پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

رز و میش یکی از کتاب های درسی گذشته در مکتب خانه های بختیاری

برای شنیدن فایل صوتی رز و میش اینجا کلیک کنید.

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:٢٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

تو زواله مو زی واله، میونمون رو...

... ز بالا مال صدا نی شیت وریستاد که مُقُمِ یار گلمی نه ازید. آگودرز ز جونباز پرسید: اگوم یو کینه چینون نی شیت قشنگ ازنه؟ بنه چندی خیفم یار گلمی نه ازنه! جونباز گد: یو کرمه؛مندنی نوکرته...

... وا یک ز گله و کشت و کار و .. اگدن که آگودرز ریسه جرنید  jarnid به مال و گد: جونباز! هیم دهدرو کینه وریست به دست زمال زید به در؟ جونباز گد: آگودرز په  پری ناز نی اشنی؟گمونم اخو بروه سی هیوه. آگودرز گد: ایشنمس؛...

پری ناز تا زمال دیر اوید زید زیر خوندن و مندنی هم ز مله ری به ری هف کرد به نی شیتس اما مُقُمسه اورد منه بلال و پری ناز اخوند: تو زواله مو زیواله، میونمون رو – یه کلکی راست بکن، جا هردومون بو...

آگودرز گد: جونباز ابینی مندنی و پری ناز چنده قشنگ وا یک ازنن و اخونن؟ جونباز  سرسه وند وازیر بهد یه دمی گد: اگودرز هیم هلا دیدمسون؛ ار زیتر افهمستم نی هشتم به ایچو برسه! ورستاد بنگ کرس بکنه و چی بس بگو که آگودرز نشوندس و بس گد: تا هلا تیاته بستی بی! مو زیتر خوندنسونه اشنیدم که ای بچه یل دلاسون وایکهو یکی دیه نه اخون؛ نه ماله به یک بریز و نه اَوِ (آبِ) ری ِ بچه یله! به جا یو صوه خوت و زینت یه بلکه و یه کله قندی برین به هونه بوو پری ناز و بله سه بستونین تا دینداتر بیایم و  پاگیریسه بگریم و ای بچه یله به یک برسونیم؛ وره رو به فرگ کار صووت بو! 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

پبده(بخشی از کتاب آماده ی چاپ)

... پبده با توجه به موقعیت طبیعی و جغرافیایی خاص خود، یکی از راههای قابل دسترسی به بخش های دو سوی آن برای گذر کوچندگان و بازرگانان از میان بلندی های غربی زاگرس بشمار می رفت. این راه یک گذر و کوچراه با اهمیت از دامنه های غرب و جنوب غربی زاگرس، از سوی جلگه ی خوزستان به سمت منطقه ی سردسیر بختیاری، اصفهان و نواحی مرکزی ایران، محسوب می شد. تجار شوشتر و دزفول و کاروان های بارزگانی در مواقعی که دیگر راههای منطقه ی بختیاری ناامن می شد، از این راه ارتباطی استفاده می کردند. سخت ترین گذرگاه پبده آستون پبده بود که برای مردم کوچنده و کاروانیان تولید زحمت می کرد. کوچندگان و مسافرینی که به طرف سردسیر بختیاری و چهارمحال و اصفهان در حرکت بودند، پس از پبده، مسیر و گذرگاه های چلبار، تنگ تینا، منار، چلو، شیمبار، بازفت، بیرگان و ... را طی می کردند تا به محل زندگی سردسیری خود برسند.

     شاید گذر پبده آسان ترین و مناسب ترین راه بشمار نمی رفت اما سخت تر و دشوارتر از معبرهایی مانند تنگ بابااحمد در سمت خاور پبده و در بنه وار و مسیر هارکله به چلبار  و تنگ تینا و ... نبود و برای دسترسی برخی بخش ها کوتاه ترین مسیر بشمار می آمد. گاهی کاروانیان و دیگر کوچندگان به علت ناامن بودن و وجود اشرار و مأموران مالیاتی زورگیر در دیگر راه ها، این گذر را برای خود انتخاب می کردند. پبده به دلیل محصور بودن در میان کوه های بلند و محدود شدن به دو گذر...

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

شهریار امیری پبدنی

پبده و پبدنی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

گرت ز هَرره نی وریسته!

... دیدار دستس به یک بید و نوو (نون،نان)کور؛ چالس سرد بید و جفنس(سفره اش) پیجنیده منه کلیدوو(کلید دون، قفسه درون بهون) نهاده. هیشکی ری به راست هووس(هونس،خانه اش) نی بید؛ آشنایل ایر که ز گسنه ای هم امردن پا در هووس نی نهادن. ایر غریوه هم ارهد به هووس، دست و دل نامید و لو هشک و تشنه و اشکم هالی و گسنه واسکه بزنه به در. مال داشت اما هیچی نداشت. چینا همس ز نداری اگد؛ آبرو سی خُس نه هشت بی.
زینس هم ز خس بدتر؛ هم جور میره نوو کور و دست ور یک بید و هم چُرو. هونوو هم که ز فک و فامیلا نزیکس بیدن و اوند و روند داشتن واس، ز پلشتی و چروی زینس پا زس بریدن بی. دیدار مند بی خس و زینه چروس و چاله سردس و ...
دیدار و هووس وست بی سر زوو(زبان) مردم: تو خه منی دیداری! ای نووات (نان هایت) چی نووا دیدار هشک و کول بانی یه! ای چالت سرد چی چاله دیدار! ای چالت بی تش و هل چی چاله دیدار! ... به گوشاس حرفا مردم اشنید اما به ری خس نی اورد؛ خس هم دووست که نوو کوره و ساسه(سایه اش را) به خس وند بی؛ دیه گرت ز هررس نی وریستاد!

دیدار سر زوو مال وست بی و انگست گش مردم؛ نومس وا نوو کوریس رهد به کوری که رهد ...

ستین بختیاری


نقش دل را با کلامی پاک کرد

نقش دل را با کلامی پاک کرد
سینه را در بی وفایی چاک کرد

چهره ی شاد و پر از لبخند را
با خط ابرو ز خم غمناک کرد
...

شست رنگ آسمان را با کسوف
دیده را در روشنایی خاک کرد

...
s-b
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

بیاد پسرخاله ی عزیزم، علیرضا لهرابی گله؛ روانش شاد!

بیاد پسرخاله ی عزیزم، علیرضا لهرابی گله که پر زدنش را کسی ندید، پر زد و 
پرپر شد و رفت؛ روانش شاد!

چون خیال از چشم دل بگذشت و رفت
همچو آهو جست و از این دشت و رفت

در فراسوی نگه چون یک شبه
بر دل خاطره ها بنشست و رفت

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

دل ای دل! سیچه غم مهمونته هی

دل ای دل! سیچه غم مهمونته هی
گه و بی گه، یه هو، در هونته هی

چه پیمون، بستیه تو وا غم و درد
یه جوم پر ز هین، پیمونته هی 
 
بختیاری

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

دُزِ بُنِ هور doze bone hoor و دین هریdin hari کردن...

... هر روز منه مال، یه چی ز یه هونه بلا ابید؛ هر چه اگشتن و پی دَوی peydawi اکردن، نی جستنس. هر کی یه چی زس به نیست اویدبی. قال و قیل وست منه مال؛ کامرداس گپ مال بید. تا اشنید همه نه جم کرد منجا مال و گد: ای دز، «دزِ بن هوره»؛ اسو زسون خواست که بگون چه بلا کردنه و کی و چه جور و ...

ماه گل گد:جوومه ششتم و وندمس سر پیشه بهون؛ یه تف کنون تی درپاییدم زس تا نیشتم دیدم جوومه نید. گدم باد بردس خه باد هم نی اود؛ دیدم پشت مال وندی. تا ورداشتمس دیدم ریالا رو جوومه نید...

ماه پسند گد: تازه دونه زیدم بی و مشکه هالی کردم و کرسه نهادم منه کره دون؛ کره دون کِلُم بید داشتم دونه ارهدم منه پوست که یه هو دیدم کره دونه نید! گدم گاشت سَی بردسه؛ اما سیِ دز نداشتیم سی هونه مون هم دم هونه چُکُلی زید بی پیش ریم ایر هم سی دیری ایود بس پاس اکرد؛ سی نبید...

گلی هم گد: مو شش تا مرغ و واروک warook هاگه نه(hage neh) دارم؛ یو هف روزه، نم کی ایا هاگه هاسونه ابره...

 قوات گد: ز کُه رسیدم و خواستم زمندی بزنم؛ شالمه ز کدم گشیدم و نهادمس سر چل هونه یه هو آوید به یه تُک روغن و رهد منه گل...

منه هیم هیس و بیس بی که دالو مرواری(مروارید) یه هو غارنید که گرهدمس! دزه گرهدم و چلسه گرهد و کشوندس منجا مال تی آدمیل. ری کرد به کامرداس و گد: سر تمدار لت بیدم، اشنیدم که یه رک رک پشت سرم ایا؛ ای پهلی و او پهلیمه نیشتم دیدم هیچی نید. شهاز shohaz گرهدم دیدم هر چه هد پشت سرمه؛ سرمه جرنیدم واپشت یه هو تیم رکست rekest به هیم ناشادی که داشت ربالا رو جوومه به دندونا اکند...

جغله که دالو مرواری گرهدس بی، نُمس کهیار بید اما چینا که جملو jomoloo  زمار اوید بی، بس اگدن جُمو. جمو غلوه فغر fegher بید و ناسازگار. یکی ز زنگل یه شیلی ورداشت و ورکشید بس چن تا زید منه پر و پاس که کامرداس جلوسه گرهد و گد نزنینس؛ یونه وا «دین هَریس» din hari)) تا دیه ز ای کارا نکنه؛ زیدن یونه راست نی کنه. روین یه هری بیارین! واستادم تا هره بیارن بنیهرم کامرداس چه جور اخو جمونه دین هری بکنه!

 ستین بختیاری

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم