دل که انن تو ای کنی، توبه کنن تو اشکنی
ای همه نه خوت ای کنی، بی تو بسر که نی بووه
بی تو ایر بسر ابید، دنیام که زیر و ری ابید
باغ بهشت کپر ابید، بی تو بسر که نی بووه
ار تو سری مو پا ابوم، ار تو لمی، به پا ابوم
ار بروی بی نا ابوم، بی تو بسر که نی بووه
(ستین بختیاری)
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

گوویی اخوم تا ستینم بووه

گوویی اخوم تا ستینم بووه

وجاقم به هندا پسینم بووه

به شوگار شه، روز تنگی و درد

زلم، آسمونم، زمینم بووه

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

بیت بستن توشمال و کابرفی

... توشمال طافه مون پیا خوو و خوش رخت و خوش زوون و خوش رفتاری بید. همس تیس بید و تیس اگشت و ... ساز نی زید اما دهل زن خووی بید. خس اگد که هر چه کردم آمخته به ساز نوابیدم. دهل زن جورس نبید! بیت بند خووی بید بیتا خووینه هم ابست...

منه نشستا و عروسیا، پیایل گپ سی ز هر تش و طافه، توشمال خسونه ایوردن تا سیسون بیت بخونه و بیت بونده و ...

بیت بستن و بیت خوندنا، میلسه گرم اکرد و لوهانه به هنده ایورد و دلانه شاد اکرد اما گاتاوخت هم یه پاره ز آدمیل که وا یک دشمنی و کینه داشتن، پیل انهادن منه جیو توشمال تا طرفسه به تهمره بگره و خراوس بکنه و به دینداس دلخوری و جر و جنگ و ... هم خوو بید و هم لیش!...

یه کابرفی داشتیم آدم بی دنگ و بی آزاری بید. یه هری داشت و دو تا گا. داراییس هسم یو بید و بس! جل و غته هاسه هم منه مال به ره بار هر و دو تا گا اکرد.

منه یه میلسی، یکی ز پیایل طافه مون نیشت به برفی و به توشمال مون تینه جمنید(چشمک) و گد: میشکال! اگوم تو کابرفینه ایشنی؟ توشمال خونه گرد و جم کرد و کلهنه ناهاد پشت برگ و خواست بیاهه وا صدا که کا برفی، آفت که اخون تهمرس بکنن، اوید وا دست و پیش دستی کرد و بیتسه خوند:

توشمال دهل به کول، دو چوو به مستس - سازسه بلا کرده نی ری به جستس...( اشاره به دهل زنی و ناتوانی در نواختن ساز). میلس تا ای بیته ز برفی اشنیدن سیس شپو و تنگه زیدن. اما تعجو هم کردن که برفی بی دنگ چه بیت خووی گده!

توشمال وا اشاره پیا که بس گد بی، خوند:کابرفی برفی بس گرهد به کوه زرده - سی هرت وا سر مزن سه تیره خرده( ریشخند و دست انداختن که خرش اسبی بود که در میدان جنگ تیر خورده وو ...)

برفی هم خوند: سرت ریت چی کاسه پشت، مل بس نمنده - توشمال ای یه دندونت منی کلنده( توشمال کل بود و یک دندان پیش داشت)...

کابرفی منه بیتا بهدیس به خووی جواو توشماله داد اما زس دیار بید که اشکست بی! هم دلس و هم لاشس! دلم سهد سیس... هنی یادمه! بازم اگوم؛ هم خوو بید و هم لیش! ... میلسا گرم ابید و هنده و شادی بید و سرگرمی اما دل اشستنا و هیرد آویدنا پیایل هم بید و ... ندونم چه بگوم! یو هم یکی ز کارا گدشته بید... پرس و پیس و خووی و لیش و ... وا ایسا!

(ستین بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

ایر ای دل یه دم بیلم، ایاهم

ایر ای دل یه دم بیلم، ایاهم

به سوزی زار مالت، ای دراهم

نشینم هیرده بیز ای گوم ز دل سیت

به لو هندی به پا دل سر اساهم

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ مهر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم