پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

مسجدسلیمان شهر نفت!

 

                                 مسجدسلیمان

 

ز مسجد سلیمان با آبـــــــــروی          نمانده است جز زردی رنــگ و روی

 

نه آب و هوایی نه نقش و نگـار          بجز سبزه زاری به فصل بهـــــــــــار

 

کُنارش سر راه بی برگ مانــــد          کِنارش غــــــــــم  و توسن مرگ ماند

 

به مسجد روان دوده و بوی گاز          سلیمان به تختت دمی گرد بــــــــــــاز

 

تن کوه و دشت و دمن بر تکیـــد         ز چشـــــــــــم دل مردمان خون چکید

 

نگر تا شقایق چرا پژمریــــــــــد         چنین رنگ زردش کـــه بر رخ کشید

 

بپرسان و جویا شو از بختیـــــار         نشین پای درد دل ساتیـــــــــــــــــــار

 

نیوش از دل کوهســـــاران بخت         ز یاران کوچنده و بسته رخــــــــــت

 

چو دیدند آباد هر جا زنفـــــــــت         ز دل بر کشیدند آهی به تفــــــــــــت

 

بخواندند با نالـــــــــه این گاگریو         به شور و به فریاد و بانگ و غریـو

 

که از نفت کوه و در و دشت من         چه آبادها گشت و من خسته تـــــــــن

 

از آن نفت بویش مشامم بخســـت         ز سودش نه چشمم بدید و نــه دســت

 

نه شهرم از آن نفت آباد شـــــــد          نه دل زین همه نعمتم شــــــــــــاد شد

 

به یزدان پناهیم بدان جایـــــــگاه          که امید روزی در آیــــــــــــــد ز چاه

 

...

 

ز«تنها» نیاید به جز این ســـخن         که مسجد سلیــــــــمان بود شهر مـــن 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

دربس( دختر بس)

 

     پشم را دور دست چپش تابیده بود و هر از گاه با دست راست پره (دوک) را می چرخاند و نخ می ریست و زیر لب دندال(نجوا و زمزمه) می کرد. نجوا هایش حاکی از غم و اندوه بود و گهگاه قطرات اشک در شیار چین های چروک خورده اش راه می جست. آه با اشک همراهی می کرد و گاه هق هق نای با  فر و فر پره در هم می آمیخت و گلو را از بغض تخلیه می نمود. موی سپید و چروک پوست دست و صورت گذشت بیش از هفت دهه را نشان می داد.      

     اسمش دُربس بود. اما او از اسمی که بر او گذاشته بودند بدش می آمد. متنفر بود وقتی کسی با این اسم صدایش می کرد. دربس در گویش بختیاری کوتاه شده (دختر+ بس) می باشد یعنی دختر بس و کافی است. مردم بختیاری نیز مانند دیگر اقوام پسر دوست بوده و هستند بنابراین خانواده هایی که دارای دختران  زیادتری نسبت به پسران  داشتند و یا اصلاً پسری نداشتند، نام دختر تازه زاده شده را با ترکیبی با «بس» می نهادند و در واقع به درگاه خداوندی التماس می کردند و التجاء می آوردند که این آخرین دختر خانواده باشد تا شاید خداوند پسری به آنان عطا نماید و اسمش را خداداد یا اله داد ... بگذارند!

     دربس(دهدربس)، خدا بس، ماه بس، امان بس، هیم بس(همین بس)، طلا بس، گل بس، زیاتی(زیادی)، کافی و ... از جمله نام هایی بود که بر دختران افزون متولد شده بر پسران، می نهادند. دربس پنجمین دختر و فرزند خانواده بود که در بدترین موقعیت به دنیا آمده بود. مادر دربس دختر زا بود و پسری برای خانواده به دنیا نیاورده بود. بیچاره مادرش که چه زجری و زخم زبان هایی را که تحمل نمی کرد!

     دربس اسم ممیرا را برای خودش انتخاب کرده بود اما بعضی ها که می خواستند اذیتش کنند و سر به سرش بگذارند دربس صدایش می کردند و از عکس العمل او وقت می گذراندند. هر کس که صدایش می کرد خدابس، فوری از سر ناراحتی جواب می داد: خدا کنا نه هیش کس! امر را امر خدا می دانست و آنها  را به خدا حواله می داد.

     داستان به دنیا آمدن و بزرگ شدن و نامگذاری دربس را همه می دانستند و خودش هم برای همه بازگو میکرد، آنانی که از ماجرا خبر داشتند و آنانی که بی خبر بودند و آگاه شده بودند! دربس تولد و زندگی بعد از تولد را برایم در حالی که پشم را می ریسید،  شرح داد. گویی که روحش قبل از تولد ناظر به دنیا آمدن و اتفاقات بعدی بود که برایم توضیح می داد! داستان زادن خودش را از پدر و مادر و دیگر اقوام شنیده بود اما با آب و تاب شرح می داد و معلوم بود که خود به آن شاخ و برگ هم داده بود! طوری می گفت که گویی دختر بزرگ خانواده بود که شاهد تولد خواهر و یا برادر کوچکتر خود بوده است!  

     « تا مادرم درد زایمان گرفت، پدرم از مال بیرون رفت و بر بالای تپه مشرف به مال نشست. ملای دعا نویس دعا کرده بود و به پدرم امید داده بود که این فرزندش پسر است. بنابراین یک اسکناس دو تومانی که پیر(سید) آنرا پرپین (تبرک) و اوسی (افسون،طلسم) کرده بود در جیبش گذاشت تا وقتی که پسرش به نیا آمد و پسران مال برای وریاندن (ربودن) کلاهش می آیند به رسم و آیین بختیاری به رباینده کلاه که با این عمل  مژده زادن پسرش را می داد، پاداش بدهد.

     زنان مال زیر بهون در کنار مادرم قرار گرفته بودند. یکی دینشت( اسپند) دود می کرد و دیگری کندر بر آن می ریخت و زنی دیگر نخ چله بری را آماده می کرد تا بعد از تولد به ملا بدهد تا دعای چله بری را بر آن بخواند. در هیاهوی زنان مال مادرم هراسان جیغ و داد می کرد، قریاد می زد. شیون و گریه اش تنها از درد زایمان نبود، بیشتر از ترس دختر زائی خودش بود که هم باعث ناراحتی می شد و هم مورد غضب مادر شوهر و فدیگر فامیل واقع می شد.  

     پدرم مدام به مال سرک می کشید، گاهی پشت تپه پنهان می شد و گاه سری به مال می کشید، صبرش تمام شده بود و دلش می خواست صدای گریه پسرش را زودتر بشنود و با پند گام به درون مال بیاید و « بره نرمیشی» را قربانی عزیزش کند! خواهران بیچاره هم دست دعا بلند کرده بودند تا فرزند جدید پسر باشد تا هم مادر و هم آنان از غم بی برادری رهایی یابند.

     در هیاهوی زنان قابله و کمک دهنده، صدای گریه نوزاد شنیده شد و به دنبال آن شیون و زاری مادرم به هوا برخاست. گریه و زجه مادر و سکوت زنان حاضر پدرم را از وجود دختری دیگر آگاه کرد؛ رفت و پشت تپه خود را پنهان کرد...

ادامه...

    

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٢:٠٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سرکار خانم مهندس، سپیده مماند مخترع و مبتکر موفق پبدنی بختیاری

     سرکار خانم مهندس سپیده مماند دختر جوان نوآور مخترع از تش رمدان، طایفه پبدنی بختیاری است. وی یکی از غواصان خبره زن در کشور است که به حرفه مربیگری در این رشته نیز اشتغال دارند. قبلاً ایشان به عنوان غواصی خبره و توانا از طایفه پبدنی بختیاری در همین وبلاگ به فامیل و طایفه معرفی گردید.

    سرکار خانم سپیده مماند تحصیلات خود را در رشته سخت افزار، واحد الکترونیک به پیایان رسانده اند.

     اختراع ایشان در اداره کل مالکیت و ثبت اختراعات کشور به ثبت رسیده است که تصویر آن نیز به پیوست ارائه می گردد. شرح اختراع خانم مماند در مجله ماهانه «زندگی نو» شرکت نفت به چاپ رسیده است. مندرجات چاپ شده در مجله مذکور در زیر به نظر می رسد.

     صمیمانه ترین تبریکات خود را تقدیم دختر شایسته، مخترع و ورزشکار طایفه پبدنی می نمایم و برای ایشان بهترین آرزوها را در بهروزی و پیروزی و سربلندی از خداوند مسئلت می نمایم. سپیده مماند و دیگر دانشوران و دانشجویان موفق طایفه پبدنی مایه مباهات و سربلندی خود و فامیل هستند. به ایشان می بالم.

شرح ارسالی در باره اختراع سرکار خانم سپیده مماند:

در زیر و به همراه ایمیل شرح اختراع و پیوستهایی که جهت شرکت نفت ارائه
شد،خدمتتان می فرستم. متشکرم.

 


From: sepideh memand <sepideh.memand1982@gmail.com>
Date: Mon, 30 May 2011 03:50:43 +0430
Subject: about my invention
To: zendegie.no@gmail.com

درود

      احتراما مشخصات فردی و اختراع خود را به عرض می رسانم

      سپیده مماند فرزند کارمند بازنشسته مرحوم ابراهیم :  ساکن کرج، فارغ التحصیل رشته سخت افزار کامپیوتر از دانشگاه جهاد
دانشگاهی واحد صنعتی شریف،غواص سه ستاره دارای گواهینامه های داخلی و بین
المللی C.M.A.C  ، Marine Science، Firefight  &  Tennis Referee
مخترع دستگاه نجات غواص باقابلیت کارکرد با امواج رادیویی.
     تکنیک کاردستگاه
     این دستگاه برای غواصان در دریاها،دریاچه ها، کانال های بزرگ، آبهای
متلاطم طراحی شده است. کار اندازه گیری فاصله و نمایش دقیق وضعیت قایق با
غواص و در مناطق یا شرایط خطرناک برای ایمن بودن غواص و بررسی خطر برخورد
با قایق یا یافتن قایق پشتیبان را انجام می دهد.

با توجه به رعایت نکردن قوانین بین المللی و نادیده گرفتن بویه غواصی جهت
جان غواصان توسط اشخاص قانون شکن، یا نبود دستگاهی که غواص را از وجود
این عوامل بر سطح دریا آگاه سازد، یا در پیدا کردن قایق پشتیبان و نجات
غواص کمک کند، همیشه شاهد بروز حوادثی چون مرگ غواص آسیب دیده و خسته
ناشی از این موارد بوده ایم. وقتی خود به شخصه با این خطر مواجه گشتم، بر
آن شدم که ، یک سیستم فرستنده و گیرنده ای با قابلیتی خاص ابداع نمایم که
تمامی نواقص فوق را پوشش دهد و یک غواص بتواند با مدیریت بحران خودش
ایمنی خود را مرتفع کند و با هزینه ای پایین ، کارایی و قدرت خرید بالا
برای استفاده عموم غواصان قابل عرضه باشد  .
هدف از اختراع رفع مشکلات فوق الذکر می باشد . علاوه بر آن تسهیلی ایجاد
شده است که بتواند به عنوان مغز دوم عمل کند و از حادثه های دلخراش، مرگ
و میر، گم شدن ها در آب های متلاطم و یخ زدگی یا گرما زدگی ها ، مصرف
اضافی سوخت جلو گیری کند .  تا کنون هیچ وسیله ای اختراع نشده که دارا ی
اینچنین قابلیت نجات غواصان از حوادث نام برده باشد. قابلیتی که با
مطالعات و تلاشهای فراوان در دستگاهی به نام نجات غواص متجلی گشته است .

بااستفاده ازاین دستگاه در غواصی"Night Dive" هنگام جنگ،
بجای روشن کردن پرژکتور زیر قایق جهت یافتن محل قایق پشتیبان،این دستگاه
بانمایش دقیق وضعیت قایق از فاصله ی 12متری (39 فوت)غواص که قابل تغییر
می باشد، به او علاوه بر
زنگ هشدار،جای دقیق قایق روی سطح اب را نشان داده و او رااز سرگردانی،یخ
زدگی یا هر خطر دیگری نجات می دهدو با حذف نور پرژکتور امنیت غواصان
بیشتر می شود.
لذا می توانیم در تمامی لحظات آسوده خاطر و بدون دغدغه به فعالیتهای
غواصی خود بپردازیم .

امیدوارم که توانسته باشم گامی کوچک در پیشرفت و توسعه جامعه بشری به
ویژه جامعه ی امداد و نجات،و غواصی برداشته باشم .


"دوست دارم در اینجا یاد و قدردانی از زحمت های پدر عزیز و بزرگوارم که
در وادی رحمت بی کران پروردگار اقامت گزیدند داشته باشم، ایشان همیشه
مشوقم بودند، لبخند رضایت و برق چشمانشون همیشه به یادگار با من هست و می
ماند،اختراعم تقدیم به روح بلند ایشان و همواره نیزاز زحمت های بی دریغ
مادرمهربانم سپاسگزارم و آرزوی
سلامتی و عمری طولانی برایشان خواهانم  .  "



                                Regards

                        Sepideh Memand

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

پل اورگان(پل حاج جلیل استکی بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نفیسه مسعودی افتخار آفرید و پیروزمندانه قهرمان و عضو تیم ملی جودوی کشور شد

    

سرکار خانم نفیسه مسعودی بختیاری، احراز مقام کشوری و راهیابی به تیم ملی جودوی کشور را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می کنیم. این جایگاه والا و ارزشمند ورزشی  مبارکتان باد.

     سرکار خانم نفیسه مسعودی، عضو تیم جودوی رده جوانان اصفهان با قدرت و رشادت کامل در مسابقات کشوری بر حریفان خود پیروز و ضمن کسب مقام کشوری به عضویت تیم ملی جودوی کشور نائل گردیدند.

      دختر قهرمان تبار بختیاری علاوه بر کمر بند مشکی، رتبه دان 1 را نیز احراز نموده اند. خانم نفیسه مسعودی در کنار تمرینات ورزشی  و نگاه به امیدوارانه به احراز مقام های برون مرزی و قاره ای و جهانی، به مربی گری نیز اشتغال دارند و شاگردانی را در رشته جودو تعلیم می دهند.

     ضمن تبریک و تهنیت به ورزشکار قهرمان، سرکار خانم نفیسه مسعودی و پدر گرامی ایشان جناب آقای رستم مسعودی و مادر و خاندان محترم و بزرگ مسعودی، آرزوی بهروزی و پیروزی و سربلندی هر چه بیشتر ایشان را از خداوند متعال خواستارم.  

     جوانان برومند و شایسته و قهرمان مایه مباهات و افتخار تبار و فامیل هستند؛ به وجود جوانان ورزشکار و قهرمان وطن و تبار خویش هم چون نفیسه های پیروز و قهرمان می بالیم و افتخار می کنیم. امید که در آینده قهرمانی برون مرزی ایشان را جشن بگیریم و نام قهرمانمان را با رتبه ای آسیایی و جهانی در این وبلاگ درج  و مشاهده نمائیم. انشااله

 

 

    

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سلطان محمد جمشیدی پبدنی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

کاش امشو مه درا تا بس بگم (میلاد مبارک مهدی موعود خجسته باد)

کاش امشو مه درا تا بس بگم

زی شو شه منده ور جا بس بگم

 

کاش نی مند ای همه ور زیر اور

تا منه صحرای روشنا بس بگم

 

نی ونه بال تیا نرقس به گل

تا ز رنگ سوز مینا بس بگم

...

میلاد مسعود حضرت قائم(عج)مبارکباد

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

شهر زدگی و تجددگرایی نتیجه تقلید و پیروی کورکورانه خلق

 

خلق را تقلیدشان بر باد داد     ای دو صد لعنت بر این تقلید باد«مولوی»    

     یکی از آفت های مهاجرت، تجدد گرایی و شهرزدگی است. انسان ذاتاً آسایش طلب، نوگرا، زیاده خواه و جاه طلب است و هر کدام در حد معقول و در اندازه متعادل لازم و ضروی است اما در صورت افراط و تفریط و پذیرش بدون آگاهی و آمادگی های لازم، خطرناک و مهلک خواهد بود.

     هر گاه انسان بدون آگاهی و آشنایی به فرهنگ و منشی گرایش پیدا نماید، مجبور خواهد بود که خود را همرنگ با آن خصلت و منش آن جماعت نماید بنابراین برای رسیدن به این مقصود ناگزیر به تقلید و پیروی کورکورانه از فرهنگ و آداب جدید روی خواهد آورد.

      تقلید عاری از حقیقت و واقعیت است و محلی از اعراب ندارد. شخص مقلد بدور از حقیقت و بدون تفکر و سنجش، آموزه هایی را در می یابد که هیچ گونه سابقه فرهنگی و اجتماعی از آن را در ذهن و فکر و اندیشه خود ندارد و با پیروی در اعمال و کردار و گفتار، به تکرار و تمرین آن می پردازد.

      در تقلید، چون قوه عقلانی بکار گرفته نمی شود، فرد مجبور است که صرفاً از طریق قوه شنیداری و دیداری( صمعی و بصری) به آموزه هایی جدید و نو بپردازد و به حافظه بسپارد. موارد تقلیدی فرد مقلد در کنار آن چه را که از راه تفکر و تعقل در مخیله خود اندوخته، به صورت جداگانه طبقه بندی و بایگانی می نماید. در واکنش به هر سؤال، اختلاط و آشفتگی در پاسخ بروز کرده و درون آشفته و بی مایه فرد مقلد را آشکار و هویدا می سازد.

     طوطی سخنگو همیشه آنچه را که از راه تقلید آموخته است، به درستی بیان نمی کند و کلامی را هم که تقلیدوار ادا می کند، حقیقت امر نیست بلکه تلفظی است که شباهتی به به کلام یا کلمات آموزش داده دارد نه به اصل آن! «سلام» طوطی از حروف «س-ل-ا-م» تشکیل نشده بلکه آوایی هایی است از حروف مذکور که طوطی سخنگو باز گو می کند.

     فرد مقلد همیشه ادای افرادی را که به آنان گرایش پیدا کرده در می آورد و معمولاً به اشتباه می افتد و مورد استهزاء و خنده حاضرین قرار می گیرد. در حالت آشفتگی و درماندگی، فرد مقلد سعی به اصلاح اعمال و گفتار خود می پردازد و به تلفیق داشته های عقلانی سابق خود و موارد تقلیدی می پردازد و در نتیجه به خودباختگی میرسد که به تخریب و نابودی کامل فرهنگی خود نزدیک می شود.

     امید به آن که تا نعمت خدادادی عقل هست از تقلید بپرهیزیم و از فرهنگ آموزه های غنی خود دور نشویم و از آنچه که به آن تعلق داریم اباء و شرم نداشته باشیم تا به خودباختگی و پوچی نرسیم. انشااله   

 

    

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

پل حاج جلیل استکی بختیاری(پل اورگان)

 

     در پی درج و انتشار تاریخچه پل حاج میرزاخون شجاعی راکی و عمل نیکوکارانه و خداپسندانه این فرد نیکوکار و خیر بختیاری، دوست و برادر عزیز جناب آقای مهراب مسعودی خبری از فرد خیر دیگری از تبار بختیاری در ارتباط با احداث پل در اختیارم گذاشت. ایشان سازنده و بنیان گذار پلی است که شهر اورگان را با جاده مواصلاتی کوهرنگ به چادگان - اصفهان و داران مربوط می سازد، حاج جلیل استکی بختیاری معرفی نمودند. این پل در فاصله کوتاهی در پایین دست  پل حاج میرزاخون شجاعی و بر روی رودخانه زاینده رود بنا نهاده شده است.

     از هم تبارانی که از شرح حال و بیوگرافی بنیانگذار و تارخچه دقیق ساخت این پل اطلاع کامل دارند در خواست می گردد بنده را یاری فرمایند تا بیشتر و بهتر در معرفی این فرد خیر و بزرگ مرد بختیاری و عمل خداپسندانه و نیکوکارانه وی اقدام گردد.

     نام و یاد همه بزرگانی که در راه سربلندی و افتخار و رفاه و آسایش مردم بختیاری قدم خیر و مؤثری برداشتند، همواره به خوبی و نیکی بر دل ها می ماند و همیشه بر زبان ها جاری است.

      بیشترین هزینه ساخت این پل به همت حاج جلیل استکی انجام گرفت که کمک های مردم اورگان و حاج شیخ محمدعلی نورانی نجف آبادی نیز وی را در انجام این عمل عام المنفعه وی را یاری داد. معمار سازنده این بنا و اثر ماندگار و خداپسندانه استاد مرتضی رئیسی نافچی بود. 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم