پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

شب نشین شب یلدا خوش باد

یلدا

شو دراز و مه نزید دل نی گره جا

                  ار نبینم  یارمه  ره  نی گره پا

 ای خدا سیلی بکن به حال زارم

                     شو یلدا تهنایی به یاد  یارم

 

 

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

پاسخ به انتقاد و ایراد زنان و دختران طایفه پبدنی در عدم ذکر نام آنان در شجره نام

قبلا در باره نقصان و ایراد در باره شجره نامه های درج شده در وبلاگ و عدم درج و ثبت اسامی زنان و دختران لایق و سرافراز طایفه،عذرخواهی شد و دلایل عدم ذکر و درج نام ها هم عنوان گردید. همه خانواده ها و تش های مربوطه طایفه پبدنی مایل به درج نام دختران و زنان در شجره نامه ها نبودند. برخی در این بارخه موافق و بعضی مخالفت خود را ابراز داشتند. مدیریت وبلاگ نیز این اجازه را نداشت تا خودسرانه و یا با توجه به جایگاه و حقوق زنان دختران در ثبت و درج اسامی آنان به عنوان افرادی از طایفه اقدام نماید. بنابراین به نظر همگان احترام گذاشته شد و آنچه را تنظیم کرده ارسال نموده بودندو در وبلاگ درج گردید.

انتقاد یکی از دختران یا زنان طایفه پبدنی که در بخش نظرات به عدم نوشتار نام زنان و دختران در شجره نامه های طایفه آمده است، نشان از نقصان و ضعف کار ماست که مردسالاری را پیشه کرده و حقوق دختران و زنان همتبار خویش را نادیده گرفته ایم. اینجانب در گذشته های دور سیر نمی کنم بلکه این تعصب برخی از همتباران محترم است که به حق و یا به ناحق ، زنان و دختران را در نظر نداشته و از ذکر اسامی آنان خودداری کرده اند. مسلم است که دختران و زنان فهیم و تحصیل کرده و لایق طایفه نه تنها از مردان کمتر نیستند که در برخی موارد هم ارشدتر و شایسته تر هم هستند. این حذف نام یا عدم ذکر نام آنان حمل بر این موضوع که کمتر از مردان هستند و یا غیر از آن نبوده و نیست. انتظار از دختران و زنان لایق فامیل آن است که مانند سرکار خانم سپیده مماند از تش رمدان که به عدم ذکر نام دختران انقاد داشتند و با هماهنگی نام دختران و زنان را در کنار مردان فامیل خود ارسال داشته و با پذیرفتن مسئولیت مستقیم ذکر اسامی ،در وبلاگ درج گردید. شما نیز نفر دوم بعد از سرکار خانم سپیده مماند دختر ورزشکار غواص و دانشجوی رمدان پبدنی باشید و اسامی خود و دختران و زنان تش خود را ارسال نمایید . امیدوارم پوزش اینجانب را بپذیرید و در این راه  به این امر مهم کمک نماییدو متظر ارسال اسامی و راهنمایی های بیشتر شما هستم . موفق باشید.

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

عکس هایی از اعضاء تیم فوتبال فجر امیر آباد(سلجوقی از طایفه پبدنی بختیاری)

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سندی تاریخی از معامله ملکی در قریه کران بین افراد طایفه پبدنی بختیاری

                                       

 

                      هوالمالک الملک بحق

                       بسم الله الرحمن الرحیم

فبعد – باعث بر تحریر و ترقیم این کلمات شرعیه الدلالات واضحة ( واضحات ) البینات ، آن است که در اسعد زمان ( نیکوترین وقت و ساعت ) و اشرف الادان ( نزدیکان و اقوام گرامی و بزرگوار ) حاضر شد بی علا مَحکَمه مُحکمه ( mahkameye mohkame ) مطاع لازم الاتباع عزت آثار «آعالی» ولد مرحوم «آنادعلی» «پودنی بابادی کله» مصالحه شرعیه نمود به عزت آثار «آعلی همت» ولد مرحوم «آخیرالله» من الطایفه «پودنی» مقرنا ( مقرا = معترف شدن ،اقرار کردن ، اقرار و اعتراف به قبول چیزی ) به قبوله ( قبول ) همگی و تمامی ، موازی «نیم شعیر» ( واحدی در سطح زمینهای زراعی که برابر است با یک جو، جو و شعیر برابرند با یک شانزدهم دانگ ) تمام و کمال از آب و ملک و از جمله هفدانگ و نیم ( هفت دانگ و نیم ) قریه کران من قراء عن ( از ) «محال اربعه عراق اصفهان» (در فرهنگ لغات کلمه عراق به معنی کرانه ، اطراف و حومه آمده است و محال اربعه عراق اصفهان یعنی ، چهار محال حومه و اطراف اصفهان ) مع شرب و مشارب ، انهار و جداول با جمیع نوابقات شرعیه و لواحقات ملیه و کل یتعلق بهاء فی القدیم الی و فی الان که (...) از تحدید و توصیف است به مال المصالحه مبلغ دوازده تومان نقد تبریزی ، فرض رایج الخزانه عامره سلطانی «ناصرالدین شاهی» مصالحه صحیحیه شرعیه معاقده صریحه ملیه حاویه مسلمه به صیغه ایجاب قبول من الطرفین و الی آخر سند ...( بیشتر مطالب ادامه نوشته  تکراری و غیر ضروری است که از نگارش آن خود داری می گردد ) صیغه شرعیه بینهما جاری شد .

بتاریخ 18 شهر شعبان المعظم 1291

الحضار :

عالیجاه آرستم ابن اسکندرخان بابادی کله – عالیجاه آصیدال خلف مرحمت پناه اسفندیارخان بابادی کله - آصلات ابن مرحوم آسهنعلی ( صحنعلی ) پودنی بابادی کله - آقاخان ابن آحسین خون بابادی کله – کربلایی نصیر ابن مرحوم ملاعلی جان بابادی کله – آغولی ( قولی) بابادی کله – آنادعلی ابن مرحوم آغظنفر(غضنفر) بابادی کله – آعلی ابن آمحمدیوسف کرانی – کربلایی رستم کرانی – آجبار ابن مرحوم ملاعلی خان بابادی کله – آحسین خون ولد مرحوم آمحمدرفیع بابادی – ملامحمدشفیع کرانی – آمعصومعلی ابن آمحمدباقر کرانی –عالی شان آعبدالرضا خلف مرحوم ملارمضان کرانی – کربلایی فضلعلی ابن مرحوم آمحمد یوسف کرانی –آمحمدصادق ابن مرحوم آعلی خان کرانی – ملامحمداسماعیل کرانی -

 

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۳:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شیوه نگهداری غذا در قوم بختیاری و نفوذ خرافات توسط شیادان

 

 

قوم بختیاری از نان بیات شده کمتر استفاده نموده و معمولا از مصرف غذاهای مانده ( به ویژه غداهای شب مانده ) امتناع می ورزند .  پرهیز و امتناع از غذاهای مانده و بیات شده ، حاصل تجربه و مشاهدات از مسمومیت و بیماری هایی بود که بر اثر مصرف اینگونه خوراکیهای مانده ، گریبانگیر مردم می گردید . تجربیات و آگاهی مردم باعث شد تا مردم از مصرف غذاهای مانده و کهنه که بدون مراقبت و توجه به نگهداری و عدم امکانات ، دچار رشد ونمو باکتری و میکروب های گوناگون واز جمله کپک می شدند ، خودداری نموده و خود را از مبتلا شدن برهانند . این تجربه و آگاهی به تدریج و با سوء استفاده از مردم ساده وناگزیر، توسط برخی شیادان سود جو ، به خرافات کشانیده شده و مسمومیت را به اجنه و از ما بهتران و غیره ربط می دادند . به مردم القاء کرده بودند که اجنه و موجودات آسمانی و از ما بهتران شبها که در خواب هستید به سراغ غذاهای شما می آیند و از غذاها استفاده می کنند . چون دستهای  از ما بهتران آلوده است ، آلودگی به غذاها سرایت کرده و شما با مصرف این غذاها بیمار می شوید . ورد و دعا و سوزن و . . . را تنها راه پیشگیری و سلامت اغذیه دانسته و با سر کیسه کردن مردم به درآمدی بدون زحمت دست یافته و به نیت سوء خویش که همانا به خرافه کشاندن مردم و گرم نگه داشتن بازار مکاره خود بود ، نایل می آمدند . دعانویسان ، برای سالم ماندن غذاها دعا می نوشتند و ورد می خواندند و با اضافه نمودن برخی آیات و سوره های کوتاه الهی و دعاها و مناجات مذهبی مردم مسلمان را فریب می دادند .مردم درمانده و بیمار و بدون امکانات پزشکی و درمانی علمی با شنیدن اوراد و ادعیه اسلامی و بالاتر از آن با شنیدن آیات  و سوره های قرآن مجید به ملای دعانویس دوره گرد شیاد ایمان آورده و با التماس ودر ازای پرداخت وجوه هنگفت تکه کاغذی آلوده به جوهر کثیف و بیماری زا که بیشتر با نوشته هایی بی معنا  و ناخوانا سیاه شده بود  به دست می آوردند . دعا نویسان می گفتند که غذایی را که  شب مصرف نشده و باقی مانده  باید با این دعا پاک و قابل مصرف نمود . دعا را در کنار و یا روی غذا قرار داده و سوزنی را در غذا فرو کنید تا هنگامی که اجنه سراغ غذا می آیند ، تا از آن استفاده کنند با دیدن دعا و یا برخورد دستشان به سوزن ترسیده و از غذا و خوردن آن دوری نمایند تا غذا سالم بماند .  بنابراین یک تجربه و آگاهی که مردم به مرور زمان و با هزینه سنگین بیماری و مرگ و میر به دست آورده بودند با حیله و مکر شیادان دوره گرد به خرافه کشانده و تجربه مردم به خرافه و انحراف تبدیل گشت . مردم نیز اوراد و ادعیه دعانویسان را آموخته کمتر به سراغ دعانویسان می رفتند و خود اعمال و اوراد را انجام می دادند . برخی مردم کنجکاو محلی نیز خود مبادرت به آموزش و به ترویج خرافه در بین همتباران خویش می نمودند و تقریبا همگان را با این نوع پیشگیری از بیماری و مسمومیت ترغیب و تشویق می نمودند . مادران هم به نوبه و وظیفه خود این خرافه را مثل هر کار دیگری که می بایست به دختران خود برای زندگی آینده شان یاد بدهند ، به او می آموختند . این خرافه نیز به مانند دیگر خرافات از نسلی به نسلی و به صورت یک آموزه انتقال یافته و پیش رفت تا جایی که متاسفانه امروزه هم با پیشرفت علم و آگاهی برخی مردم در روستاها و عشایر به چنین شیوه های مردودی متوسل می گردند .

قوم بختیاری مانند دیگر اقوام ایرانی آموخته بودند که برای نگهداری غذاها باید از راهها و شیوه های منطقی و درست اسفاده نمایند . برای نگهداری گوشت با توجه به نبود یخچال آنرا نمک سود کرده و یا دود اندود می نمودند . یادگرفته بودند که غذا و یا نان را به اندازه مصرف طبخ نمایند تا موجب فساد و خرابی نشود و غذا هم از بین نرود . معمولا در بختیاری نان را به اندازه مصرف روزانه پخت کرده و هر روز نان تازه بر خوان مردم مهیا بود .

کمه که در بخش غذاهای بختیاری ذکر شده است ، برای از بین نرفتن و سالم ماندن و به هدر نرفتن آن طبخ می شد . طرز تهیه کمه بدین صورت بوده و هست که گوشت را کامل سرخ کرده و پس از اضافه کردن نمک و ترشی ( قارا یا ترشی انار ) و ادویه جات ، درون سیراب ، روده و یا پوست قرار می دادند و در آن را محکم بسته و به حال خود رها می کردند . شیوه ای که اروپاییان مبدع آن شناخته شده اند و سوسی و کالباس را بدین صورت تهیه کرده که اکنون در سراسر جهان تولید می شود از ایران و اقوام ایرانی هم چون قوم بختیاری به اروپا رفته است.

     در این شیوه غذا برای مدتی طولانی سالم و قابل خوردن باقی می ماند . راههای مختلف مانند سرخ کردن ، نمک سود کردن ، کمه کردن ، خشک کردن ، آب کردن ، آب گرفتن ( پالایش ) در نگهداری سالم غداها ثمره تجربیات ارزنده  سالیان متمادی مردم بود تا ضمن مصرف خوراکی های سالم از بیماری و ناراحتی ها نیز مصون بمانند  .

ادامه ...

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

غار پبده در آتش نسوخت و خفاشی هم نمرد - برخی از کاه، کوه ساختند!

 

        برخی از همتباران گرامی بختیاری و فامیل طایفه پبدنی دوستدار میراث فرهنگی، با تماس ،نگرانی و ناراحتی خود را از بروز ضایعه و حادثه آتش سوزی در غار پبده اعلام نمودند . با توجه به این که منطقه پبده زادگاه و خاستگاه مردم طایفه پبدنی است و هنوز هم مالکیت قسمت هایی از این منطقه را دارا هستند و اینجانب هم که عضو کوچکی از مردم این طایفه هستم و بارها ازغار باستانی و تاریخی بازدید کرده ام ، این خبر را در حد یک شایعه و طنز فرض نمودم زیرا نه غار چیزی جز سنگ داشت که خاکستر شود  و نه نقش و نگار و حجاری و سنگ نوشته ای بر جای بود که نابود گردد! مأمن و جایگاه  همیشگی خفاش ها هم فقط در منتهی الیه دو فرورفتگی عمیق عمودی  انتهای غار که تارک ترین و دور دسترس ترین آن می باشد، قرار گرفته است. در صورتی که درون غار آتش بگیرد با توجه به مسدود بودن غار و کمبود و عدم جابجایی هوا ، شعله آتش ادامه نخواهد یافت و اگر هم ادامه داشته باشد هرگز شعله  یا دود آن به طرف انتهای آن روانه نخواهد شد و آسیبی هم به خفاش های درون غار نخواهد رسید.

     خبری به نقل از خبرگزاری مهر در اهواز،مبنی بر آتش سوزی در غار پبده و از بین رفتن خفاش های درون آن منتشر گردیده است که این این خبر در اذهان و سایت ها و بلاگها نیز تسری پیدا کرده است.خبرنگار مهر با آقای مجتبی گهستونی،که ایشان را سخنگوی دوستداران میراث فرهنگی معرفی نموده اند، مصاحبه و گفته های وی را در باره غار پبده و آتش سوزی و خسارات وارده را منشر ساخته اند.در همین رابطه خبرگزاری های دیگری هم با آقای ایوب سلطانی دبیر اجرائی دوستداران میراث فرهنگی و آقای مصطفی سلاحی از پیش کسوتان غارنوردی مصاحبه کرده و وقوع آتش سوزی را در ابعادی اغراق آمیز، بیان و منتشر کرده اند! این خبر از طریق فامیل و دوستان وبلاگ نویس دریافت گردید.

     قبل از چیز هر نظر و توجه خوانندگان ارجمند و خبرنگاران و دوستداران و پیشکسوتان محترم میراث فرهنگی جهت اطلاع  و آگاهی بیشتر به مطالب زیر جلب می شود:

  • 1- با پیگیری های مداوم و همه جانبه افراد دلسوز و دوستدار میراث فرهنگی از جمله غار تاریخی پبده ،از طایفه پبدنی و مسئولین میراث خوزستان و لالی، در سال گذشته غار باستانی پبده در زمره آثار ملی کشور قرار گرفته و به عنوان یک اثر ملی و میهنی شناخته شده است.
  • 2- با تلاش مستمر و کمک و مساعدت مسئولین گرامی،مبلغ یکصد میلیون تومان بودجه از سوی دفتر ریاست محترم جمهوری جهت غار پبده تخصیص داده شد که از مبلغ تخصیص یافته ،مبلغ بیست و پنج میلیون تومان در اوایل سال جاری به حساب ادراه میراث و صنایع دستی ،گرشگری شهرستان لالی جهت کارهای کارشناسی و اولیه واریز گردید.
  • 3- به محض اطلاع از شایعه آتش سوزی یا به قول گزارشگران ،آتش زدن غار پبده ، با جناب آقای نجفی ریاست محترم ادراه میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان لالی تماس گرفته و چگونگی امر را جویا گردیدم که ایشان فرمودند که با شایعات منتشره و مندرج در خبرگزاری ها مبنی برخبر آتش سوزی در غار پبده، خود و همکاران به محل غار مراجعه نمودیم. اثری از آتش سوزی و تلفات خفاش های درون غار به چشم نخورد. آثار اجاق همیشگی چوپانان در بیرون ورودی غار مشهود بود که معمولا در فصل زمستان گله های گوسفند را در پناه غار آورده تا از گزند سرما و دستبرد در امان باشند و مبادرت به روشن کردن آتش می کنند. چون از کود داخل غار استفاده می کنند،آتش آن به تندی نمی سوزد و ایجاد دود می نماید. پس از ترک محل، چوپانان آتش را خاموش نکرده و دود بر خاسته از اجاق آنان فضای بیرون غار را احاطه کرده بود. بنابراین دود برخاسته و مستمر و ادامه دار از اجاق چوپانان این شبهه را در اذهان ایجاد کرد که غار آتش گرفته است.

     با تایید فرمایشات جناب آقای نجفی و با توجه به آشنایی به فضای تاریک و مخوف غار، «چل» که در گویش بختیاری به سنگ چین جهت چینش وسایل و ایجاد پناهگاه است در بیرون در وردودی غار هنوز مشخص و پیداست. این موضوع که چوپانان با خو گرفتن و زندگی در فضای باز و راحت، هرگز از فضایی بسته و خفه غار استفاده نمی کنند مؤید این موضوع است. آنان احشام و دام خود را درون غار هدایت می کنند اما خود هرگز به درون غار نمی روند و چل و  جایگاه استراحت و اجاق (چاله) از قدیم مانده آنان در بیرون از دهانه ورودی از سالیان گذشته مشهود است.

      این نوع آتش که با کود دامی است ، در واقع مثل آتش زیر خاکستر را تداعی می نماید. اگر کاملاً خاموش نشود،ممکن است ساعتها  از آن دود بر خاسته شود.

      به نظر می رسد رهگذران و گردشگرانی که به منطقه پبده و یا آبشارهای کسد رفته بودند با مشاهده منظره دود غلیظ در دهانه غار احتمال به آتش سوزی در غار شده و این موضوع زبان به زبان به دوستداران میراث رسیده و ایشان نیز بدون مطالعه و پرس و جو و بر اساس حدس و گمانه زنی ها و یا تفسیر به رأی، به ویرانی غار و تلفات و مرگ خفاش ها نظر داده اند!

     با پوزش از خبرگزاریها و خبرنگاران محترم و دوستدران و پیشکسوتان گرامی میراث فرهنگی ، صراحت لهجه اینجانب را به حساب  دوستداری و تعصب منطقی و روشنگری واقع بینانه در موضوع بدانید و نه چیز دیگری!

      جای بسی تعجب و تأسف است که نه خبر نگار مصاحبه کننده  و نه  سخنگوی مصاحبه شونده ،نه اطلاعی از قرار گرفتن غار پبده در زمره اثار ملی کشور خبر دارند و نه از تخصیص بودجه ! آیا بهتر نبود که آنانکه دل می سوزانند و دوستدار این میراث اند و یا خبرنگار خبرساز به خود زحمتی می دادند و با تماسی با سازمان مرکزی میراث در اهواز و یا ادراه میراث در شهر لالی ، از واقعیت امر با اطلاع شده و از کاه کوهی نمی ساختند و احساسات مردم دوستدار میراث را جریحه دار نمی ساختند؟

      تأسف و تأثر بیشتر این که خبرنگاران و یا دوستداران میراث نه تصویری از آتش و دود و نه عکسی از لاشه سوخته یک خفاش را در گزارشات خود ارائه نداده و تنها به گزارش و خبرپراکنی کذب و بی پایه اکتفا نموده اند!

     آیا یک خبرگزاری صاحب نام و یا یک خبرنگار خبره و واقعیت گرا می تواند صرفاً به یک شایعه و یا یک نظر و گفتگو بسنده کرده و خبری کذب را در اجتماع منتشر و باعث تشویش اذهان و نگرانی دوستداران متعصب گردد؟! آیا در حرفه خبر و خبرنگاری اعتماد کردن به گفته های اشخاص صادق است و حرف اول را می زند یا نیل به یقین و واقعیت و وثوق به موضوع خبر؟ آیا بعد مسافت اهواز و مسجدسلیمان تا غار پبده  چند کیلومتر است که خبرنگار دلسوز و نگران خبرگزاری در محل حاضر نشده  تا ضمن اطلاع از صحت و ثقم خبر از درون غار نیز دیدن کرده تا ازگفته های اغراق آمیز در خبر رسانی خود بر حذر بماند؟

 

     اینجانب نیز که سالیانی است در مورد پبده و پبدنی تحقیقات گسترده ای داشته و غار را به خوبی می شناسم و در بازدید اخیر که با اتفاق دو فامیل و همتبار،آقای عیسی احمدی پبدنی و آقای پرویز حاجی پور اسیوند از جای جای و گوشه و کنارآن عکس گرفته و بارها به تمامی زوایای ناپیدای! آن سر کشیده ،اثری از نقش و نقاشی و حجاری و حکاکی و دود نوشته مشاهده نکردیم! تنها منبع موثق و مستند نوشته های پروفسور گیرشمن است که وقتی این خاستگاه اولیه انسانی  را مورد کاوش خود قرار داد و تنها به چند قطعه ابزارسنگ از دوران نوپارینه سنگی و عصر حجر دست یافت و حدس وی از دود های بر جای مانده بر روی سنگ های انتهای غار، ساخت سفال های نیم پخته ساکنین آن زمان بوده است  و بس!

     حال باید از این اقایا محترم پرسید که منبع و مأخذ و یا مدرک و سند در تأیید و تأکید گفته های  شما کیست و چیست؟گذشته از شایعه موضوع آتش سوزی غار، افراط و تحریف های غیر مستند و بی اساس و اغراق های در اطلاع رسانی برای چیست؟از اظهار نظر آقایان محترم و دوستداران میراث در شگفت آمدم که این اطلاعات کذب و اغراق آمیز در باره غار پبده را از چه منبعی اخذ و یا طبق چه سندی و یا تصویر و نمادی ابراز شده و به اطلاع مردم رسانده شده است؟ این خبر پراکنی های بی پایه و اساس زاییده چه  فکر و اندیشه ای است؟ با عذر خواهی از محضر خبرنگارن عزیز و مصاحبه شوندگان ارجمند باید عرض کنم که این دوستداری نیست، این دشمنی است که در حق یک جایگاه میراث بر جای مانده از پیشینیان است.افراط و اغراق در هر موردی ویرانگر است.چرا بدون مطالعه به نابودی میراث فرهنگی خود می پردازیم؟غار پبده یک غار طبیعی و خودساخته است نه ساخته دست بشر! انسان های عصر حجر که نیاکان ما بودند به این نوع غارها پناه اورده و زدنگی کرده اند. این وارگه و جایگاه آنان است و همین کافی است که قابل احترام و تکریم قرار بگیرند. این غار بیش از 15000 سال  قبل پدید آمده است و این قدمت آفریشنش غار و خاستگاهی آن برای انسان در فلات ایران زمین سند موثق و محکمی است برای ایرانیان ساکن فلات و منبع و محلی است برای تحقیق و پژوهش. نه تنها باید پاسخگوی اندیشمندان و مورخین و باستانشناسان خبره  و هم چنین دوستداران میراث باشیم بلکه بایستی جوابگوی تاریخ و تمدن ایران زمین هم باشیم!   

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

نوروز و بختیاری

 آیین جهانی نوروز با پایه و ریشه علمی ،  تمدن و فرهنگی ملی و باستانی و مردمی ، با صلابت و قدرت که زاییده اندیشه فرهنگی دیرینه  و تمدنی بزرگ در باره  دگرگونی و تغییر و زایشی نو و منطقی دوباره طبیعت ، نماد زندگی و بیداری ، با جشن وشور و نشاط  و سرور ، خود را به جهانیان نمایاند . جهان بدون هیچ شعار و تبلیغ ونمایشی خاص ، این آیین کهن و دوست داشتنی را با اشتیاق و میل پذیرفت . علمی و منطقی و شاد بخش بودن این جشن و آیین غنی ومردمی ، و برگزاری آن توسط  افراد بسیاری از دیگر اقوام و ملل دنیا ، باعث گردید  تا  سازمان ملل ، این جشن ملی ایرانیان را با اکثریت نظر نمایندگان خود ، را به عنوان یک جشن  جهانی به ثبت برساند . نوروز جهانی شد و ایرانیان به خود و فرهنگ خود در دنیا می بالند و نوروز که یکی از داشته ها و پایه های فرهنگی ایرانیان است ازصحن سازمان ملل متحدبایسته و شایسته برخاست و با افتخار از آستان سازمان ملل و از زیر شعر زیبا و و با مسما و جهانی سعدی تبرک شده به دلهای جهانیان راه یافت و جهانی گردید .

نوروز که یکی از آیینهای کهن ایرانیان است ، در قوم بختیاری  نیز مانند دیگر اقوام ایرانی برای برگزاری آن احترام خاص و ویژه ای داشته و دارند و هر ساله با شوق و شور فراوان به  پیشواز این آیین و رسم دیرینه ایران باستان رفته و بهتر و بیشتر از پیش این رسم و آیین فرهنگی و باستانی  را برگزار می نمایند . نوروز پیک بهار است و از آمدن بهار و زایش و پیرایش انسان و طبیعت را مژده می دهد .

قوم بختیاری با داشته های فرهنگی کهن خویش همواره در زنده نگهداشتن آنها کوشیده و به بهترین صورت و وجه بجای آورده و در احیا و اغناء آن کوشیده است .یکی از فراوان داشته های فرهنگی و کهن بجا مانده در قوم بختیاری نوروز است . بختیاریها از یلدا تا چله بزرگ و کوچک و تا زاد روز نوروز زایش طبیعت در بهار ،  به پاسداری فرهنگ باستانی مملکت خویش وفادار و متعهد و متعصب همت گماشته و با افتخار و سربلندی ، هر ساله بهتر از پیش ، برای پایداری و ماندگاری آن در میان نسل جدید به بهترین نحو و با منش و دستورات معین برگزار می نمایند .

نوروز در گذر زمان و با هجوم غارتگران و چپاولگران وحشی بسیاری از  فرهنگ ستیزان بی فرهنگ  مواجه و با پشتوانه مردم  با فرهنگ و با غیرت خود با آنان مقابله کرده و با جانفشانیها و از خودگذشتگیهای ملت خویش ، ماندگار و جاویدان بهتر از دیروز ، استوار و سرافراز بر بلندای فرهنگ ایران و جهان  خود را می نمایاند .  نوروز با قدمتی به درازای تاریخ تمدن ایران و جهان ، نام و آوازه نیک  و منطقی و با مسما و ریشه فرهنگی خود را حفظ کرده و در برابر کینه و ظلم رومیان به ظاهر متمدن ، بی رحمی مغول خونخوار و بی فرهنگ و عقب افتاده  ، تازیانه های وحشیانه بربریت عرب جاهل ، خم به ابرو و شکست به قد برافراشته و خلل ناپذیر خویش نیاورد . نوروزیان خون دادند و ناله نکردند ، جان دادند و سر ذلت بر آستانی نساییدند ، سوختند و زبان به نفرین  آتش نگشودند ، اسیر بازار مکاره برده فروشان شدند و آزاده و رها به سوی خاک خویش سر فرود آوردند و نیایش اهورا مزدا و خداوند یکتای زرتشت  را در زیر غل و زنجیر نامردمان پست از یاد نبرده و با خون و جان خویش ، داشته های فرهنگی  و یادواره هایش را در اقصی نقاط دنیا بر سینه تاریخ حک کرده و به یادگار نهادند تا امروز که در بیشتر این خاک گیتی ، نام نوروز در آغاز و زایش طبیعت و رستاخیز جهان و در جای جای دل مردمان نیک نهاد ، به حرکت و جنبش و جوشش و شادمانی در آید . جشن و پایکوبی نوروزیان در سراسر گیتی همه مردم دنیا را به تفکر و تعمق وا داشت تا به ایرانیان و اندیشه و فکر و آمال و آرزوها یشان بیشتر بیندیشند و به مردم فرهنگ مدار ایران با زبان تحسین و تکریم روبرو گردند .

مردم ایران نوروز را در زیر زمین و در بطن و دهلیزهای دل خویش نگاه داشتند تا دست نامحرم  نامردمان کم بین و حسود و مغلطه گر بدان نیازد و به سلامت  و پایدار و ایستا به نسلهای آینده منتقل شود . نوروز با همه سختی هایی که  پیش رویش به وجود آمده بود به شایستگی و صلابت در دلهای عاشقان بجا ماند . بهار از حرکت و زایش نایستاد ، گلها و شکوفه ها هر ساله از گلبنها و از بن شاخه خشک سر برون آورده و می آورند  و عطر و طعم خوشی را به کام ایرانیان نثار می کنند .

بختیاریها هر سال با وجود سرمای زمستان به گرمی و نشاط وبا دلی شاد به پیشواز نوروز می روند . امروزه مردم بختیاری نیز مانند دیگر مردم مشتاق نوروز ایرانی و غیر ، به تهیه لباس نو و خرید شیرینی و دید و بازدید اقوام و دوستان می روند . اما در قدیم قوم بختیاری  ضمن تهیه رخت نو و معمول زمان خویش ، به دید و بازدید رفته و انجمن شاهنامه خوانی تشکیل داده و از نوروز و پهلوانان و آداب و سنن ایرانی یاد می کردند . حکیم توس را تحسین کرده و نیایش نوروزی را به روحش تقدیم می کردند . قرآن می خواندند و شکر ایزد را بجای می آوردند .از کینه و دشمنی دوری می کردند و بخشش و گذشت یکی از آداب نوروزی بود . هر کس در نوروز طلب بخشش می کرد ، بدون مضایقه بخشیده می شد . در نوروز کسی حق نداشت که با دیگری دشمنی داشته باشد و کینه  کسی را به دل داشته باشد . اگر به کسی چنین گمان می رفت از طرف مردم طرد شده و بازخواست می گردید . نوروز در نظر مردم بختیاری روز نو و روز پاکی و پاک شدن بوده و هست . در نوروز می بایست پاک بود و پاک شد ، چه از نظر ناپاکی جسمی و مادی و چه ناپاکی از نظر معنوی و اجتماعی . نوروز شعار پاکی و پاک بودن و بری از هر عیب و زشتی و پلیدی را با خود به همراه  دارد .

شیرینی و آجیل و خوراکیهای نوروزی مردم بختیاری ، بیشتراز فراورده های دامی و کشاورزی و دانه گیاهان وحشی موجود در طبیعت سرزمین بختیاری بود . و زینت بخش سفره نوروزی بختیاری گلهای شقایق و بابونه گرمسیری بود و درفرارسیدن نوروز که مردم بختیاری در خوزستان سکونت داشتند ، به وفور و فراوانی یافت می شد .تخم مرغ رنگ شده هم جای همیشگی خود را در سفره نوروزی داشته و دارد .آجیل مردم در قدیم عبارت بود از : گندم برشته ( گندم بوداده ) ، کلخنگ و بن یا بنک  ( پسته کوهی ) ، گندم موری ، مویز ، انجیروحشی ، دیری ( deiri  خرمای خشک شده ، محصول غیر بختیاری) ، حلوا ، پست ( pest  )کنار و آرد کنار، تمته ( temte) ، گردو ، بادام ، کاکول ، کلوچه و . . .

نوروز در بختیاری در زمانهای گذشته اگرچه با سادگی سفره اش بر قرار می شد اما با استقبال  پرشور و به گرمی دلهای مشتاق برگزار می گردید و همیشه و همه وقت برگزار می شد و با احترام و عشق از نوروز یاد می گردد . ارج و قرب نوروز در بختیاری تا جایی است که بختیاری ها اسم دلبندان خود را که در ایام نوروز یا روز عید نوروز به دنیا می آیند ، نوروز و یا عیدی می گذارند . نام  افراد زیادی از فرزندان بختیاری نوروز و عیدی است .  قوم بختیاری با نامگذاری  پسران خود به اسم نوروز و عیدی ، سعی در زنده نگهداشتن این آیین و رسم کهن ایرانی را داشته و دارند . این خود یکی از راههای نگهداشت فرهنگ غنی ایرانی است که مردم بدان همت  گماشته اند که قابل تقدیر است .

نوروز  پایدار و جاودان بر همه دلهای شاد و اندیشه های آگاه سرمی زند و ماندگار خواهد ماند . نوروزگریزان ، از روز می گریزند ولاجرم به شب خواهند رسید . روز ، پس از آن باز هم به آنان خود را خواهد نمایاند و با پرتو نورانی خود روشنایی و زندگی را به ارمغان خواهد آورد .

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

فوتبالیست های موفق طایفه پبدنی بختیاری در تیم فجر امیر آباد

بنام خدا

 

تیم فجر بختیاری افتخار آفرید

     روستای امیر آباد در دشت زرین(زری) و در حدود 15کیلومتری شهر چلگرد، مرکز شهرستان کوهرنگ قرار دارد.مردم این روستا از فامیل(تش) سلجوقی و از طایفه پبدنی بختیاری هستند. فرزندان برومند خطه دلاورخیز بختیاری در عرصه ورزش افتخار آفریدند و با حداقل امکانات و بدون حمایت و کمک های مالی توانستند به مقام ها و جایگاه های ارزنده ای از ورزش استان چهارمحال بختیاری دست یابند.

     فوتبالیست های جوان طایفه پبدنی بختیاری بدون چشمداشت های مادی با تحمل کمبود و سختی های فراوان مایه افتخار و مباهات قوم و تبار خویش گردیده اند. ما به این جوانان سرافراز و پیروزمند و دیگر ورزشکاران موفق و تلاشگر تبار بختیاری می بالیم و به وجود سرافراز و ارزشمندشان، مفتخریم.

     گزارش تیم موفق و پیروز فجر امیرآباد را جناب آقای ظاهر سلجوقی پبدنی، دانشجوی موفق و تحصیلکرده و عضو تیم مذکور ارسال نمودند که صمیمانه از این برادر عزیز و ارجمند تقدیر و تشکر کرده و موفقیت بیشتر ایشان و مربی و هم تیمی های پیروزمند وی را از خداوند متعال خواستارم. کسب قهرمانی و نایب قهرمانی تیم فجر در مقاطع و مسابقات مختلف را نیزبه همه برادران غیرتمند و ورزشکار ارجمند در آن تیم  و خانواده های گرامی و بزرگوار آنان تبریک عرض می نمایم.

      با امید پیروزی های مستمر و بیشتر فرزندان بختیاری در عرصه های مختلف میهن عزیزمان . حسین عبدالهی پبدنی

گزارش ارسالی  توسط جناب آقای ظاهر سلجوقی

اسامی اعضاء تیم فجر:

ایستاده از راست : میثم سلجوقی- ظاهرسلجوقی- حجت سلجوقی- سعید سجوقی- طاهرسلجوقی- احمد سلجوقی-نورالله سلجوقی- عزیز سلجوقی (مربی)

 

نشسته از راست : صادق سلجوقی-  قاسم  سلجوقی- نصرت سلجوقی- داوود سلجوقی- داریوش-سجاد

 

 

 

 

 

 

 

 

     حضور مقتدرانه تیم فوتبال فجر امیر آباد و بازیکنان این تیم در لیگ های فوتبال شهرستان ، استانی و کشوری سال83، تیم روستای امیر آباد با نام فجر امیر آباد به طور رسمی فعالیت فوتبال چمنی را از تابستان 83 و با همت آقای علی سلجوقی و سیف الله سلجوقی و با خرید امتیاز لیگی آغاز کرده و به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد که در همین فصل و اولین حضور خود در بازیها، به دلیل عدم آشنایی بازیکنان این تیم با زمین چمن، نتوانست موفقیتی را که در زمینهای خاکی این شهرستان بدست آورده بود را در زمین چمن تکرار کند. حاصل کار حضور این تیم در سال اول در لیگ، سقوط به لیگ پایین تر (لیگ دسته یک) و مصدوم شدن چند تن از بازیکنان کلیدی این تیم فقط به علت عدم آشنایی با بازی در زمین چمن بود، اما این پایان کار این تیم نبود بلکه در فصل جدید، حضور خود در لیگ دسته یک ،قدرت و تکنیک خود را به رخ همگان کشید بطوری که تماشاگران زیادی را برای تماشای بازیهای زیبا و تماشاگر پسند خود به ورزشگاه کشاند و بازیهای چشم نوازی را به نمایش گذاشته و توانست با پشت سر گذاشتن تمامی حریفان قوی،به مقام قهرمانی و کسب مقام بهترین تیم شهرستان وکسب عنوان تیم اخلاق دست یابد. با کسب این افتخارات به کار خود در این لیگ پایان داده تا  این موفقیت مقدمه ای باشد برای شروع بازی های آینده و حضور در لیگ های برتر سالهای آتی. درهمین فصل از سابقات بود که به عنوان بهترین تیم شهرستان شانس حضور در مسابقات دهیاری استان به عنوان نمایندگی شهرستان به این تیم سپرده شد . تیم فجر امیرآباد در حالی در این مسابقات شرکت کرد که ترکیب این تیم را تنها  13 بازیکن و 1 سرپرست (علی سلجوقی) تشکیل میداد. تیم با کمبود نفرات انا با روحیه و اعتماد به نفس راهی این مسابقات گردید. تیم در این مسابقات بدون هیچ کمک مالی و عدم وجود اسپانسر از طرف شهرستان و اداره تربیت بدنی کرد و با اتحاد و همدلی و با اتکال به خداوند قادر و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زیاد به میدان مبارزه وارد شدند. مشکلات و نارسایی ها اعضای یکدل و مصمم تیم را دلسرد نکرد و با  اقتدار و امادگی کامل برای شرکت اولین بازی راهی بروجن و محل برگزاری بازی ها تالاب چغاخور شده که در این مسابقات بعد از پشت سر گذاشتن چند حریف قدر استانی، در میان بهت و تعجب همگان راهی فینال این مسابقات گردید.

     در بازی فینال با همه توان برای تصاحب قهرمانی تلاش شد اما به دلیل نداشتن بازیکن تعویضی و خستگی دیگر بازیکنان نتیجه را به تیم شهرستان فارسان واگذار کرد و به مقام نایب قهرمانی اکتفا می نمود و سرافرازانه به خانه باز گشت تا خود را برای حضور مقتدرانه لیگ برتر شهرستان برای سال آینده آماده کند. این اولین افتخار فوتبال کوهرنگ در چند سال اخیر بود که با حضور در لیگ های استانی تیم های مختلف  توسط تیم فجر به دست آمد باز هم این پایان کار تیم نبوده تا این که در تابستان 85 به لیگ برتر شهرستان راه یافته و با تکیه بر همین بازیکنان بومی خود و فقط با یک باخت که آن هم تأثیری در صعود تیم به مرحلة بعد نداشت به کار خود ادامه داد و پا به فینال مسابقات لیگ برتر گذاشت و با تیم ریشه دار و قدیمی شهرستان، یعنی شاهین چلگرد رو در رو شد. این بازی از طرف صدا و سیمای شبکه جهانبین (شبکه استانی ) پخش شد که در این بازی، تیم فجر موفق به شکست تیم شاهین و کسب مقام قهرمانی در لیگ برتر گردید. این موفقیت و پیروزی در برابر تیمی بنام شاهین کسب می شد که تیم شاهین چلگرد از بازیکنانی مطرح که از تیم های لیگ های معتبر خوزستانی و اصفهانی بهره می برد. و این برد افتخار آفرین تیم فجر با حداقل و امکانات و با تکیه بر بازیکنان روستای امیر آباد به دست آمده بود و این افتخار بزرگی بود که بازیکنان جوان اما با انگیزه کسب کسب نموده بودند.برد مقتدرانه و  پخش مسابقه از تلویزیون  باعث جلب توجه تیم شهدای استان حاضر در لیگ دسته سه کشور به چند بازیکن این تیم گردید که با حضور نمایندگانی از اعضاء تیم درلیک کشور افتخاری دیگر را در کارنامه فوتبال این روستا به ثبت شد. آخرین قهرمانی تیم فجر تابستان امسال (89) در لیگ کوهرنگ می باشد.

آخرین حضور بازیکنان این تیم در تیم منتخب  شهرستان (اتحاد کوهرنگ) بود که با شکست دادن تیم اردل و کسب قهرمانی در مسابقات زیر گروه لیگ برتر را با موفقیت به پایان رساند.

 

فرستاده شده توسط : ظاهر سلجوقی

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم