پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

درد دل

   یه دردی ور دلم دونیده ریشه          نه وا کارد ای بره نه برد و تیشه

    به پیشم دشمنه پشتم خودیه              ای پاهم دشمنه دردم زخویشه

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

شو مه ( شب مهتابی )

شو مه باز اوید و دل ز جا کند

گل میخک به نا مینا نه  ور وند 

 

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

برف پیری

راز دل با نام حق بگشودنی است      

راه حق با یاد او پیمودنی است

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

کهسار غریوی

                              

به کهسارم غریوم بی کس و کار     ولاتم سیم غریوه  دشمنم یار

ز بختم رهده دی افتو زمالم           ز یارم منده وا غصه به شو گار

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

چنه چنه؟

به روز همس وابات ایا   به شو یه دم به تیت نیا؟

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

مثل بختیاری(به توشمال گدن...

به توشمال گدن ساز بزن گد: تنگه پام اهاره!

(به نوازنده گفتن ساز بزن گفت: کف پام می خاره)

مثل برای افرادی به کار می رود که با بهانه های بی پایه از انجام مسئولیت و کار شانه خالی می کنند.

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

آخسرو جمشیدی پبدنی

 آخسرو جمشیدی پبدنی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

میرزا ناصر حیدری پبدنی

میرزا ناصر حیدری پبدنی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

ملا روزعلی ناصری پبدنی

ملاروزعلی ناصری پبدنی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

در پاسخ به سؤال همتبار گرامی جناب آقای کیان در باره کلمه هاچقی (کلو)

    هاچقی(hachoghi)،هاشقی(hashoghi)و آشقی یا (ashoghi,asheghi)، تغییر یافته لغت عاشقی است که در گویش بختیاری بدین صورت تلفظ و استعمال می گردد.

      همانطور که آگاهی دارید، چهار حرف پ، چ، ژ و گ، ویژه زبان فارسی است و در عربی کاربرد نوشتاری و تلفظ ندارد و هشت حرف ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع و ق هم خاص زبان عربی است که در زبان فارسی کاربرد نوشتاری و تکلم دارد و بیست حرف دیگر مشترک در دو زبان مذکور هستند.

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

قسم پیر چلوله آئینی دیگر از فرهنگ آموزشی بختیاری

قسم پیر چُلوله(pir choloole) 

  مردم بختیاری مردمانی معتقد، صادق و ساده و بی آلایش اند اما بیشتر سالخوردگان زیاد قسم می خورند و در گفتمان و محاورات خود با هر جمله، یک سوگندی بر زبان می آورند. این بدان معنا نیست که مردم بختیاری حرمت مقدسات را در نظر نمی گرفتند بلکه برای تأیید و تأکید بر گفتار و سخن خویش از قسم زیاد استفاده می کردند و این کار برای آنان به صورت یک عادت در آمده بود.

   در این گونه سوگند یاد کردنهای مکرر، اجباری در بین نبود و به جهت کاری 

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سی چه مندم

به جای سر دیارون سی چه مندم  

  به وارگه سر بدارون سی چه مندم

مُو ِلشکی بی ثمر بی سا وُ بی پَر  

     به جای او چنارون سی چه مندم

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سی خوتون

 

سردرارون به سکو، گیوه و چوقا سی خوتون

سر گه میلس و او پشتی بالا سی خوتون

 

یه تیلیش بهر ز جا وارگه برنج سوری سی مو

بهر پهری و دوون ، باشقه منجا سی خوتون

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

منم بختیاری

  

من از بام ایران به نام خدا                        ز یاران بختم دهم این ندا

من از جایگاه بلند وطن                           بلندای ایلم برانم سخن

من از سر زمین صفا مانده ام                   زیزدان و مهرش دل آگنده ام

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

گل کنگر (کشکلا)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

گل موسیر و برنج سوری در کوهستان های بختیاری

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

متل اُژدُها(بخش پایانی)

متل از آقای رامین طهماسبی راکی

برزیر دی 114 زینه یهو وابید وا یه اُژدُها و نفس که اکشید تش 115 ز دهونس ازنه بدر .پیا تا اژدُهانه ز دیر دی دست و پاهاس اویدن به دَک 116 زیدن اما وست وا ویر 117 حرفا حکیم و یه نهیو 118 زی به خوس و در حوشه بست و بهداری ز دینس رهد .

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نکار (شیرواره)

        قوم بختیاری یکی از اقوام کهن و باستانی ایرانی است که دارای فرهنگی غنی، ارزشمند، پویا و کارآمد می باشد. مؤید این ادعا آیین و رسوم متداول در بین مردم بختیاری که بر گرفته از فرهنگ ایرانی است و ریشه در باورهای ملی و مذهبی این مرز و بوم دارد.

 

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

عبده محمد للری یارس خدابس

عبده محمد للری یارس خدابس

هیشکی چی هو نمهنه بی یار و بی کس

عبده محمد للری سی چه نمردی

چارشنبه بیستِ یکم خوت گل بردی

 

چارشنبه بیست یکم خوم گل بردم

ار دونستم امیره نیاس امردم

 

خدابس سوار اوید به ترک پشتم

للری گپ تا کچیر گشتن بجستم

زللر زیدم بدر تفنگ به دستم

سی گلم زیدم به کُه، ز پا نوستم

زنجیر ایلخانینه به شو بریدم

رهدم به مال بووس یاره ندیدم

بردنم قلعه زراس وستم بیادس

تی کال، برگ خنجریس، لو هند شادس

زللر زیدم بدر کتک دوونم

لاش اسبید خدابس تش وند بجونم

چی مه چارده به شو دورس آستاره

لاش اسبید خدا بس من او دیاره

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

مراحل ازدواج و برنامه ریزی و انجام آئین های عروسی در بختیاری

بله بستونی

بلکه برون(نومزادی)گر، گرنهادن

اوزی (اوزی گردی)

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

الازنگی بخش دوم

          هر چه به بالا و دوون نیشت  نشووی ز دهدرس نجست. زید به بنگ بوو و داد و فریاد و زهنس و درگل و کریلس وا وزیروو و نوکروو ز پیا و زهنه همه ز دین پادرشاه اودن و بنگ و بوو کیک و چره نهادن سر چشمه. بنگ و بوو پادرشاه و وزیروو و کیک و واک زنگل پر تنگ آوید بی و اپیچست به کُه و اورگشت؛ صدا به صدا نی رسید. هر کی وا بنگ و بوو و کیک و چرس ماه تیگه صدا اکرد.   

    

 

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

متل کلا و ریا(رووا) کلاغ و روباه

متل کلا[1] و ریا(رووا)[2]

ز قدیم کلا و رووا وا یک سر ناسازگاری داشتن و دشمنی اکردن. تا رووا ارهد به شکال[3] تا یه مُشک[4] یا تیله[5] بنگشت[6] و یا یه مرغ و خروسی بگره و شکال بکنه و بخوره، کلا قار قار اِکرد و مال خوردار اِبید و مردم، سیله نه


- کلاغ[1]

[2] - روباه

- شکار[3]

- موش[4]

- جوجه[5]

- گنجشک[6]

- راندن سگ به طرف کسی، تحریک سگ رای گرفتن کسی یا چیزی.[7]

- گرسنگی[8]

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

متل اژدها(بخش دوم)

یه چن وخت که گدشت برزیر هی مولاهست 49 ، رنگس زرد آبید ، نترست قیت ( 50 ) بخوره و دردمند ( 51 ) آبید . هرچه حکیم اوردن بالا سرس افاقه ( 52 ) نکرد . یه رو گئویلس اویدن و برزیر ورداشتن و بردن آبادی سردیارون ( 53 ) تی یه حکیم و بس گدن که چه وابیده . حکیم که

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نام اندام های بدن در گویش بختیاری

  

آیا معادل فارسی اندام های ذکر شده را می دانید؟

از همتباران گرامی درخواست می شود چنانچه نام اندامی اشتباه و یا کم نوشته شده است اعلام فرمایید؟ با سپاس از همتباران ارجمند

قسمت های عمده بدن

هست hast

پوست poost 

هین hin  

...

ادامه مطلب
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

توضیحی برای همتبار با نام مستعار«زخوتون)

 

همتباری گرامی با نام مستعار«ز خوتون» خواستار همسان سازی نوشتاری و تلفظی واژه های بختیاری شدند و بدین وسیله به آگاهی ایشان میرسانم که:

گستردگی باب و طایفه ای مردم بختیاری موجب گردیده است تا مردم بختیاری گویش و گفتار خود را با لهجه و نوع گفتمانی که خاص باب یا طایفه آنهاست بکار ببرند. در گویش و گفتار زبانی بیانی تفاوت چندانی وجود ندارد بلکه با تغییر شکل و آوا در برخی حروف از کلمات آن را ظاهراً متفاوت می سازد که برای بعضی از همتباران دوگانگی یا تغییر عمده را متبادر می نماید. به نمونه هایی از تغییر حروف بر اساس لهجه و بیان طوایف اشاره می گردد:

نان: نان در گفتار و نوشتار مردم بختیاری به صورت مختلفی از نظر نوشتاری و آوایی بکار می رود. مثلاً در برخی طوایف نوو(now) و در بعضی نون(noon) و یا نُن(non) تلفظ و نوشته می شود.

خانه: هووه، هونه.

ماست موسیر: تل، تلیکه.

چوپان: شوو، شون.

نی،ساقه نی: نی، نین(nain).

کجا: کُجه، کویه.

آمد: اوُد، اوید.

و...

برای دستیابی به یک گویش و گفتمان واحد و یکسان نیازمند کار کارشناسی بر اساس مبانی اصولی در زبان و بیان بختیاری با حضور و همت افراد آگاه و خبره و صاحب نظر می باشد تا بدون تعصب به هر یک از لهجه های موجود به تدوین و گردآوری دستورزبان و واژه نامه ای متقن و کامل بدست آید و بر اساس قواعد و چهارچوبی منظم و گویا تحقق یابد.

اینک همتباران ارجمند و بزرگواری که با این وبلاگ همکاری دارند و در اشاعه فرهنگ غنی بختیاری با پشتکار و همت عالی مطالب ارزنده و مفید را ارسال می نمایند تا در دسترس همه همتباران مشتاق گرار گیرد، از طوایف مختلف بختیاری هستند که هر یک مطالب خود را با لهجه و نوع گفتار خاص طایفه خود مکتوب می نمایند که با احترام به هریک از این بزرگوران عزیز و مردم ارجمند و محترم آن طایفه اصل نوشته در وبلاگ درج می گردد. بنابراین تا زمانی که به یک قاعده کلی از نظر نوشتاری و بیانی در زبان و گویش بختیاری دست یافته نشود، نمی توان گویشی را مورد نقد قرار داد و یا گویش طایفه ای را بر طایفه و یا باب دیگر اصیل تر، ارجح و برتر دانست. توجه همتبار ارجمند«ز خوتون» قابل ستایش است با سپاس بیکران  از این همتبار گرامی و عزیز.پایداری و پیروزی همه همتباران را خواستارم.  

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

متل اُژدُها( بخش نخست)

متل از آقای رامین طهماسبی راکی
اُژدُها ( 1 )
( بخش نخست )
یه رو یه پیا برزیر ( 2 ) یه خرده نون و پنیر و پیاز نهاد لا بشقه ( 3 ) و بشقه نه گره داد سر بیلس که بره سر زمیناس . ز آبادی که زی بدر بیل نهاد سر شون و کلسه پس و پیش کرد و شروع کرد به دی بلال خوندن . همی طور که ارهد ، یهو ز پشت یه دار درخت صدا هوف هوف ( 4 ) اشنید ، پیا بهداری ( 5 ) رهد جلو و دید یه زینه این حورپری ( 6 ) بی حال وندیه ( 7 ) کل ( 8 ) درخت و هی هوف هوف اکنه . بنگس کرد(9)  : هی دده (10 ) ، بی وی ( 11 )  .
زینه تیاس واز کرد و گد : ها . پیا بس گد : تو کینی ( 12 ) ؟ ایچو چه اکنی ؟ زینه گد : مو ترنه طلا ( 13 ) دهدر کهخدا ( 14 ) آبادی تو مدونم ( 15 ) برزیر گد : ایچو چه کنی ؟ ترنه طلا گد : مو به آبادی بیدم دوش یه تش برق ( 16 ) و زمین جمشت ( 17 ) تموم آبادی نه خراو ( 18 ) کرد و همه نه کشت . مو رهدم بی بال او (18 )  ز همچو داشتم سیل کردم تا دیدم چینو ( 20 ) وابید ناهادم وادو ( 21 ) ، تا جون به زونیام بی ( 22 ) دونیدم ایچو که  رسیدم دی ز گسنه ای و تشنه ای ز پا وستم . پیا بس گد : بیو  بورومت آبادی یه نون و چی بخوری تا جون بگری. زینه به پیا گد : مو که نترنم پیاده بیام ایر تری یه چاربون ( 23 ) بیار تا مو سوار آبوم و بیام آبادی . پیا گد : په تو همی چو واستا تا مو ورگردم . برزیر رهد ، نهنگ ( 24 ) آبادی که رسید هیجار ( 25 ) کرد و امداد خواست . زنگل و پیایل اویدن و گدن : چه وابیده ؟ برزیر گد : یه چاربون بیارین و تلمیت ( 26 ) راست بکنین و تا سیتون تهریف کنم چه وابیده . جغلیل ( 27 ) دونیدن و رهدن یه مایون اوردن و تنده یه وا  لحاف ، تشک و موج ( 28 ) یه تلمیت راست کردن و پیایل و زنگل وا بریزاویدن بالا سر ترنه طلا .
زنگل بغل وندن ( 29 ) و زینه نه بلند کردن و ناهادن سر تلمیت و اوردنس به آبادی و بردنس حونه پیا . زنگل اویدن او گرم کردن و دست و ری زینه نه ششتن و رخت نو اوردن کردن ورس  یه رختخو پهن کردن و زینه نه نهادن لا جا  و تش دینشت (30 ) دور سرس دردادن ( 31 ) و تنده کواو ( 32 ) کردن و دادنس خرد . یه دو رو که گدشت زینه رنگ و ریس ورگشت و خو آبید . زنگل به زینه گدن : حالا که حالت خو آبیده ایما وابریم سر حونه زندییمون .تا حالام سی دل تو ایچو واستادیم .
ترنه طلا گد : موخو دا بووم مردنه و هیشکی نه من دار دونیا ندارم ، مو چه بکنم ؟ وا کجه بروم ؟ زنگل بس گدن :  برزیر سیمون تهریف کرد که چه وابیده ، په میرهت ( 33 ) کجه نه ؟ ترنه طلا گد : مو شی نکردمه . زنگل گدن : ایگوی خدا ایسانه سی یک راست کرده ، ای پیا برزیرم عازوه ( 34 ) دلت اخاه بس شی بکنی . ترنه طلا که بارتس نبید ( 35 ) یه توازه خنده  ( 36 ) کرد و سرس وند بلم ( 37 )  .
زنگل به میرگلسون گدن : خدا منی ای زینه و پیانه سی یک آفریده ، حالا که برزیر عازوه بیاین ترنه طلانه بس بدیم . پیایلم ویدن وا برزیر تهریف کردن و دیدن برزیرم بدس نیا .
  گهپ و کوچیر جم آبیدن حونه برزیر .  ترنه طلا که هیشکینه نداشت یه چارتا ریش اسپید آبادی وابیدن بووه و تاته ( 38 ) و هالویل ( 39 ) ترنه طلا .
تاته و گئویل ( 40 ) برزیر ترنه طلانه  ز حضرات  کهخدایی کردن . تا حضرات بله نه استیدن فشنادن توشمال اوردن و زنگلم سی بهیگ ( 41 )  لچک ( 42 )  ، مینا ( 43 ) ، بندسیزن ( 44 ) و شولارقری ( 45 ) و جوه ( 46 ) راست کردن .
 زنگل و پیایل جور ددو و گئو وایک دسمال بازی کردن و جغلیلم چوبازی کردن . بهد دسمال بازی زنگل نشستن دوالالی ( 47 )  گدن و شیرین شیرین ( 48 ) خوندن . عروسی خلاص آبید و همه رهدن سر حونه زندییسون .
ادامه دارد
------------------------------------------ 
 
پی نوشت :
1 – اُژدُها : اژدها /2 – برزیر : برزگر ، کشاورز / 3 – بشقه : بقچه / 4 – هوف هوف : صدای وزش شدید باد / 5 – بهداری : مخفیانه ، یواشکی / 6 – حور پری : زیبا ، به زیبایی پری و حوری / 7 - وندیه : افتاده است ، از حال رفته است / 8 – کل : کنار ، جنب / 9 – بنگس کرد : صدایش کرد ، او را مورد خطاب قرار داد / 10 – هی دده : ای خواهر ، خواهرم / 11 – بی وی : بی بی ، خانم / 12 – تو  کینی : تو کیستی ؟ / 13 – ترنه طلا : گیسو طلا ، مو طلا / 14 – کهخدا : کدخدا / 15 -  تو مدون : تو مدان ، موقعی که مقصود پاسخ ندادن به پرسشگر است ، گفته می شود / 16  – تش برق : رعد و برق / 17 – زمین جمشت : زمین لرزه ، زلزله / 18 – خراو : خراب ، ویران / 19 – بال او : کنار رودخانه ، ساحل / 20 – چینو : این چنین ، این گونه / 21 - ناهادم وادو : شروع به دویدن کردم / 22 - تا جون به زونیام بی : تا زانوهایم توان داشتند / 23 – چاربون : اسب ، مادیان / 24 – نهنگ : نزدیک / 25 – هیجار : بانگ کمک خواهی ، کمک خواستن / 26 – تلمیت : بستن ماهرانه لحاف ، تشک و موج ( نوعی روانداز ) بر روی مادیان ، اسب یا قاطر جهت سوار شدن خانم و بچه ها / 27 – جغلیل : پسر بچه های نوجوان / 28 – موج : نوعی جاجیم و روانداز که از موی بز بافته می شود / 29 –  بغل وندن : بغل کردن برای بلند کردن کسی از روی زمین / 30 -  دینشت : اسپند / 31 - تش دینشت دور سرس دردادن : چرخاندن ظرف محتوی اسپند برافروخته  اطراف سر شخص به منظور دور کردن چشم زخم / 32 – کواو : کباب / 33 – میرهت : شوهرت / 34 - عازوه :  مجرد است ، عزب است / 35 – بارتس نبید : ، عادت نداشت ، خجالت کشید ( کنایه ) / 36 – توازه خنده : لبخند همراه با شرم / 37 – بلم : پایین / 38 – تاته : عمو / 39 – هالویل : دایی ها / 40 – گئویل : برادران / 41 – بهیگ : عروس / 42 – لچک : روسری یا کلاه زنانه ای از جنس مخمل که با منجق و پولک تزیین شده است / 43 – مینا : چارقد زنانه ظریف و رنگارنگ / 44 – بندسیزن : بند آراسته به سکه که زنان به خود می آویزند /  45 – شولار قری : دامن بلند ،گشاد و رنگارنگ تزیین شده از جنس مخمل  / 46 –  جوه : پیراهن  / 47 - دوالالی : ترانه هایی که زنان درمجالس عروسی به صورت دست جمعی می خوانند / 48 -  شیرین شیرین : ترانه عاشقانه ای که به صورت دست جمعی توسط زنان در عروسی ها خوانده می شود /
 
 
نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم