پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

پل حاج میرزاخون شجاعی راکی اثری نیکوکارانه و منحصر به فرد و ماندگار در بختیاری

پل حاج میرزاخون شجاعی راکی

    پل حاج میرزاخون شجاعی راکی

 پل حاج میرزاخون شجاعی راکی، تنها اثر و یادگار مهم نیکوکارانه در سرزمین سردسیر بختیاری است. جریان زلال و پاک و زندگی بخش زاینده رود، گواه سخاوت و از خودگذشتگی مردی بخشنده  و نیکوکار از تبار بختیاری می باشد.  

     پل حاج میرزاخون شجاعی راکی بختیاری، با هزینه کامل شخصی و بدون کمک مالی از دولت آن زمان و افراد دیگر، توسط یکی از بزرگمردان نیک منش و خیر طایفه بزرگ راکی بنام حاج میرزاخان شجاعی بر روی زاینده رود در محدوده قلعه منصورخان طهماسبی راکی (احمد آباد) بنیاد و تأسیس و به نام ایشان نامیده شد. این اثر ماندگار و عام المنفعه که منشأ خیر و بهره وری همگانی گردید در جای خود و در بختیاری منحصر به فرد می باشد.

     انگیزه ساخت و تأسیس پل بر روی رودخانه زاینده رود در محل مذکور، از سال ها پیش به ذهن حاج میرزاخون کرده و هموراه در صدد بود تا برای حمل ونقل راحت مردم از رودخانه کاری اساسی انجام دهد و آنان را در عبور از امواج توفنده و پر خروش بی گدار زاینده رود به خصوص در فصل طغیان بهاری ناجی باشد. حاج میرزاخون دارای مال و مکنت فراوانی بود و یکی از گله داران و رمه داران ثروتمند بختیاری بشمار می آمد و صاحب جایگاه والایی در ایل بختیاری بود.

      واقعه ای اسفناک و دردآور، حاجی خیرخواه و نیکوکار و عاطفی تبار بختیاری را در عملی ساختن هدف خیرخواهانه خود وا می دارد که نهایتاً منجر به ایجاد و تأسیس پلی بر روی زاینده رود گردید تا بنام این مرد انسان دوست و نیک اندیش تا ابد به یادگار بماند.

     در فصل بهار که بر اثر بارش فراوان باران و برف و ذوب شدن برف کوه های بختیاری، منجر به جاری شدن سیلاب و رونق جریان چشمه ساران پیوسته به زاینده رود می گردید، موجب طغیان رود می شد. مردم به سختی می توانستند از رود پر خروش و سرد برفاب آن گذر نمایند.

     بهار سال 1335 هنگامی که حاج میرزاخون به همراه ایل از کوچ گرمسیری به منطقه خود در حوالی زاینده رود در می رسد، در ساحل زاینده رود زنی را مشاهده می کند که فرزندی خردسال را در آغوش گرفته و در حال شیون و زاری است و با آه و ناله بر سر و روی می زند و کمک می طلبد. حاج میرزا خون همراه افراد خود به سوی زن می شتابند و از گریه و زاری  زن جویای می شوند و زن اظهار کرد:  همراه شوهرم قصد عبور از عرض رودخانه را داشتیم، شوهرم گفت ابتدا مقداری از وسایل را به آن طرف رودخانه می برم و  رود خانه را هم پی می زنم( پی زدن یعنی سنجیدن عمق آب) و پس از پیدا کردن «گدار» برای بردن شما به آن طرف باز میگردم. اما شوهرم بر اثر فشار زیاد آب و امواج خروشان در آب غرق شد و امواج توفنده او را با خود برد و من نتوانستم کاری برای نجات شوهرم انجام دهم.

     حاج میرزا خون به همراه افراد فامیل به جستجوی مرد غریق می پردازند اما اثری از او نمی یابد.

محل دقیق غرق شدن آن شخص حدفاصل پل حاج میرزاخون و موازات تپه باستانی قلعه مشهدی آقاعلی شجاعی است.

 

     حاج میرزاخون شجاعی در همان روز و در همان محل و در حضور زن سوگوار و مردم مغموم حاضر در صحنه، تصمیم به تأسیس پل گرفته و هدف و اراده خود را در انجام کار به همه اعلان می نماید.  

     این پل منطقه قلعه منصورخان طهماسبی راکی، مرغملک و سودجان را به مناطق دیگر بختیاری از جمله: کوگانک، منطقه پرک و تنگ گزی، دیمه و اورگان و ... را به هم متصل می کند و رابط جاده ارتباطی شهرکرد- کوهرنگ از مسیر مذکور می باشد.

    عملیات ساخت پل از سال 1335 آغاز و اتمام آن تا سال 1338 به مدت سه سال به طول می انجامد. پل از نوع بتونی با پایه های سنگی است. عدم وجود جاده مناسب جهت عبور کامیون و کمبود سیمان مورد نیاز در شهرهای نزدیک مانند اصفهان وشهرکرد، عملیات را کند و زمان کار را طولانی نمود.

     سیمان مورد نیاز پروژه از کارخانه سیمان تهران تأمین می گردید که با کامیون تا شهرکرد حمل می شد. حمل سیمان از شهرکرد تا محل احداث پل، بناچار از چارپایان استفاده می گردید. جابجایی چند وجهی سیمان موجب هزینه بیشتر سیمان و اتلاف وقت زیاد می شد و هزینه هنگفتی را برای مؤسس پل ایجاد می نمود.

          عملیات برگرداندن آب به علت نبود ماشین آلات سنگین در آن زمان، به وسیله دست انسان و با کیسه های پر از شن صورت می گرفت. سال اول نیمی از جریان آب را به وسیله کیسه های شن به طرف دیگر منحرف کردند و نیمی از پایه ها و طاق های حلالی پل را ساختند و در سال دوم نیمه دوم را به همین طریق بنیاد نهادند. سال سوم سقف و سطح رویی پل با موفقیت انجام و ساختمان پروژه پل حاج میرزاخون شجاعی راکی به اتمام می رسد و مردم منطقه و عابران و رهگذران دیگر از عبور راحت و آسان از پل بهره برده و با هر عبور روح پر فتوح و گرانقدر حاج میرزاخون شجاعی راکی را قرین سلام و صلوات کرده و از خداوند متعال خواستار آمرزشی الهی برای وی می نمایند.

      در دو سوی پل دو سنگ نوشته که بانی و سال احداث پل را نشان می داد بر اثر ریزش و یا هر علت دیگری به دره رودخانه سقوط کرد که به همت نوادگان حاج میرزاخون یکی از سنگ ها بیرون آورده شد اما پس از مدتی مجدداً سنگ به قعر رود سقوط نمود ...!

     یاد و نام بزرگ و سرافراز این مرد بزرگ و نیکوکار همواره در یاد و خاطره هر فرد بختیاری و غیر بختیاری در منطقه و یا خارج از آن به نیکی خواهد آمد. مسلماً چنین مردانی از سوی ایزد پاک و دادار جهاندار، آمرزیده است اما با گذر هر عابری نام حاجی نیک اندیش با نام نام نیکان و دهشوران می آید.

     اثر بزرگ و ماندگار حاج میرزاخون شجاعی راکی در کنار شیرخوارگاه و یتیم خانه مرتضی قلی خان صمصام بختیاری از اثرات خیرخواهانه و نیکوکارنه مردان متمکن بختیاری بشمار می آید که با تخریب شیرخوارگاه مرتضی قلی خان صمصام و تبدیل آن به دکان، پل حاج میرزاخون شجاعی تنها اثر یادگار و جاودانه و ماندگار عام المنفعه در بختیاری است که پا برجا و ایستا جریان حیات بخش  زاینده رود را نظاره گر است و رهنمون رهگذران به آینده ای نیک و خوش است.

     سرمایه داران و متمکنین بسیاری در بختیاری وجود داشت؛ خوانین حاکم، آقازاده های ثروتمند صاحب و مالک دهستان  و قراء بی شمار، ارفراد درای صاحب گله و رمه در بختیاری زیاد بودند که هیچ یک مانند حاج میرزاخون نبودند، چون بخشنده و با دهش نبودند!

     اثر بزرگ حاج میرزاخون شجاعی راکی هم رفاه و آسایش ما رهگذران را تأمین نمود و هم درس عبرتی به ما داد تا بیاد هم نوعان و همتباران خویش نیز باشیم. به خود بیاییم و نام را به نانی نفروشیم بلکه با دهش و بخشش نام را مانگار و جاودان ساخته و نیکی و خدمت را به دست فراموشی نسپاریم.

     وظیفه ما به جز اشاعه و انتشار عمل نیک و خیرخواهانه نیک افرادی چون حاج میرزاخون در جامعه و گرفتن درس عبرت، نصب یک تابلو و و نشانگری ارزشمند در شأن و مقام حاجی است تا عمل خیر و خداپسندانه وی به نظر و دید همگان رسانده شده و در حدی اقل از ایثار و کار بزرگ این سالار مرد بخشنده و مردمدار،قدردانی گردد.

     از مسئولین محترم منطقه و از همه حامیان و مروجین خیرین و نیک اندیشان در جامعه خواست می گردد تا به نصب تابلویی به نام مؤسس و بنیانگذار پل «حاج میرزاخون شجاعی راکی بختیاری» همت گماشته و عمل خیر و عام المنفعه را بدون قدر دانی و سپاس رها نکرده تا موجب دلسردی و دلزدگی خیرین و نیکوکاران جامعه نگردد.

     موضوع طی مکاتبات لازم به مسئولین پیگیری خواهد شد و در صورت عدم توجه مردم بختیاری غیرتمند با اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح و با تقبل هزینه به نصب تابلویی مناسب جهت ارائه هویت و سناسنامه پل حاج میرزاخون شجاعی راکی بختیاری اقدام خواهد نمود تا عمل خیر و نیکوکارانه بهتر و بیشتر در بین مردم رواج داشته باشد.

   (به روح بلند و گرامی و بخششگر حاج میرزاخون شجاعی راکی درود می فرستیم و همواره یادش را گرامی میداریم، وی یکی از اسوه های بی بدیل دهش و بخشش در قوم بختیاری بوده و هست؛روحش شاد.)

     از همتبارن ارجمند و بزرگوار خود در خواست می نمایم که چنانچه به جز دو اسوه بخشنده مذکور فرد یا افراد دیگری نیز منشأ خیر و برکت شده اند و بنده از وجود و نام آنان بی اطلاع بوده ام، ضمن اعلام پوزش، مورد یا موارد را ارسال نمایند تا به معرفی این دسته مردان و زنان دهشور اقدام گردد.

     معمار این بنای یادگار و اثر نیکوکارانه استاد حاج خزعل قبادی راکی بود. قسمت اعظم این پل توسط ایشان و زیر نظر وی انجام گرفت.

(اطلاعات مربوط به سال ساخت و انگیزه تأسیس از جناب آقای محمدرضا شجاعی راکی، نوه حاج میرزاخون شجاعی کسب شده است که کمال تشکر و قدردانی از ایشان را دارم)   

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

دانش اندوزی تاریخی و فرهنگی در محضر بزرگان بختیاری

     در مجالس فامیلی که بزرگان طایفه و قوم بختیاری به مناسبت های مختلف گرد هم جمع می آمدند، فرصت را غنیمت می شمردیم تا به جمع بزرگان و سران طایفه خود راه یابیم و از سران نامی و بزرگان با شهامت و سخنوران و سخندانان فرهنگ مدار طایفه بیشتر و بهتر آگاهی بیابیم. عده زیاد بود و جا کم! اما به هر وسیله ای که بود خود را در ردیف های پشت سر آنان قرار می دادیم یا اینکه داوطلب پذیرائی می شدیم تا بدان وسیله بتوانیم در جلسه حضور داشته باشیم و از بیانات و روایات و خاطرات بزرگان قوم خود بهره ای ببریم. من و دیگر همتباران هم سن و سال، مشتاقانه سخنان بزرگان طایفه را گوش داده و به حافظه خود می سپردیم و سپس در جمع هم بازی های خود برای هم با آب و تاب فراوان بازگو می کردیم. گاهی هم خاطرات و رخدادهای بیان شده را به نمایش در می آوردیم و خود را در نقش بزرگان قرار داده و ایفای نقش می نمودیم.  

     مشتاق مسائل و رویدادهای تاریخی تبار و طایفه خویش بودیم تا به هویت و اصالت خود بیشتر پی ببریم. برای اندوختن تاریخ و فرهنگ و رخدادهای قومی راهی جز گوش فرا دادن و بخاطر سپردن نداشتیم، پس بنابر نیاز از محضر بزرگان و سران و آگاهان طایفه بهره جسته و به اطلاعات خود می افزودیم. بهترین کلاس درس برای آموزش ما محضر سران و بزرگان آگاه بود تا ضمن فراگیری مسائل تاریخی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی قوم خود، به نحوه و نوع نشست و برخاست و آداب برخورد در تکریم و بزرگداشت اشخاص آبدیده و آموخته شده و با برداشت از رفتار و کردار و اخلاق و منش سران طایفه باعث سربلندی خانواده و تش و طایفه و قوم خویش باشیم و خدای ناخواسته با رفتاری ناپسند، آب سرد بر چاله گرم و فروزان نریزیم و «وجاق»(اجاق) خانوداده را کور (خاموش) نکنیم.

     آن وقت ها نه تلویزیونی بود که تماشا کنیم و از آن بهره ای بر گیریم و نه رادیوی درست و حسابی که به برنامه های آن گوش فرا دهیم و نه کتاب علمی و تاریخی و فرهنگی که بخوانیم و از آن دانشی بیاموزیم تا ضمن سرگرم کردن خود به دانش و آگاهی های لازم یابیم، مجبور بودیم به هر دری بزنیم تا در کنار پدران و بزرگان فامیل قرار بگیریم و از داشته های آنان در مورد فرهنگ و تاریخ  و سیاست روز و رویدادهای قوم خود و یا دیگران اطلاعاتی کسب نماییم. کتاب بود اما کم و محدود به قرآن مجید و شاهنامه و فلک ناز و حسن کردشبستری و ... و کتب درسی آن زمان !

     تنها کلاس آموزش فرهنگی قومی ما مکتب بزرگان فامیل بود که آنها هم برای سرگرمی و گذراندن وقت و یادآوری خاطرات طی جلساتی دوره ای گرد هم می آمدند و به مرور رخدادها و سرگذشت های قوم خود می پرداختند. ما نیز از این موقعیت ها استفاده می کردیم و خودمان را به هر نحوی که می شد وارد جمع آنان می کردیم.

      گاهی افرادی زرنگ تر و با عرضه تر از ما پیدا می شدند و جای ما را در جلسه می گرفتند. بعضی مواقع به علت ازدحام و شلوغی جلسات و کمبود جا، به ما کوچکترها اجازه ورود نمی دادند و به ناچار به گوش دادن از فاصله دور بسنده می کردیم. گاهی هم که از ورود به جلسه و حتی گوش دادن از راه دور محروم می شدیم، پس از خاتمه نشست از آنهایی که در جلسه بودند موضوع بحث روز را جویا می شدیم و آنها نیز با آب و تاب و کمی هم با تحریف و اغراق مطالب را به ما انتقال می دادند. بازگویی تحریف شده توسط بچه های حاضر در جلسه هم برایمان غنیمت بود، خوب گوش می دادیم و به خاطر می سپردیم!

     ما نیز مانند پدران خود روایات و گفتار سران و بزرگان اولاد و تش و طایفه را به صندوقچه حافظه می سپردیم و با تکرار و باز خوانی و باز گویی در دهلیزهای مطمئن خاطرات ذخیره می ساختیم.

     اکنون پس از گذشت سال ها وقتی که به بایگانی حافظه خود مراجعه می کنیم و مطلب مورد نظرم را جستجو می کنیم بدون کم و کاست و سریعاً به ذهن خطور کرده و بیاد می آوریم و به طریقی مورد استفاده خود و دیگران قرار می دهیم.

     هنوز دیر نشده است و وجود ارزشمند بزرگان آگاه و مطلع طایفه بر سرمان  سایه افکن است و وظیفه ماست تا از محضر یکی یک آنان بهره گرفته و نه تنها به حافظه  بلکه به صفحه سپید دوست مهربان، به صورت ماندگار نگارش کنیم و برای آیندگان خود به ارمغان نگاهدار باشیم.

     لازم و واجب خواهد بود تا از محضر پر فیض بزرگان خود بهتر و بیشتر بهره برده و به دانش خود و مکتوبات ماندگار خود بیفزاییم و برای نسل های آینده خود توشه ای بجا بگذاریم. دیروز سواد و سیاهه کردن را نمی دانستند و نتوانستند؛ امروز که ما می دانیم و می توانیم، از پیشگاه مردان و زنان آگاه و مطلع قوم خود خوشه بر چینیم و خرمنی از آگاهی فرهنگی و تاریخی به یادگار برای آیندگان خود بر پا سازیم. انشااله

       

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نشانی موزه پبده فولادشهر

موزه پبده در شهر فولادشهر، پاساژ کوثر،طبقه زیرین واقع شده است و در حال حاضر و تا اطلاع ثانوی بازدید برای عموم آزاد است. این موزه از کتب و اسناد خطی ملی و مذهبی کشور عزیزمان ایران تشکیل شده است. کتاب و اسناد اقوام ایرانی از جمله قوم بختیاری نیز جزو این اسناد و کتب خطی تاریخی می باشند. 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نگاره ی شماری از مردان تبار پبدنی

برای ورود، بر روی ادامه ی مطالب در زیر کلیک کنید.

               

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

موزه پبده در فولادشهر گشایش یافت

 

    موزه ی پبده به مدیریت آقای داریوش پبدنی در شهر فولادشهر و با حضور جمعی از مسئولین، شعرا، نویسندگان، نخبگان و دوستداران میراث فرهنگی در روز چهارم خرداد ماه سال 1390گشایش یافت.

     حجه الاسلام محمودآبادی امام جمعه شهر فولادشهر، آقای حیدرپور مدیرکل 

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نگاره ی(تصویر) مردانی از تبار پبدنی

برای دیدن نگاره ها، لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم