پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

همسو که رهدم به مال تاتم ...

هندا پسین، راستا راست مال تاتم ز ماشین پیاده اویدم. جا وارگه زمستونی سونه دونستم؛ ز سر ره تا مال تاتم، غلوه نبید اما سروالایی نفی بر بید. ز زیر دست یه مال گدشتم یه پیا سر یه بردی نشسته بید. سلام بس کردم و جواومه داد و گد: جغله چه کسی؟ گدم: باوادی. ز چه طافه؟ گدم :... پرسید: ز کو تش؟ جواو دادم ز تش ...
_ ز کو اولاد؟ _ ز اولاد ... _ ز کو کر و بوو؟ _ ز کر و بوو ... _ کر کینی؟ - کر ...
او یه نری سر برد نشسته و مو هم وسرپا وااستاد منجقا ره!
وا لو هنده بم گد: پیر بووی کرم؛ اسو خُسه جم و جور کرد و چار زونی نشست و گد: راستی نوم شریفت؟ گدم ستین. یه هو دیدم وا تشر و اخم و تخم گد: چن؟ گدم: عرض کردم ستین. نه نهاد و نه ورداشت گد: اخوم عرض نکنی؛ ای نگهشای؛ ای ...
مندم منس که په ای پیا چسه! سیچه چینون وام گپ ازنه؛ مر مو چه بس گدمه...
...هو هم هی پشت سر یک لیش بم اگد: ... گدم: ای کس و کار ای پیا خوو مر مو چه گدم؟ مو چه جسارتی به سرکار کردم که چینون ورپیاهستی بم؟
گد: مر بووت یادت نداده که چه جوری وا گپترت گپ بزنی؟ گدم: خا ای پیا خوو زم پرسیدی نومت چنه مو هم گدم ستین! یه هو غارنید و گد: بازم هیم جوری اگوی؟ گدم خا مو نومم ستینه په وا یه نوم دروو سیت بگوم؟ گد مو کار وا نومت ندارم که ستینه یا چی دیری مو ز جواو دادن لیشت دلزیده وابیدم! گدم بفرما تا یاد بگروم؛ گد: اروی تی بووت تا سیت بگو و یاد بگری؛ رو پی کارت جغله ...
هر چه ویر ویر کردم که واسکه چه بگوم و چه جوری بگوم، هیچی به ویرم نوید. ره وستم به سی مال تا زیتر برسم و ز تاتم بپرسم...
ایسا دونین که واسکی چه بگوم و چه جوری جواسه بدادمی؟

نوشته: از ستین بختیاری

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

سروو، چه بخونم که بس بیاهه...

پریر ز فاته خونی که ورگشتیم، رهدیم به هونه کیچیم ماهپاره. زنگل زیتر رهدن بی به مال. زنگل وا رختا شه و کلوی به سر، دور تا دور دست به زونی نشستن بی و سرگرم گپ زیدن بیدن. سر کلویاسون، بُک هاسونه بستن بی، چونون که تهنا اسپیدی ریا سون منجا سیاهی و شهی کُلَوی و بُک، به قشنگی برچ ازید. همه سونه ایشنهدم، ز پیشتر که دیدمسون، قشنگتر وابیدن بی.(سیاهی با سفیدی، نقش بندد...)

تا رسیدم، کیچیم ماهپاره، هیم جور که وا زنگل گرم گپ زیدن بید، به روشت(روش،رسم) خومون، دست وند به گردنم؛ هیچ وا نگد و گپ زیدنسه وا زنگل نبرید و گد: آخه ددوم، تو بگو مو منه ای فاته خونی، سی کامرداس واسکه چه سروویی بخوندمی؟ ز تفنگ برنوس بگدمی؛ ز شکالا چپ و چمراستس بگدمی؛ز شمشیر بلندس بگدمی؛ یا ز نوزین سواریس؟
ننشسته و نرسیده، گل بناز، دهدرکامرداس گد بوتی ماه پاره یه دو بیت سروو سی بووم نیخونی؟ گدم ماهبناز سر خوت سلامت بووه دهدرم؛ چامون گرهدمه و ناخوشم؛ نترم بخونم. نه انه و اورداره، اگو: به سرین بوو مردن مو، چامون گرهدیه! ...
یه دم هیچی نگدم، دیندا گدم دایه؛ خوت بگو تا مو و دیرون هم اگویم... ماه بناز سر تال ول نکرد و هی گد: ایسا سی بوو مو نیخونین، ایسا هر جا اروین بی نگفت اخونین و ...
ز جا رهدم به در و گدمک خا ددوم بگو بنیهرم؟ به تفنگ و شمشیر بووت بخونم! به اسب سواری و شکال کردن و ... بخونم به چنه بووت بخونم؟ بوو تو بدبخت یه برزیری بید که همس منه کار و سختی بید ار اخوی ز هم هونون اخونم سیس؟ دهدر دیه هیچی نگد و بی دنگ نشست سر جاس...
اسو خواستم برزیری بخونم؛ دیندا تی خوم گدم خووی نداره! ایسکو اخونمس سی ایسا:
میرمات بنگ ازنه، ای پر کلوری - داسته، تند تند بشون، نری ز زونی
برزیر، نو برزیر غله مند سر پا -  دستته به جا بشون، پاته به هندا
بَزگری نُو بَزگَری چَپَت نَتَنیده           داسته تُن تُن بِکَش غَلِه مَند نَچیده

...
https://www.facebook.com/home.php#!/groups/447712965283219/

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

سروو، چه بخونم که بس بیاهه...

پریر ز فاته خونی که ورگشتیم، رهدیم به هونه کیچیم ماهپاره. زنگل زیتر رهدن بی به مال. زنگل وا رختا شه و کلوی به سر، دور تا دور دست به زونی نشستن بی و سرگرم گپ زیدن بیدن. سر کلویاسون، بُک هاسونه بستن بی، چونون که تهنا اسپیدی ریا سون منجا سیاهی و شهی کُلَوی و بُک، به قشنگی برچ ازید. همه سونه ایشنهدم، ز پیشتر که دیدمسون، قشنگتر وابیدن بی.(سیاهی با سفیدی، نقش بندد...)

تا رسیدم، کیچیم ماهپاره، هیم جور که وا زنگل گرم گپ زیدن بید، به روشت(روش،رسم) خومون، دست وند به گردنم؛ هیچ وا نگد و گپ زیدنسه وا زنگل نبرید و گد: آخه ددوم، تو بگو مو منه ای فاته خونی، سی کامرداس واسکه چه سروویی بخوندمی؟ ز تفنگ برنوس بگدمی؛ ز شکالا چپ و چمراستس بگدمی؛ز شمشیر بلندس بگدمی؛ یا ز نوزین سواریس؟
ننشسته و نرسیده، گل بناز، دهدرکامرداس گد بوتی ماه پاره یه دو بیت سروو سی بووم نیخونی؟ گدم ماهبناز سر خوت سلامت بووه دهدرم؛ چامون گرهدمه و ناخوشم؛ نترم بخونم. نه انه و اورداره، اگو: به سرین بوو مردن مو، چامون گرهدیه! ...
یه دم هیچی نگدم، دیندا گدم دایه؛ خوت بگو تا مو و دیرون هم اگویم... ماه بناز سر تال ول نکرد و هی گد: ایسا سی بوو مو نیخونین، ایسا هر جا اروین بی نگفت اخونین و ...
ز جا رهدم به در و گدمک خا ددوم بگو بنیهرم؟ به تفنگ و شمشیر بووت بخونم! به اسب سواری و شکال کردن و ... بخونم به چنه بووت بخونم؟ بوو تو بدبخت یه برزیری بید که همس منه کار و سختی بید ار اخوی ز هم هونون اخونم سیس؟ دهدر دیه هیچی نگد و بی دنگ نشست سر جاس...
اسو خواستم برزیری بخونم؛ دیندا تی خوم گدم خووی نداره! ایسکو اخونمس سی ایسا:
میرمات بنگ ازنه، ای پر کلوری - داسته، تند تند بشون، نری ز زونی
برزیر، نو برزیر غله مند سر پا -  دستته به جا بشون، پاته به هندا
بَزگری نُو بَزگَری چَپَت نَتَنیده           داسته تُن تُن بِکَش غَلِه مَند نَچیده

...
https://www.facebook.com/home.php#!/groups/447712965283219/

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

تندیس شیر بختیاری در مجلس


تندیس دو شیر به یادگار جعفر قلی خان اسعد و مشروطیت در مجلس شورای اسلامی ایران

تندیس دو شیر، به یادگار و فراخور جایگاه، فر و شکوه جعفرقلی خان اسعد بختیاری در دستیاری و یاری رسانی ها به آزادی و مشروطیت، در بهمن ماه سال 1321شمسی به دست آقایان، محمدتقی اسعد و سهراب اسعد به مجلس شورای ملی ایران پیشکش شد تا در خانه ی مردمان(ملت) ایران زمین در دید مردم و نمایندگان نمایان باشد و یادمان یکی از سران و رهبران مبارز و از جان گذشته ی آزادی و مشروطیت خواه این سرزمین کهن همواره در زبان و اندیشه ی  همگان پابرجا بماند و از آنان به نیکی یاد شود.

   تندیس این دو شیر به مجلس نوساز شورای اسلامی ایران در بهارستان جابجا شده و در بخشی از ساختمان مجلس و در دوسوی پله کان، کار گذاشته شده اند. بر تخت پایه ی این دو تندیس، بر روی برگه ای آهنین که در پایین نگاره بزرگنمایی شده، چنین نوشته شده است: «به یادگار خدمات مرحوم جعفرقلی اسعد بختیاری به آزادی و مشروطیت، تقدیم مجلس شورای ملی گردید. محمدتقی اسعد – سهراب اسعد، بهمن ماه 1321

روان مبارزان آزادی شاد و جاوید ایران


 


تندیس دو شیر به یادگار جعفر قلی خان اسعد و مشروطیت در مجلس شورای اسلامی ایران

تندیس دو شیر، به یادگار و فراخور جایگاه، فر و شکوه جعفرقلی خان اسعد بختیاری در دستیاری و یاری رسانی ها به آزادی و مشروطیت، در بهمن ماه سال 1321شمسی به دست آقایان، محمدتقی اسعد و سهراب اسعد به مجلس شورای ملی ایران پیشکش شد تا در خانه ی مردمان(ملت) ایران زمین در دید مردم و نمایندگان نمایان باشد و یادمان یکی از سران و رهبران مبارز و از جان گذشته ی آزادی و مشروطیت خواه این سرزمین کهن همواره در زبان و اندیشه ی  همگان پابرجا بماند و از آنان به نیکی یاد شود.

   تندیس این دو شیر به مجلس نوساز شورای اسلامی ایران در بهارستان جابجا شده و در بخشی از ساختمان مجلس و در دوسوی پله کان، کار گذاشته شده اند. بر تخت پایه ی این دو تندیس، بر روی برگه ای آهنین که در پایین نگاره بزرگنمایی شده، چنین نوشته شده است: «به یادگار خدمات مرحوم جعفرقلی اسعد بختیاری به آزادی و مشروطیت، تقدیم مجلس شورای ملی گردید. محمدتقی اسعد – سهراب اسعد، بهمن ماه 1321

روان مبارزان آزادی شاد و جاوید ایران


 


تندیس دو شیر به یادگار جعفر قلی خان اسعد و مشروطیت در مجلس شورای اسلامی ایران

تندیس دو شیر، به یادگار و فراخور جایگاه، فر و شکوه جعفرقلی خان اسعد بختیاری در دستیاری و یاری رسانی ها به آزادی و مشروطیت، در بهمن ماه سال 1321شمسی به دست آقایان، محمدتقی اسعد و سهراب اسعد به مجلس شورای ملی ایران پیشکش شد تا در خانه ی مردمان(ملت) ایران زمین در دید مردم و نمایندگان نمایان باشد و یادمان یکی از سران و رهبران مبارز و از جان گذشته ی آزادی و مشروطیت خواه این سرزمین کهن همواره در زبان و اندیشه ی  همگان پابرجا بماند و از آنان به نیکی یاد شود.

   تندیس این دو شیر به مجلس نوساز شورای اسلامی ایران در بهارستان جابجا شده و در بخشی از ساختمان مجلس و در دوسوی پله کان، کار گذاشته شده اند. بر تخت پایه ی این دو تندیس، بر روی برگه ای آهنین که در پایین نگاره بزرگنمایی شده، چنین نوشته شده است: «به یادگار خدمات مرحوم جعفرقلی اسعد بختیاری به آزادی و مشروطیت، تقدیم مجلس شورای ملی گردید. محمدتقی اسعد – سهراب اسعد، بهمن ماه 1321

روان مبارزان آزادی شاد و جاوید ایران


 


خسروخان سردار ظفر بختیاری

سردار ظفر بختیاری

(گردآورنده: لهراسب حیدری پبدنی)

 پبده و پبدنی

خسرو خان سردار ظفر

 

زادروز

۱۲۴۰

درگذشت

ششم بهمن۱۳۱۲

پیشه

ایلخانیبختیاری

نقش‌های برجسته

فرمانده قوای مشروطه
حاکم استان‌های  یزد کرمان  بلوچستان

 

 

 


خسرو خان سردار ظفر، فرزند حسین قلی خان ایلخانی و برادر کوچکتر سردار اسعد بختیاری و صمصام السلطنه می‌باشد.

 او در سال ۱۲۷۸

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

قلمرو حکمرانی بختیاری در گذشته(کشور بختیاری)

گردآورنده: لهراسب حیدری پبدنی 

کشور بختیاری به قلمرو حکومتی گفته می‌شود که از سال ۱۲۵۱ تا ۱۲۵۷ هجری قمری در مناطق بختیاری نشین و در جنوب غربی ایران و شرق عراق تشکیل شده بود. این دولت توسط خان بختیاری محمد تقی خان بختیاری استقلال یافت و در سال ۱۲۵۷ به اشغال ایران در آمد. محمدتقی خان از سال ۱۲۴۹ هجری قمری دست به حرکت‌های

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

گاگریو بختیاری(گاه گریوه)

برگزیده ای از نوشته ی کتاب در دست تدوین ...

گاگریو( گاه گریوه) بختیاری
گاگریو سرود و اشعار موزون و آهنگین غمگنانه زنان بختیاری است که در سوگ و ماتم عزیزان از دست رفته با سوز و گداز و با هم آوایی می خوانند. اشعار گاگریو، سروده های زنان با احساس بختیاری است که در غم عزیز از دست رفته خود از بر و یا 

 

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٥:٥۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

گندم موری(GANDOM MOORI)

گندم موری دانه ای است گرد و خوشمز به ریخت و گونه ی دانه ی ماش که کمی بزرگتر از آن است و گردی آن مانند ماش نیز یکنواخت و هموار نیست. این دانه، چرب و بسیار خوشمزه و نیروزا و نیروبخش است. دانه ی گندم موری از گیاهی به نام «پشمینه» فراورده و برآمده می گردد.
  پشمینه یا پشمین، گیاهی است
ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم