پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

سند تاریخی فی مابین سران طایفه گله و بزرگان طایفه پبدنی

سندی تاریخی بر گرفته از کتاب در دست تدوین و نگارش «از پوده تا پبده»

  سند شماره 20 قرار د ادی است که از سوی سران و بزرگان محترم طایفه گله ، در ارتباط با انقلاب و استقلال طلبی طایفه پبدنی منعقد و صادرگردیده بود . این قرار داد و تعهد به طایفه پبدنی و خصوصا به تش رمدان ( چنان که در سند قید شده است ) خود گردانی و خود مختاری در رتق و فتق امور را به اولاد مذکور به عنوان کدخدا و ریش سفید داده تا خود در موارد مختلف تصمیم گرفته و نسبت به رفع اختلافات و مشکلات طایفه ای خویش اقدام نمایند. بزرگان طایفه گله نیز طبق مفاد مندرج در سند ، تعهد نمودند که در امور طایفه پبدنی دخالتی نخواهند کرد. در این قرارداد عموم سران و کدخدایان و ریش سفیدان از تش و اولاد مختلف طایفه گله حضور داشته و سند را با مهر و امضاء خود تایید نموده اند.   

نثر ساده و روان سند شماره 20

اقرار شد فی مابین حضرات گله ، اولاد آاسکندر و اولاد علیرضا و عموم گله بالا و گله پایین و عموم حضرات بور و عموم دیله ، فی مابین خودشان و اولاد رمدان راجع به انقلاب خودشان و«طایفه پبدنی ». دیگر از امروز تا من بعدها هر وقایع از خوب و بد روی داد به روی این نوشته رفتار نمایند و از هر چه واقع بشود از جرم و خون (جنایت و خونریزی)

به اقدام هم دو ( هم دو = همدیگر، یکدیگر ) کوشش نمایند و آنچه کار مابین خودشان باشد ، چهار نفر ریش سفید مختاریت دارند هم کاری  بنمایند  و پبدنی دیگر حاضر شد( اگر تش های دیگر پبدنی موافق این قرارداد بود ) مطابق رمدان باشد . هر پبدنی که حاضر به کدخدایی اولاد نامبرده نشد و اولاد ( منظوراولاد طایفه گله بود ) راه به او دادند ، آن اولاد حق دخالت به مال گله و رمدان  نداشته باشند .

نوشته حاشیه سند :

توضیح براینکه خسارت از خوب و بد به روی خانوار باشد از کل جرم . به لعنت خدا گرفتار باشد اگر از این قرار داد تخلف نماید .

فی تاریخ چهارم رمضان مبارک 1361 هجری قمری

مهر ، امضاء و اثر انگشت کدخدایان و بزرگان طایفه گله: آحسن جان علیخانی - آاکبر اسکندری - آآقاجان علیخانی(ملقب به سیف لشکر) - آجونفلی گله - آبهرام بور - آاحمد بور - آعبده محمد بور - آعلی باز بور - آدیدار بور- آعلی حسین - آعلیمراد

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تقاضا از چند تش طایفه پبدنی بختیاری

     در نظر بوده و هست که شجره عموم تش های طایفه پبدنی بختیاری جهت اطلاع و آگاهی نسل جوان همتبار، ثبت و ضبط گردیده و بدین وسیله در دسترس و دید همه علاقه مندان به آگاهی از نام و نشان و نسل های گذشته آباء و اجدادی خود قرار گیرند. موضوع از چند سال قبل با اکثر هم طایفه ای های محترم و گرامی مطرح و در میان گذاشته شد اما تا کنون چهار تش از طایفه پبدنی یا به صورت کامل و دقیق ارسال نکرده اند و یا اصلا اسامی و شجره ای از سوی آنان دریافت نشده است.

    جهت هر گونه شبهات و یا نقصان و کاستی و یا اشتباهات احتمالی در نوشتن و ثبت شجره نامه تش های طایفه ، این امر به افراد خود آن تش محول گردید تا با اطلاع و آگاهی خود و دیگر افراد مطلع و بزرگ تش و با مسئولیت مستقیم آنان ، شجره نامه ها تهیه و تودین گردد.

     شجره نامه تش سلگو(سلجوقی) توسط جناب آقای مهندس دلاور سلجوقی پبدنی به صورت نموداری و عکس ارسال شده که از ایشان درخواست گردید تا به صورت نوشتاری و جمله بندی ارسال نمایند که تا کنون دریافت نشده است.

     شجره نامه تش درویش عالی توسط جناب آقای حاج محمدرحیم حیدری پبدنی به صورت دست نویس دریافت شد که اولادی را از شجره جدا دانسته و مرقوم فرمودند که مورد بحث و انتقاد قرار گرفت که تا حصول نتیجه با رای و نظر همه افراد تش درویش عالی از ثبت و درج آن در وبلاگ به جهت اجتناب از تنش و تفرقه در بین فامیل ، خودداری گردید.

     دو تش ناصر و باور،با توجه به درخواست های مکرر تا به حال ارسال نگردیده است.چندی قبل با ملاقات حضوری که با جناب آقای چراغعلی ناصری پبدنی داشته و در مورد شجره تش های طایفه گفتگو شد، ایشان به شجره  تش ناصر، که توسط یکی از فرزندان جناب آقای حسینعلی ناصری پبدنی تهیه و تدوین شده است ، اشاره داشتند که از ایشان درخواست گردید تا به ارسال آن اقدام فرمایند که امیدوارم بزودی دریافت گردد.

     مجددا از هم طایفه ای های گرامی و محترم درخواست می شود که نسبت به ارسال شجره نامه های ارسال نشده و هم چنین نظرات و انتقادات و پیشنهادات سازنده خود در مورد شجره نامه ها و غیر از آن  مساعدت و همکاری نمایند.

با تشکر

    

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شجره نامه تش محمدرضا(جمشیدی) طایفه پبدنی بختیاری

 

     شجره نامه تش جمشیدی در دوقسمت و توسط دو نفر از بزرگواران این تش ابراز و مکتوب گردیده است. شجره اولاد رفیع را جناب آقای سلطان محمد جمشیدی پبدنی، اعلام فرمودند و بنده در حضور ایشان اسامی را ثبت و مکتوب نمودم و شجره اولاد شفیع را جناب آقای جبار جمشیدی پبدنی مرقوم و از طریق ایمیل ارسال کردند. شجره نامه مذکور بدون هیچ گونه دخل و تصرف و یا کم و کاست از نظر مطلب ارائه شده، در وبلاگ ثبت و ضبط می گردد. مسئولیت و پاسخگویی نسبت به مندرجات شجره نامه ، متوجه شخص نویسنده شجره نامه خواهد بود.

     طبق معمول و ثبت دیگر شجره های طایفه پبدنی صرفا به ذکر اسامی فرزندان ذکور اشاره شده است.از هم تباران و هم طایفه ای های گرامی درخواست می گردد در صورت مشاهده نقصان و اشتباه در ذکر اسامی و پیشنهاد و یا انتقاد از هر گونه مطلب آمده در متن ،اظهار نظر و مساعدت نمایند تا به رفع و اصلاح آن اقدام گردد.

با تشکر - حسین عبدالهی پبدنی

شجره نامه اولاد رفیع

( اعلام شده از سوی جناب آقای سلطان محمد جمشیدی پبدنی)

محمدرضا دارای دو فرزند ذکور بود بنام شفیع و رفیع.

رفیع هفت فرزند بنامهای:علیرضا،محمدرضا،احمد،شیرمحمد،نوروز،محمد و عبده رضا داشت.

-1علیرضا دو پسر داشت بنام علی بک و میرزا آقا. 

علی بک یک پسر بنام حیران داشت .حیران دو فرزند پسر بنام بهرام و منصور داشته و دارد. 
فرزندان بهرام عبارتند از: محمد -سعید-حمید -مجید-مرحوم یحیی-سجاد-میلاد. محمد یک پسر به نام پوریا دارد. حمید دو فرزند پسر دارد به نام آرش و آریا.
 

 میرزا آقا صاحب سه پسرشد بنام : حاجی آقا، گرگعلی و کلبعلی.

حاجی آقا  پنج پسر دارد :ایرج،ستار،داود و مهراب و جهانگیر. ایرج دو پسر به نام حمزه و بهنام دارد.ستار یک پسر به نام فرشاد دارد. داوود دارای یک پسر است به نام جواد. مهراب دو پسر به نام های امیرحسین و اسماعیل دارد و جهانگیر دارای یک پسر به نام ارشیا می باشد. 

 گرگعلی دارای پنج پسر است بنام داریوش،کوروش،طهماسب،شاهپور و محسن. داریوش دو پسر به نام های رضا و ابوالفضل می باشد. کوروش یک پسر به نام علی دارد. طهماسب دارای دو پسر به نام های محمد و رسول می باشد. شاپور یک پسر است به نام حسین. 

کلبعلی دارای چهار پسر می باشد:آقاعلی، حسین، اقبال  و مهدی. آقا علی دو پسر به نام های حسن و امیر محمد دارد. حسینعلی دارای دو پسر به نام های علیرضا ومجتبی می باشد. اقبال یک پسر به نام احمد دارد.

-2محمدرضا چهار فرزند ذکور داشت : عباس،چراغعلی،نادعلی ( بدون فرزند) و نجاتعلی(بدون فرزند).

عباس دارای چهار پسر بود: سوارعلی، رفیع  ، یادعلی و خزعل.

سوارعلی  پنج پسر دارد:نادر، عبداله، جمعه، عبده مراد و علیمراد.

رفیع نیز دو پسر بنام سبزعلی و و سهراب دارد.

لهراسب، ستار، مرداس و ... پسران یادعلی هستند.

خزعل سه پسر دارد: امیدعلی،احمدعلی و جهانگیر

فرزندان چراغعلی در محال ذزفول ساکن هستند که از آنها اطلاع دقیقی در دست نیست.

نوروز هم یک پسر بنام علی قلی داشت که او نیز دارای دو پسر بنام های حسینقلی و حیدرقلی بود.

حسینقلی پنج پسر بنام های: عزیزقلی،احمدقلی،نوروز،قربانعلی و نصیر دارد.

احمد دارای شش پسر بود: مهدی،نیازعلی،محمدحسین،اکبر(بدون فرزند)،حیاتقلی (بدون فرزند)و لطفعلی(بدون فرزند).

از مهدی سه پسر بنام های : خسرو،سلطان محمد و داراب بجا ماند.

خسرو فرزندانی بنام های : مرید،جمشید،مجید و وحید(جهانگیر) دارد.

سلطان محمد دارای شش پسر دارد: ناصر،اردشیر،اسماعیل،احمد،علیرضا و محمود.

ناصر دارای دو پسر بنام حمید و خشایار است.

اردشیر دو پسر بنام رامین و آرمین دارد.

اسماعیل یک پسری بنام کامران دارد.

احمد نیز دارای یک پسر بنام آرش است.

داراب چهار پسر بنام سیامک، بابک، سیاوش و شاهرخ  دارد.

 

 

نیازعلی سه پسر داشته و دارد بنام های: شکر خدا،خداداد و بندعلی.

شکر خدا دارای دو پسر بنام گودرز و رحم خدا است.

خداداد یک پسر دارد بنام (...)

فرزندان بندعلی (...)

محمد حسین دارای سه پسر بنام : سلطانمراد،کاووس و احمد حسین بود.

(نام فرزندان ایشان در دسترس نیست)

                                   *****

شجره نامه تش جمشیدی پبدنی و مطالب ارسالی توسط جناب آقای جبار جمشیدی پبدنی

حضور محترم برادر گرامی و فرهنگی جناب آقای حسین عبدالهی

سلام علیکم

عمده مطلب سلامتی جناب عالی می باشد و امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید.شرح مختصری از گذشته فامیل جمشیدی پبدنی را به حضورتان معرفی،امیدوارم که مفید واقع گردد.

شجره نامه اولاد شفیع 

ملا محمد دارای فرزندی به نام محمدرضا میگردد و محمدرضا نیز خود دارای دو فرزند به نام های شفیع و رفیع میگردد.از شفیع فرزندانی به نامهای    1-) میرزالی    2-) کُلُهی     3-) رحمالی    به جای میماند.

الف)  میرزالی:

از میرزالی فرزندانی به جا می  ماند به نام های :   1) آقاخون     2) علیخون     3) عالیخون     4) غفور

1).آقا خون و فرزندان او : مراد خون  * زلفعلی

مرادخون و فرزندان او : جبار * فرهاد * غفار

زلفعلی و فرزند او : باباخان

2).علیخون و فرزندان او : محمد یوسف * یوسف علی (صاحب فرزند ذکور نگردید)

محمد یوسف و فرزند او : علی

3)عالیخون و فرزندان او : بندر * امیرخون

بندر و فرزند او : نور محمد

امیرخون و فرزندان او : اسکندر * فریدون * محمد *ملک *امید

4) غفور : صاحب فرزندی نشد و به رحمت ایزدی پیوست.

ب)کُلُهی:

کلهی دارای یک فرزند به نام خان بابا میگردد.

خان بابا و فرزند او : علی

علی و فرزندان او : خیبر* شنبه * یدالله * شکرالله *  مسعود  *  کرم  *  محمد

رحمالی :

نامبرده دارای یک فرزند پسر به نام محمد علی بود که او نیز  در جوانی درگذشت.

مطالب فوق توسط اینجانب جبار جمشیدی تهیه و تدوین گردیده و مجددا اعلام میدارم در صورت هرگونه نقصان گفتۀ بنده را دوستان و بزرگان عفو نمایند.

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

ورزش و سرگرمی کله وریان در بختیاری

کله وریان

ربودن کلاه از سر یک دیگر و الزام در باز پس گیری آن از رباینده ، در یکی از بازی ها و سرگرمی های مردان و جوانان بختیاری بنام «کله وریان» یا «کلاه ربودن» به نمایش در می آید تا بدین وسیله به جوانان خود آموزش دهند که در نگهداری و پاسداری از کلاه ، به عنوان مظهر مردانگی و شرف بجنگند و از هیچ گونه تلاش و از خودگذشتگی فروگذار نکنند . در این بازی دو دسته با هم به رقابت می پردازند ، هر کدام از نفرات یک دسته سعی در ربودن کلاه یکی از دسته مقابل خود را دارد . آن دسته که کلاه بیشتری از دسته مقابل برباید برنده بازی است و طرف مقابل بازنده و مغلوب ! در این ورزش و بازی که آیینی است در آموزش مردان و جوانان در پاسداشت کلاه و آداب فرهنگی قومی ، باجست و خیز، تحرک و تلاش زیاد همراه است که ضمن بازی یک ورزش مفرح و بسیار پر تحرک و بدن ساز نیز هست. در این بازی گذشته از قدرت و توانایی به مهارت و تیز هوشی در بر گرفت کلاه از سر طرف مقابل بستگی دارد ؛چرا که طرف مقابل نیز ضمن تلاش برای برداشتن کلاه حریف خود ، حفاظت از کلاه خود را هم مد نظر دارد تا بازنده نشود . هر کدام با حرکات سریع برای برداشتن و یا سر را بدور از دستان حرف نگهداشتن تلاش و کوشش و تلاش می نمایند . کوچکترین بی توجهی و یا اشتباه در حرکتهای جانبی به از دست دادن کلاه منجر خواهد شد و فرد بی کلاه که موجب شکست گردوه خود گشته مغلوب و ناراحت به کنار گذاشته خواهد شد .

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٤۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

پرک

                              پرک

                           (pork)

       پرک نام چشمه و منطقه ای است که در حدود 20 کیلومتری شهر چلگرد مرکز شهرستان کوهرنگ بختیاری قرار دارد . این دو چشمه زیبا و جوشان ، به چشمه ساران پرک معروفند . همجواری منطقه پرک با منطقه تنگ گزی و مالکیت مردمان این دو محل بر زمینهای آن باعث گردیده است تا منطقه ، پرک تنگ گزی نامیده و مشهور گردد . تقریبا نیمه شرقی منطقه، زمینهای تنگ گزی و نیمه غربی آن ،زمینهای پرک قرار دارد.  تقریبا درجنوب غربی منطقه پرک تنگ گزی در کوهپایه کوه گل رنگ (gel rang)  و در جوار روستای سرداب که در حال حاضر سکنه دائمی ندارد ، دو چشمه زلال و جوشان، با آبی سرد و گوارا و معدنی از دل خاک می جوشد . رقص شن های رقصان از تپش قلب تپنده چشمه سار پرک وجست و خیز آبزیان در آن زیبا و دیدنی است .

     دشت سر سبزسیراب شده از چشمه سار پرک در پایین دست آن جلوه گاهی است تماشایی ازظهور قدرت و نعمت خداوندی در این منطقه .  رویش گیاهان ، سبزه زاران ومزارع مشروب شده با آب سرد و گوارا ، به برکت وجود چشمه ساران پرک ، سرسبز و زنده و بدون دغدغه تشنگی و بی آبی ، جان و صفایی تازه به کوهساران و دشت این قسمت از سرزمین بختیاری می بخشد . حدود 500 متر بالاتر از دو چشمه پرک چشمه فصلی و موقتی وجود دارد به نام چشمه بهار آب . این چشمه با توجه به نامگذاریش تنها در فصل بهار آب دهی و جوشش دارد  و پس از آن می خشکد. 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

نقش زنان در طایفه پبدنی و قوم بختیاری

 

قسمتی از کتاب در دست تهیه تاریخچه طایفه پبدنی ( از پوده تا پبده)

اگر چه زن در قوم بختیاری تقریبا تا دهه اول قرن چهارده شمسی از نعمت سواد و خواندن و نوشتن محروم بود و اکثر قریب به اتفاق زنان از رفتن به مکتب و مدرسه باز می ماندند و ظاهرا هم  نقش کمتر و پایین تری نسبت به مردان در امور قوم و طایفه و خانواده داشتند اما واقعیت امرحکایت از همراهی و همدوشی زنان با مردان قوم خویش را داشته و دارد . زن در بختیاری پابپای مردان در عرصه معیشت وزندگی و تربیت فرزندان ، تولید و درآمد سهمی مساوی داشته و در مواردی نیز سخت کوش تر و پرکارتر ، چرخه زندگی را به حرکت در می آورد . زنان  گذشته از وظیفه مادری و مسئولیت سخت و طاقت فرسای خانه داری و تولید و در آمد ، درایجاد ، حفظ ، حراست و احیا و غنا بخشیدن به فرهنگ و هنر ، آداب و سنن قوم بزرگ بختیاری سهم بزرگ و بسزایی داشته و دارند . شیرزنان بختیاری این وظیفه مهم و سنگین را تقریبا به تنهایی و به صورت آزادانه  و خود خواست  ،  با طیب خاطر و با اشتیاق و میل بر عهده و دوش خود پذیرفته بودند . زنان در راستای حفظ و اشاعه فرهنگ و هنر و آداب و سنن بر مردان پیشی گرفته و سهم بالا و والای خود را در این عرصه مهم فرهنگی ، به گواه آثار و مانده های ادبی و فرهنگی قوم بزرگ بختیاری به ثبت رسانده اند . بیشتر اشعار و سرودها نشات گرفته از ذوق و قریحه ظریف و حساس شیر زنان بختیاری در کوچراها و گذرگاههای ایل ، در کاشت و برداشت محصولات ، در هجران مردان و پسران عزیز خود در برزیگری و درو محصولات در سختی گرما و خطرات مرگ آفرین آن ، درجنگ و ستیزها ،  آمال و آرزوها ، استدعا و شکرگزاریها و در مراسم شادی و سوگواریها ازقوه مخیله و سینه پر سوز و گداز حنجره خوش آواز آنان ظهور کرده و تا آینده ای دور برای نسلهای بعد، با اصالت و پر محتوا پا برجای باقی خواهد ماند . زنان ایل در فراق و دوری از مردان خود به شعر خوانی روی آورده تا التیامی بر درد وهجران آنان باشد . گیرایی و جذابیت سروده های زنان ، مردان را وا می داشت تا به ویرایش و وسعت اشعار بپردازند . گیرایی و هیجان سروده های زنان کمک کرد تا مردان در باروری و توسعه اشعار مختلف  بختیاری با زنان با احساس و ظریف  همراه گردند و فرهنگی غنی و اشعاری موسیقایی و پر بار از خود بجای بگذارند . به جرات می توان گفت که مطلع و پایه و خمیر مایه همه سروده ها و اشعار بختیاری از سوی زنان با احساس و صاحب ذوق ، ولی گمنام بنا نهاده شده است و با همکاری و خواست غیر مستقیم مردان با ذوق به تکامل رسیده است و...

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شجرنامه تش رمدان طایفه پبدنی بختیاری

 

 

                                     بسم الله الرحمن الرحیم

                                             (مقدمه )      

    با ادای  احترام و عرض ارادت خدمت همه بزرگواران فامیل رمدان . اعضاء فامیل رمدان به دلیل پراکندگی محل سکونت و بعد مسافت کمتر یکدیگر را ملاقات می نمایند . محل زندگی این فامیل ازتنگ گزی کوهرنگ بختیاری٬ شامل روستاهای قلعه مرغ ٬قلعه خونکار٬سیلگاه و قلعه سنگ گرفته تا باباحیدر و فارسان و شهرکرد ٬ هم چنین از چمگردان ٬ زرین شهر٬سده ٬ فولادشهر٬ یزدانشهر٬فلاورجان و اصفهان ٬ و از تهران  و اراک گرفته تا شیراز و دزفول و اهواز و مسجد سلیمان و بوشهر به صورت پراکنده واقع شده است .

    این گستردگی باعث بیگانگی بعضی از افراد فامیل نسبت به هم شده و نام و نشان یکدیگر را از یاد برده و شناخت محدودی از فامیل را در ذهن خود خواهند داشت . به همین علت بنده بر آن شدم تا به کمک پدرم ( تیمور عبدالهی ) و دیگر بزرگان مطلع فامیل ٬ شجره نامه ای از اولاد رمدان پبدنی تهیه نمایم تا شاید بتوانیم بدینوسیله آن عده از فامیل را که تا کنون ملاقات نکرده ایم از نزدیک ببینیم و یا  حد اقل نامشان را در ذهنمان به یادگار بسپاریم.به قول معروف اگر کوهها بهم نرسند امید آنرا داریم که ما به هم برسیم و دیگر بار رشته فامیلی خود را محکمتر بهم پیوند بزنیم .  انشاءا...

    در اینجا لازم است از علی خان مماند و دیگر بزرگان فامیل که قبلا" در تهیه شجره نامه ای  تلاش کردند٬ یاد نموده وبه روح بلند آنان  درود بفرستیم. متاسفانه این شجره نامه  در دسترس نبوده و بنده نیز با توجه به اشتیاق به مطالعه آن ٬ موفق نشدم . امید آنرا دارم که انشاءا...جوانان فامیل در تکمیل و به روز رساندن این شجره نامه همت بگمارند ونسل جدید فامیل را در آن ثبت و ضبط نمایند . شهرت اکثریت اولاد رمدان عبدالهی است . خانواده های معدودی که شهرت غیر عبدالهی دارند در قسمت معرفی آنان ذکر خواهد شد . 

                                    

                                           حسین عبدالهی پبدنی

                               

شجره نامه خاندان رمدان              

                                        

     طایفه پبدنی یکی از طوایف بابادی باب است . طایفه پبدنی از دو تیره و 9تش تشکیل یافته است . سه تش درویش عالی ، رمدان وسلگو،تیرهٔ سه قومه و شش تش ابدال،باقر،باور،عبدلی،کولی(محمدرضا) و ناصر، تیرهٔ عبداله جون را تشکیل داده اند. تش  رمدان خود از دواولاد و خانواده بزرگ تشکیل شده است: 1- اولاد احمد 2- اولاد مراد . هر کدام از این دو خانواده جد واحدی دارد . جد اولاد احمد ، شخصی بنام احمد بود که ازشیراز به پبده آمده و جد اولاد مراد نیز مراد نام داشت که از گتوند خوزستان به منطقه پبده مهاجرت کرده بود . این دو در منطقه پبده خوزستان ساکن شده و در کمال دوستی و همزیستی مسالمت آمیز و برادری در کنارهم زندگی خوب و آرامی را داشته تا جایی که با هم وصلت و خویشاوندی انجام داده و بیشتراز پیش به هم نزدیک و نزدیکتر شدند . این خویشاوندی و وصلتها ، دو خانواده را نسبت به هم مسئول ، متعهد ومتحد ساخت . هم خونی و اتحاد باعث شد تا این دو خانواده حامی و پشتیبان هم باشند و در مواقع ضروری از شرف و ناموس ، مال و جان و نام اعتبار خویش  در برابر تجاوزات غیرو بیگانه  و یا اتفاقات غیر مترقبه  و حوادث طبیعی و یا شادی و عزا دفاع  ، حمایت ، همکاری و دلجویی نمایند . آمیزش ،آمیختگی ، پیوستگی ، اتحاد و اتفاق دو خانواده احمد و عبداله چنان باعث نزدیکی آنان شد، که گویی از یک جد  و نیا هستند و بنا بر همین فامیلی نسبی و خویشاوندی ،این دو خانواده  در ایل بختیاری و طایفه پبدنی به خاندان رمدان مشهور و معروف شده و این اتفاق و برادری زبا نزد همگان قرار گرفت . خاندان رمدان پس از مهاچرت از منطقه پبده خوزستان به ییلاق نقل مکان کرده و در سر

 

زمین ییلاقی بختیاری سکونت گزیدند . اولاد احمد در روستای قلعه سنگ و اولاد  مراد برخی در قلعه سنگ و بقیه در روستاهای سیلگاه، قلعه مرغ و قلعه خونکار ساکن شدند و بعضی نیز در مناطق مختلف از جمله استانهای خوزستان ،اصفهان، فارس و تهران اقامت نمودند .

چون این شجره نامه در سال 73 تهیه و تنظیم گردیده است و تعداد زیادی از فرزندان این خانواده  که پس از سال 73 چشم به دنیا گشوده اند و نامی از آنان در این شچره نامه برده نشده است، از همه برادران  عزیز فامیل رمدان در خواست می نمایم که صورت اسامی متولدین از سال 73 تا کنون را هم جمع آوری نموده و به این شچره نامه اضافه کنند . اکنون وظیفه نوجوانان و جوانان فامیل است تا ادامه این راه را بر عهده گیرند چرا که بنده و امثال بنده آفتاب لب بام هستیم و مهمان چند روزه این دنیا .انانکه تعهد و دلسوزی نسبت به خانواده خودرا دارند بی تفاوت نخواهند بود و انتظار چنین است. خدا را شاهد میگیرم که این شجره نامه را به قصد خودنمایی  ویا استفاده مادی غیره ننوشته  و تنها عشق به فامیل و به هم نزدیکتر کردن آنان و آشنایی بیشترو لطف خداوند متعال و همکاری برادران فامیل موجب گردید تا این نوشته به این صورت و به رایگان در اختیار همگان قرار گیرد .هیچ غرض و منظوری را درنظر نداشته و ندارم . چنانچه نام فرد یا افرادی هم از قلم افتاده  ویا به غلط ذکر گردیده است عمدی نبوده وسهوا و یا اطلاع اشتباه داده شده موجب گردیده تا به غلط مرقوم گردد . عذر بنده را بپذیرید و سلامتی و خیر را برای همه خانواده بزرگوارم را از خدای منان آرزو مندم . و از خواهران بزرگوار و محترم خاندان رمدان هم عذر خواهی میکنم که نتوانستم نامی ازمادران شیر زن دیروز، تربیت کنندگان  سرافرازامروز وپرورش دهندگان و آینده سازان با دانش فردای خانواده خود ذکر نمایم، چرا که اجازه چنین امری را نداشتم . مسلم است که نام مقدس زنان فامیل در پهنای شجره نامه خاندان رمدان آشکار و هویداست زیرا همه مردان بزرگ و دلاور  فامیل در دامان این زنان پرورش یافته و نیز خواهند یافت .)

     عموم فامیل هم نظرند که جداولاد عبداله، محمد ٬ هاشم و سیف اله ،  که  مراد نام داشت٬ اهل گتوند بود.مراد سالیان دور در منطقه پبده ساکن شده است . پبده در حدود بیست و پنج کیلو متری شهر لالی قرار دارد . منطقه پبده یکی از کهن ترین جایگاههای زندگی مردمان در خوزستان و ایران می باشد . غار پبده که طول آن حدود بیست کیلومتر می باشد ٬ دوازده تا پانزده هزار سال قدمت دارد .((این غار در محل به اشکفت َته به چلبار معروف است))َ .  تحقیق و اکتشاف این اثر باستانی  به وسیله گریشمن باستان شناس اروپایی صورت گرفته است . مراد در منطقه پبده صاحب پسری شد بنام علی و نام پسرعلی جلبی بود . جلبی نیز پسری داشت بنام کلبی . نام پسر کلبی هم رمدان بود . رمدان داری پسری شد بنام قیصر . و قیصر یک پسر داشت بنام حاجی و حاجی چهار پسر داشت بنامهای : عبداله٬ محمد ٬ هاشم و سیف اله.

     سیف اله یک پسر داشت بنام علی و علی پسری داشت بنام چراغعلی . پسر چراغعلی محمدعلی نام داشت. محمدعلی دو پسر داشت  بنام کریم و رهدار. کریم سه پسر داشت بنامهای : یحیی ٬ بندر و اسکندر . یحیی پنج پسر داشته و دارد . درویش ٬ ماشاءاله ٬ هوشنگ ٬ جمشید و ایرج .درویش سه پسر دارد بنامهای : مهرداد ٬ مهرزاد و فرهاد که در اراک ساکن هستند .  ماشاءاله دو پسر دارد : رامین و بابک  که هر دو در خارج از کشور زندگی می کنند . هوشنگ نیز دو پسر دارد بنامهای : بهادر و بهنام که در شیراز سکونت دارند . جمشید یک دختر دارد و ساکن تهران است . ایرج دو پسر دارد : سروش و پویا و در شهر اراک زندگی می کنند . شهرت فرزندان یحیی مهمانپذیر است .  بندر سه پسر دارد بنام : خسرو ٬ پرویز و فرامرز. خسرو یک پسر دارد بنام افشین و در شهر تهران سکونت دارند . پرویز صاحب یک پسر است بنام آرش و در شهر شیراز زندگی می کنند . فرامرز که ساکن شیراز است سه پسر دارد به نامهای : پیام ٬ پیمان و پدرام . شهرت فرزندان بندر لالیانپوراست .  اسکندر نیز داری چهار پسر می باشد بنامهای : شیروان ٬ اردشیر ٬ داریوش و کورش . شیروان و اردشیر هر کدام دارای سه دختر می باشند و در شهر شیراز سکونت دارند . داریوش در جوانی از دنیا رفتند .  و فرزند ی از او باقی نمانده است . کورش در اهواز بسر می برد و دو پسر دارد بنام : علی و فرخ .شهرت فرزندان اسکندر فیروزی است . رهدار دو پسر داشت بنام : مختار و بختیار. از مختار فرزندی بجا نمانده است . بختیار دو پسر دارد بنام :محمد و جمعه که در اهواز زندگی می کنند . شهرت محمد کریمی و جمعه مهمانپذیر است .  

     پسر دیگر سیف اله نجف بود که دو پسر داشت بنام علی و حسینعلی . علی پسری داشت بنام ویس مراد و ویس مراد یک پسر داشت بنام آقامراد . از آقامراد دو پسر بجا ماند ٬ بنام: حسینعلی و غلام. حسینعلی در چمگردان ساکن است و غلام از دنیا رفته و فرزندانش در چمگردان زندگی می کنند .شهرت فرزندان آقامراد رستمی است .  

     حسینعلی یک پسر داشت بنام غلام .غلام سه پسر داشت بنام : النقی ٬ محمدتقی و نجفقلی . النقی پنج پسر داشت . علی عسکر ٬ علیدوست ٬ علی پناه ٬ جانعلی و پیرعلی . علی عسکر از داشتن فرزند محروم بود . و علیدوست یک پسر دارد که در محال دزفول زندگی می کند و متاسفانه نام ایشان در دسترس نبود . علی پناه نیز در محال دزفول زندگی می کند و اطلاعی از فرزندان او در دست نیست.جانعلی یک پسر دارد که در یکی از شهرکهای دزفول سکونت دارد . پیرعلی یک دختر دارد که در اراک ساکن است .محمد تقی دو پسر داشت بنام :  محمد خلیل و عبده خلیل . محمد خلیل بدون فرزند از دنیا رفت . عبده خلیل پنج پسر دارد : علیداد ٬ علیار٬ الهیار ٬ روزعلی و بندعلی . علیداد سه پسر دارد بنام : امیر حسین ٬ حسن و علی . علیار دو پسر دارد بنام :محمد رضا و علیرضا . الهیار یک پسر دارد بنام : روح اله . روزعلی سه پسر دارد :رحمت ٬ قدرت و حجت . بندعلی نیز یک پسر دارد بنام ایمان . شهرت خانواده عبده خلیل بهداروند است .

    نجفقلی فرزند غلام یک پسر داشت بنام عزیز که بدون فرزند از دنیا رفت .

  

       فرزند دیگر حاجی محمد نام داشت . فرزند محمد  ٬ محمود بود . محمود شش پسر داشت : امان اله  ٬ محمد  ٬ حلی  ٬ نبی  ٬ کوچک  و زمان . امان اله دو پسر داشت بنام : شمس اله و الهیار . شمس اله چهار پسر داشته ودارد بنامهای : رحم خدا  ٬ راه خدا  ٬ نصراله و یداله .یداله سک پسر دارد بنام پرویز و ایشان هم پسری دارند بنام مهرداد . رحم خدا سه پسر دارد بنامهای : سلطان محمد  ٬ امیرحسین  و خسرو . راه خدا فرزند پسر ندارد ودارای چند دختر میباشد . نصر اله دو پسر دارد : محمدرضا و شمس اله .

      الهیار یک پسر داشت بنام فتح اله . فتح اله پنج پسر داشته و دارد: علی خان  ٬ برزو ٬ امیرحسین ٬ابراهیم  و غلامحسین .  علی خان پنج پسر دارد : غلامرضا ٬رضا ٬ احمدرضا ٬ علیرضا و علی اکبر . برزو سه پسر دارد : سیامک ٬ بابک و افشین . ابراهیم چهار پسر دارد: محمدرضا ٬ حمیدرضا ٬ مجید و اسماعیل . امیر حسین دو پسر دارد : محمد و علی .غلامحسین نیز دو پسردارد :  مهدی و محمدامین . شهرت خانواده فتح اله مماند است .

     محمد یک پسر داشت بنام تنبلی . تنبلی دو پسر داشته ودارد بنام : حسن و محمد . از حسن فرزند  پسر بجا نمانده است  یک دختر دارد . محمد پنج پسر دارد :  اسفندیار ٬ گودرز ٬ بهرام ٬ اصغر و محسن . شهرت محمد  ٬احمدی است و در چمگردان ساکن هستند .  

     حلی بدون فرزند از دنیا رفت . نبی یک پسر داشت بنام محمدرحیم . محمدرحیم دو پسر دارد : جمعه و عبدالکریم . جمعه چند پسر دارد که نام آنها در دسترس نیست . عبدالکریم فرزندی ندارد . درسده و شهرکرد ساکن هستند .

کوچک دو پسر دارد : فتحعلی و کوچکعلی . احمد و خونعلی پسران فتحعلی هستند . کوچکعلی سه پسر دارد : ........      و...........      و ..........

هاشم بدون فرزند از دنیا رفت .

     چهارمین فرزند حاجی ٬ عبداله نام داشت . عبداله چهار پسر داشت : خیراله ٬ عزیزاله  ٬ ناصر و سیف اله .

     خیراله چهار پسر داشت : کربلایی علی همت ٬ خیری ٬ فتح اله و عبداله .

     کربلایی علی همت چهار پسر داشت بنامهای : ملا علی  ٬ گل محمد  ٬ غالب  و خیرگرد . ملاعلی پنج پسر داشت . پنجعلی ٬ چراغعلی ٬ نجاتعلی ٬ محمدعلی و مرادعلی .

 پنجعلی فرزند ذکور نداشت . تنها یک دختر از او بجا مانده بود .

      چراغعلی پنج پسر داشته و دارد : سرهنگ ٬ ذوالفعلی ٬ لطفعلی ٬ سوارعلی و سلطانعلی

      سرهنگ دو پسر دارد :غافل و غلامعلی .غافل یک پسر دارد بنام سیروس و در شهر اهواز زندگی می کند . غلامعلی که شهرتش احمدی است یک پسر دارد بنام حسن .

       ذوالفعلی چهار پسر دارد: بیژن ٬ رستم ٬ بهرام و سهراب . بیژن سه پسر دارد : هومن ٬امید و هانی .  رستم دو پسر دارد. بهرام یک پسر دارد بنام دانش . سهراب چهار پسر دارد : هوتن ٬ کاوه ٬ پوریا و محمد .ایشان ساکن اهواز هستند .

      لطفعلی پنج پسر دارد: هرمز ٬جهانگیر ٬ جهانبخش ٬ سیاوش و افراسیاب .هرمز چهار پسر دارد :محمد ٬احمدرضا ٬ ابراهیم و اسماعیل . جهانگیر پنج پسردارد : علیرضا ٬محمود ٬ مهدی ٬ ایمان و آرمان . جهانبخش شش پسر دارد :سیف اله  ٬ یداله ٬ امراله ٬ نصرت اله ٬ فتح اله واردشیر . سیاوش سه پسر دارد : مهرداد ٬ نورعلی و مهرزاد . افراسیاب شش پسر دارد: تورج ٬ ایرج ٬ مسعود ٬ فرشید ٬ محسن و مصطفی .ایشان در چمگردان ٬فولادشهر و فلاورجان ساکن هستند .  

      سلطانعلی دو پسر دارد : آرش و محمد نام دو پسر ایشان می باشد  و در فولادشهر زندگی می کنند .

      فرزند دیگر ملا علی نجاتعلی بود که فقط دو دختر از ایشان بجا مانده است.

      محمد علی فرزند چهارم ملا علی بود که سه پسر داشته و دارد : تیمور ٬ حاجت و حیاتقلی .

      تیمور چهار پسر داشته ودارد : مهدیقلی  ٬ حمید  ٬ حسین و بهمن . مهدیقلی یک پسر دارد بنام فرزاد . فرزاد یک پسر دارد بنام مهرپویا . حمید دو پسر دارد : وحید و فردین .حسین یک پسر دارد بنام  محمد . بهمن دو پسر دارد : بهنام و بهروز . ایشان در زرین شهر  ٬ فولادشهر و اصفهان زندگی می کنند .

      حاجت چهار پسر دارد : روزعلی  ٬ علی  ٬ غلام و صفر . روزعلی دو پسر دارد : رضا و محمد . محل زندگیشان صفاییه مبارکه ٬ زرین شهر و فولاد شهر می باشد .

      حیاتقلی پنج پسر دارد : منوچهر٬ یوسف ٬ مراد ٬ سعید و علی . منوچهر سه پسر دارد محمد ٬ علی و امین و ساکن اهواز هستند . . یوسف یک پسر دارد بنام یعقوب .مراد یک دختر دارد . سعید سه پسر دارد . علی دو پسر دارد ایشان ساکن فارسان هستند .

      مرادعلی فرزند چهارم ملاعلی بدون فرزند از دنیا رفت .

      گل محمد سه پسر داشت : نورمحمد ٬ یارمحمد و علی محمد (بدون فرزند)

از نور محمد یک دختر بجا مانده است . یار محمد سه پسر داشت : دوست محمد  ٬ شیرمحمد و ملک محمد . دوست محمد دو پسر دارد : فریدون و فریبرز . شیرمحمد سه پسر دارد : کورش  ٬ کاظم و محمد . ملک محمد یک پسر دارد بنام داریوش . محل زندگی ایشان فارسان است .

      غالب پسر کربلایی علی همت سه پسر داشت :طالب والیاس بدون فرزند بدون فرزند از دنیا رفتند .  بارانی یک پسر دارد بنام قربانعلی و ایشان دو پسر دارند : غلامرضا و علیرضا که در فولادشهر نیز ساکن هستند .

      خیرگرد یک پسر داشت بنام خیبر و او دو پسر داشت بنام غلامحسین و عبده حسین . ایشان ساکن محال دزفول هستند .

      خیری پنج پسر داشت : ملا گردل ٬ جنگی ٬ موسی ٬ عیدی محمد(بدون فرزند) و جعفر( بدون اولاد ) .

      ملا گردل دو پسر داشت : علی اکبر و خزعل(بدون فرزند ).علی اکبر چهار فرزند داشته و دارد : غلام محمد ٬ سلطان محمد ٬ خداداد و محمد علی.

غلام محمد پنج پسر دارد :  فریدون ٬ فریبرز ٬ فرود ٬ فرشید و مهدی . محل زندگی ایشان شیراز است . سلطان محمد یک پسر دارد بنام رضا . خداداد یک پسر دارد و در اهواز زندگی میکنند . محمد علی هم در بوشهر زندگی میکند .

      جنگی دو پسر داشت : خونکار و سردار . خونکار سه پسر دارد : سهراب  ٬ مهراب و ظهراب . سهراب هشت پسر دارد : ایرج ٬ حسین  ٬ مرید ٬ محیط سعید و.......... محل سکونت ایشان یزدانشهر است . مهراب دو پسر دارد : تراب و محمد رضا . مهراب ساکن سده است .  ظهراب چهار پسر دارد : کاوس و ........   تنها خانواده کوچ رو و عشایری فامیل ایشان هستند .

      سردار چهار پسر دارد : ستار ٬ غفار ٬ جبار و ساتیار . ستار سه پسر دارد .

      موسی دو پسر داشت : خیراله و ماندنی . خیراله هفت پسر دارد : رستم  ٬ بهرام ٬ برزو ٬علی ٬ ولی اله ٬ نبی اله و فرج اله. رستم  نه پسر دارد : قاسم ٬ کاظم ٬ هاشم ٬ رضا ٬ اکبر ٬ رحیم ٬ احمد  ٬ مجید و .... .ایشان در سده ٬ چمگردان و فولادشهر زندگی می کنند .  

      ماندنی چهار پسر دارد : مراد ٬ حسن  ٬ عسکر و ارسلان . مراد دو پسر دارد : محمد و علی . ایشان نیز در سده ساکن هستند .

      فتح اله سومین فرزند خیراله چهار فرزند داشت : فرج اله  ٬ میرزا ٬ حاجی  و یادگار .

      فرج اله یک پسر داشت بنام جواد که ایشان هم یک پسر دارد و در محا ل دزفول زندگی می کند .

      میرزا دو پسر داشته و دارد : اسلان (ارسلان) و پیرزاد . اسلان بدون فرزند از دنیا رفت . پیرزاد سه پسر دارد : غلامحسین ٬ رمضان و عبداله . محل سکونت ایشان فلاورجان است .

      حاجی سه پسر داشت : پیرعلی ٬ صفقلی و محمدقلی .پیرعلی دو پسر دارد:حسین وعلی که در فلاورجان ساکن هستند . صفقلی چهار پسر دارد : جعفر ٬ حیدر ٬ عزیز و امیر . ایشان در چمگردان و فارسان زندگی می کنند .

محمد قلی چهار پسر دارد: عباس ٬ طهماسب ٬ نوروز و هوشنگ و ساکن چمگردان هستند .  

      یادگار یک پسر دارد بنام اسفندیار. او شش پسر دارد : محمد یار٬ بختیار ٬

امیدوار ٬ فرهاد ٬ اکبر و خیبر . محل سکونتشان چمگردان می باشد .

      عبداله چهارمین فرزند خیراله بود . او یک پسر داشت بنام نصراله . و نصراله یک پسر داشت بنام اسداله . پسر ایشان هم ابراهیم است که شهرتش رمدانی می باشد و در فلاورجان زندگی می کند .

      عزیزاله دومین فرزند عبداله  ٬ دو پسر داشت : قلی و کربلایی فرامرز .

قلی دو پسر داشت : صفر و رمضان ( بدون اولاد) .

      صفر سه پسر داشت : گشتل ٬ ملامهرعلی و روزعلی . گشتل سه پسر دارد: گرگعلی  ٬ بازعلی و شاهمراد .

      ملا مهرعلی سه پسر داشته و دارد : محمد علی ٬ الیاس(از دنیارفته اند ) وکرمعلی . محمد علی یک پسر دارد بنام محمد و ساکن روستای سیلگاه می باشند .

      گرگعلی چهار پسر دارد : عسکر ٬ اسماعیل ٬ مسعود و مسلم . ایشان هم در روستای سیلگاه زندگی می کنند .

      بازعلی سه پسر داشته و دارد: اکبر( از دنیا رفته اند ) ٬ ایرج و داراب و ساکن روستای سیلگاه هستند .

      شاهمراد پنج پسر دارد : شاهپور ٬ شهاب ٬ شهرام ٬ هادی و رضا . شهاب یک پسر دارد بنام ابوالفضل.ایشان در شهر چمگردان زندگی می کنند .

      روزعلی دو پسر دارد : عیدی و مهدی . عیدی دو پسر دارد بنام: یعقوب و ایوب . سکونت ایشان نیز چمگردان است .

      کربلایی فرامرز شش پسر داشت : محمد ٬ عباسقلی ٬ فرهاد ٬ حاتم( بدون فرزند) ٬ اله ٬ حفیظ ( بدون فرزند ) .

      محمد سه پسر داشت : عبده محمد ٬ جان محمد و خان محمد( بدون فرزند ) .

      عبده محمد چهار پسر دارد: محمد زکی ٬ داود علی ٬ علی مرد و قیصر . محمد زکی چهار پسر دارد: مراد ٬ علی ٬ اسماعیل و احمد . ایشان ساکن روستای سیلگاه می باشند .

      داود علی سه پسر دارد: کهزاد ٬ آزاد و بهزاد . ایشان ساکن سیلگاه و چمگردان هستند .

      علی مرد سه پسر دارد: سالار ٬ محمد و صادق . سالار یک پسر دارد بنام          

خانواده علی مرد و پسران در سیلگاه و فارسان زندگی می کنند .

      قیصر چهار پسر دارد : عباس ٬ طهماسب ٬ حیدر و یاسر که در فلاورجان زندگی می کنند .

      جان محمد سه پسر دارد: فرامرز ٬ گودرز و حفیظ . فرامرز چهار پسر دارد : فریبرز ٬ جمعه ٬ فیروز و جانعلی . محل زندگی ایشان روستای سیلگاه است . گودرز یک پسر دارد بنام ایمان و در سده سکونت دارند . حفیظ هم یک پسر دلرد و در چمگردان زندگی می کند .

      عباسقلی دو پسر داشت : مطلب و مصطفی . مطلب دو پسر داشت : قربانعلی( از دنیا رفته اند) و حاجی آقا .قربانعلی یک پسر دارد که در محال دزفول ساکن است .  حاجی آقا پنج پسر دارد: مراد ٬ محمدرضا ٬ علی  ٬ غلام و کورش . شهرت ایشان عباسی است و در سیلگاه زندگی می کنند .

      فرهاد دو پسر داشت : غفار (بدون فرزند) و شکرعلی . از فرزندان شکرعلی اطلاعی در دست نیست . اله یک پسر دارد بنام احمد که ساکن دزفول است .

      مصطفی دو پسر دارد: پیرعلی و عبداله . پیرعلی سه پسر دارد : علی ٬ اکبر ٬ و حسین . عبداله شش پسر دارد : سیف اله ٬ امراله ٬ یداله ٬ امان اله ٬ اسداله ونوراله .ایشان ساکن سیلگاه هستند .

      فرزند دیگر عبداله بزرگ ناصر بود که دو پسر داشت بنام : عباس و گردی .

       عباس دو پسر داشت : خونعلی و علی جون . خونعلی دو پسر دارد : غلامعلی و نبی اله . علی جون شش پسر دارد : ناصر ٬ فاضل ٬ محمدرضا ٬ علیرضا ٬ احمدرضا و مهدی . محل زنگی ایشان روستای قلعه سنگ و چمگردان و فولادشهر می باشد .

      گردی دو پسر داشت : علی مراد و جان مراد . علیمراد یک پسر دارد بنام عبداله . ایشان چهار پسر دارند : صفی اله ٬ ذبیح اله ٬ نصرت اله وعلیمراد .محل سکونت ایشان فولاد شهر می باشد .

 جانمراد یک پسر دارد بنام خدامراد. خدامراد دو پسر دارد: علی و بهمن .محل سکونتشان فولاد شهر می باشد .

      در خاتمه چنانچه در نوشته های این شجره نامه اشتباهی رخ داده و یا نام فرد ویا افرادی از قلم افتاده باشد  ٬از عموم فامیل محترم رمدان عذر خواهی می کنم . حتی المقدور سعی شده تا از بزرگان فامیل که در دسترس بودند کمک گرفته شود و بعضا"از طریق مکالمات تلفنی بنده را یاری داده و جای بسی تشکر و قدر دانی از این عزیزان را  دارد . این شجره نامه شاید بتواند راهنمایی باشد برای شناخت و آشنایی فامیل در حال حاضر و هم چنین آینده و آیندگان . از جوانان دلسوز و فامیل خواه خاندان رمدان می خواهم که در تکمیل و ثبت اسامی نسلهای جدید و بعد از آن در شجره نامه به وظیفه خود عمل نمایند و شجره نامه ای بهتر و کاملتر از شجره نامه موجود به خاندان رمدان ارائه نمایند . 

انتقاد خواهران محترم و بزرگوارخاندان رمدان بجا ست .ایشان حق اعتراض به ثبت نشدن اسامی شان در شجره نامه را دارند . حق دارند بگویند که ما هم از خاندان رمدان هستیم . اما بنده هم این حق را نداشتم که بدون اجازه نام خواهر محترمی را در شجره نامه ای که در دسترس همگان قرار خواهد گرفت ثبت نمایم . اما این حق را دارند که با مسئولیتی که خود به عهده میگیرند ، نام زنان خانواده شخصی خود را با ذکر نام  به شجره نامه اضافه نموده و با تعهد و پاسخگویی به اعتراض نامبردگان در شجره نامه اعلام نمایند .

      بارها در جمع فامیل مورد انتقاد خواهرانم قرار گرفتم و گلایه های آنان را شنیدم و محکوم به نقض حق زنان محترم فامیل در ثبت نکردن نامشان در شجره نامه شدم . قضاوت امر را به عهده خوهران وبرادران خاندان رمدان می گذارم .

      آرزوی سلامت و سعادت برای همه فامیل را از در گاه خداوند متعال خواستارم .                         

                                                          

                              بهار هزار و سیصد و هفتاد و سه

 

                                     

                                بنام خدا

با تشکر و سپاس از برادر عزیزم جناب آقای عیسی احمدی پیدنی که در تهیه و ارائه شجره نامه اولاد احمد ، تش رمدان طایفه پبدنی همت گماشتند و با همکاری و همفکری دیگر برادران ارجمند اولاد احمد این مهم را به سر انجام رساندند . بنده با صلاحدید آقای عیسی احمدی بخشهایی از نوشته ایشان را که مربوط به شجره نامه نبود حذف نمودم . البته بخشهای حذف شده جالب و بکر بود اما سند محرز و موثقی به همراه نداشت . طبق گفته آقای احمدی این مطالب را به صورت نقل قول از دیگر افراد فامیل شنیده اند و در این نوشته آورده اند. مسئولیت و پاسخگویی به هر گونه انتقاد و اعتراض نسبت به ذکر اسامی گذشتگان و حال ،نقل قولها ، داستانها و روایات در شجره نامه اولاد احمد متوجه آقای عیسی احمدی پبدنی است که بنا به گفته ایشان با راهنمایی و کمک بزرگان اولاد احمد ثبت و ضبط نموده اند، می باشد. اینجانب افتخار این را دارم که متن ارائه شده شجره نامه اولاد احمد را به شجره نامه تش رمدان اضافه نموده و آن را تکمیل کنم . هیچ گونه دخل و تصرفی در متن ، اسامی ، روایات نوشته صورت نگرفته است . بنده به لحاظ بی اطلاعی از مفاد روایات و اسامی مذکور و محرز بودن مطالب مندرج، سلب مسئولیت می نمایم . مجددا از برادران بزرگوار خودم در تهیه و گرد آوری شجره نامه اولاد احمد قدردانی و تشکر می نمایم . پایدار ، پاینده و سلامت باشید .

                                       برادر شما - حسین عبدالهی پبدنی                       

 

 

 

 شجره نامه اولاد احمد( رمدان - پبدنی )

مقدمه

بنام و یاد  خداوند متعال و عرض ارادت حضور یکایک عزیزان ، از سال 1372 تا کنون تصمیم داشتم تا شجره نامه وتاریخ اولاد احمد پبدنی را جمع آوری کنم و نیت من این بود که به علت گذشت زمان و فاصله مکانی ایجاد شده بین افراد فامیل و زندگی شهری و امروزی منجر به کمرنگ شدن برادری و روابط دوستی ما بین افراد فامیل نشود و با اینکار بتوانیم گذشته وهویت خود را حفظ کنیم و باعث شود گذشتگان و بزرگان خود را بیشتر بشناسیم و برای آگاهی آیندگانمان نیز آنرا ثبت کنیم .                                                                                                 این حقیر هیچ گونه هدف شخصی ویا خود نمایی در این کار ندارم و امیدوارم که زنجیره فامیلی و پیوندها محکم تر شود و با اینکار زنگار نشسته بر روابط فامیلی را بزداییم و از هم پاشیده شدن فامیل جلوگیری کنیم . هویت اصلی خود را بشناسیم و حفظ کنیم همچنین بیشتر بدانیم که: که بودیم ، که هستیم و در آینده چگونه می خواهیم باشیم . به رشادت ها و دلاوری های بزرگانمان افتخار کنیم و لازم است برای شادی روح رفتگانمان فاتحه ای قرائت کنیم و طلب آمرزش کنیم و بیاد پدر ومادر و دیگر رفتگانمان باشیم . ویاد بزرگانمان را زنده نگه داریم . همان طور که همه می دانیم تعداد زیادی از بزرگان اولاد احمد با سواد و به قول قدما ملا بودند و دوستدار واهل علم و ادب و فرهنگ ودر دوران خود بسیار برجسته بودند . و ما میراث دار آن مردان هستیم و همچون پدرانمان با علم ادب و فرهنگ بیگانه نیستیم . امروزه که  عصر اطلاعات و ارتباطات و اطلاع رسانی ،الکترونیکی واینترنتی است.ما نیز نباید از زمان عقب بمانیم و بدنبال علوم مدرن امروزی باشیم و در کنار آن هویت خود را نیز بشناسیم . ما نباید خود را درگیر امورات روزمره و تکراری زندگی کنیم و فقط به فکر رفع احتیاجات روزانه ومادی خود  باشیم ، بهتر است به گذشته،حال  و آینده خود و فرزندانمان نیز توجه کنیم  . طوری عمل نماییم که فرزندان و نسلهای آینده به وجود پدران خود افتخار کنند . این کار سرآغاز حرکتی بزرگ واساسی است و پایه گذار اهدافی بزرگ به سوی آینده ای روشن برای اولاد احمد می باشد اما بدون نقص و ایراد نیست . امیدوارم که دیگر عزیزان اولاد احمد با ارائه اسناد مکتوبی که در اختیار دارند و مطالب و سرگذشتهایی که در این زمینه می دانند را تماما در اختیار این حقیر بگذارند و ما نیز استفاده کنیم و این کار را کاملتر کنیم . این حقیر فقط مطالب و اسنادی را که از آن آگاه بودم را در این متن جمع آوری کردم واگر مطالبی به صورت صحیح بیان نشده و مواردی که بطور کلی از آن یاد نشده من از آنها بی اطلاع بودم ، پس امیدوارم عزیزان از من گله ای نداشته و خرده نگیرند و با راهنمایی خود مرا یاری کنند . دراین نوشته از مدارک واسنادی که موجود بوده است ، برداشت شده و همچنین از نقل قولهایی که سینه به سینه از پیشینیان اولاد احمد به ما رسیده و از زبان برادرانی که نامشان در زیر آمده است ، نقل و استفاده شده است .                                                                                                  1- مشهدی خداداد احمدی      2- صفر احمدی   3- مشهدی زلفعلی احمدی     

4- حاج حسین خون احمدی 5- محمد احمدی       6 - آقانجف احمدی      

  7- علی محمد احمدی      8- محمدعلی احمدی      9- آقا علی احمدی       

 10- موسی احمدی 11- عیدی بابادی12- اسداله احمدی13-قدرت اله بابادی                                                                                                                                                                                                .                                                                                                          دوستدار شما عیسی احمدی پبدنی تابستان 1387

 

 

       

تش رمدان از دو اولاد تشکیل شده است .

1-اولاد احمد

2- اولاد مراد ( عبداله)

داستان آمدن شهریار شیرازی به پبده

بنا بر حکایتی که سینه به سینه از اجداد ما به ما رسیده است بیانگر چگونگی آشنایی شهریار شیرازی با علی (عبداله بزرگ)است و آن بدین شرح می باشد.همانطور که می دانیم مراد جد اولاد عبداله از گتوند آمده ودر پبده مستقر شد ودر آنجا به صورت چادر نشینی زندگی میکرد . در زمان علی پسر مراد حکومت آن زمان بنا به حادثه ای تاریخی تعدادی از عشایر لر و بختیاری را در مرز ایران ساکن می کند و آن مکان بنام دهلران شناخته میگردد. احتمالا این حادثه در دوران حکومت شاه اسماعیل صفوی حدود سال 900 هجری قمری اتفاق افتاده است چون آن زمان کشور ایران درگیر جنگ با کشور عثمانی بوده برای جلوگیری از نفوذ عثمانی ها به خاک ایران حکوت از شجاعت و جنگاوری عشایر لر وبختیاری در این جهت استفاده می کند .علی فرزند مراد ودیگر برادرش نیز یکی از این خانه گرویهایی بود که بالاجبار به دهلران رفته بود. علی بعد از یکی دو سال که در دهلران بوده تصمیم می گیرد به موطن اصلی خود پبده برگردد و چون محدودیتی در برگشت به همراه خانواده داشته خانواده را به دست برادر می سپارد و خود شخصا بدون همراهی کسی از دهلران به سوی پبده حرکت می کند. علی در پبده یک خواهر و دو خواهر زاده داشته است که علی برای دیدن آنها وسنجیدن شرایط به پبده رنج سفر را به جان خرید واز دهلران به سوی پبده حرکت می کند. در بین راه علی به علت گرمای هوا وتحلیل قوا دچار بیماری سختی می شود وتا سرحد مرگ می رود .در این زمان که از مکان آن اطلاع دقیقی نیست جوانی که از مقصد او هم بی اطلاعیم بنام شهریار شیرازی به علی بیمار و از پا افتاده برخورد می کند. شهریار شیرازی از علی نگهداری وپرستاری می کند وشروع به مداوای او می کند وپس از چندین روز حال علی رو به بهبودی می رود . علی چون به طور کامل خوب نشده بود از شهریار شیرازی تقاضا می کند که او را تا پبده همراهی کند .شهریار نیز  می پذیرد وبه همراه علی به پبده می آید.شهریار شیرازی جوانی از طایفه لرکی شیراز بود که زندگی عشایری داشته و به کاردامداری اشتغال داشت. از علت حضور او در مسیر علی هیچ اطلاعی در دست نیست . شاید عازم سفر زیارتی بوده ویا شاید تاجر یا جهانگرد. اما تنها بودن شهریار این دو گمان را رد می کند شاید یاغی حکومتی ویا به هر دلیلی از وطن خود گریزان بوده و به دنبال جایگاهی امن می گشت اما همانطور که بعدا اشاره می کنیم چون شهریار بعدا تصمیم به جدایی از علی می گیرد این گمان نیز نادرست است . شاید به جا مانده از کاروانی بوده و خود را به دست سرنوشت وتقدیر الهی سپرده بود. اما هرکسی که بودوبه هر کجا که می رفت بنا به روایات پیشینیان مردی شجاع و دارای صفات مردانگی ودارای عقل وزیرکی بالایی بوده است .شهریار شیرازی علی را به پبده می رساند ودر آنجا درمان او را کاملتر می کند تا اینکه علی به طور کامل بهبودی اش حاصل می گردد. علی مدتی را در کنار خواهر و خواهر زاده هایش سپری می کند و پس از کسب اطلاعات کامل  شرایط را برای برگشت خانواده اش از دهلران مساعد می بیند وتصمیم می گیرد که عازم دهلران شود و خانواده خود و برادرش را به پبده بازگرداند. شهریار شیرازی در طی مدتی که درپبده مانده بود از طبیعت بکرو موقعیت آن و دیگر جذابیتهای آن خشنود شد وچون با علی انس گرفته بود به درخواست علی همراه او به سوی دهلران حرکت کردند تا خانواده علی را از دهلران به پبده برگردانند .علی به کمک شهریار خانواده و برادرش را که دارای دو پسر بود از دهلران به پبده برگرداند .شهریار در طی این مدت با علی انس بسیار زیادی گرفت در آن زمان مردم صداقت و محبت خالصی نسبت به هم داشتند وبه همدیگر نیاز داشتند و همین امرباعث شد تا شهریار شیرازی به همراه علی و طایفه پبدنی به ییلاق کوچ کند . طایفه پبدنی در گوشه و چقاهست دارای مراتع تابستانی و وارگه بودند و دلیل این ادعا نیز برد شیرهایی از بزرگان بابادی گله وپبدنی که دراین مناطق به جا مانده است می باشد .

شهریار شیرازی مدتی را نیز در ییلاق در کنار علی و خانواده اش می ماند .اما  بعد ازچند وقت تصمیم به رفتن و جدا شدن ازعلی را می گیرد .   احتمالا دل کندن در روز برایش سخت بود . ممکن بود علی با رفتن او مخالفت کند.لذا تصمیم می گیرد شبانه بدون اطلاع علی آنجا را ترک کند .  علی متوجه رفتن او شده و بیدار میشود و مانع رفتنش می شود . به شهریار می گوید تو بر گردن من حقی داری و باید  ادا نمایم . امشب بمان تا فردا با همه افراد ایل خداحافظی کنی و حقی که بر گردن من داری  به تو ادا کنم بعد هر کجا می خواهی برو.فردای آن روز علی افراد ایل و فامیل را جمع کرد و به همه اعلام کرد که شهریار شیرازی قصد بازگشت به وطن خود را دارد اما من از او دینی به گردن دارم و می بایست ادا کنم به نظر شما پاداش کسی که جان مرا نجات داد وکمک کرد تا خانواده ام را از غربت وتبعید برگردانم چیست ؟ آنروز به پیشنهاد علی وتایید حاضرین در جمع و موافقت شهریار دختر علی به عقد شهریار درآمد وآن جلسه تبدیل به مراسم ازدواج شهریار شیرازی شد . علی چادری برپاکرد و مقداری از وسایل زندگی خود را در آن قرار داده وبه شهریار هدیه نمود. صداقت وحسن نیت علی و صاحب خانه و خانواده شدن شهریار، او ازرفتن باز داشت . شهریارنزد علی ماندگار شد و عضوی از خانواده علی گردید و به تقدیر خویش تن در داد . شهریار شیرازی که از دختر علی صاحب پسری شده بود و به خاطر علاقه ای که به علی داشت نام پسر خود را نیز علی گذاشت . شهریار شیرازی در میانسالی در اثر یک بیماری تب بزرگ(تو گپ) از دنیا رفت و هیچگاه موفق به بازگشت به موطن اصلی خود نشد . سرپرستی علی خردسال به پدربزرگ پیرش علی رسید .علی پدر بزرگ علی نوه را به پسرانش سپرد و وصیت کرد که از علی فرزند شهریار و خواهر زاده خود به خوبی نگهداری کنند وتاکید کرد وقتی علی کوچک به بلوغ رسید از دختران خود به عقد او در آورند.علی بزرگ می شود و طبق وصیت پدر بزرگش با دختر دایی خود ازدواج می کند و صاحب پسری بنام تناور (تنوور) می شود .تناور (تنوور) نیز صاحب یک پسر بنام زیستنی می شود. از چگونگی زندگی و حوادث دوران تناور (تنوور) وزیستنی هیچ گونه اطلاعی به ما نرسیده است .

  دوران مراد  (  پدر احمد  ) و پسرانش

زیستنی پسری بنام مراد داشت .  مراد دارای هفت پسر به نامهای  قادر - نادر - خدر - خسرو -  کل شاهقلی -  احمد - محمد -  بود .

احمد جد اولاد احمدی پبدنی می باشد .

محمد دو دختر از او بجا ماند یکی به نام پریزاد (پریزاد ممد)که همسر یکی از پسران عبداله ( عبداله پسر حاجی بود  , نقل است تصویری از حاجی بر روی سنگی در پبده حک شده است ) به نام خیراله شد و صاحب دو پسر به نامهای کلی علی همت وخیری شد .  دیگر دختر محمد با یکی از مردان سلگو (سلجوقی )ازدواج کرد .

کل شاهقلی مشاور عالی و وزیر چراغ خان احمد محمودی بود . همسر کل شاهقلی دختر عبداله بود و از او فرزندی بجا نماند .                                                                                      فرزندان احمد

احمد جد بزرگ اولاد احمد می باشد . همسر احمد دختر زمان جد بزرگ فامیل زمانی و اولاد زمان کنونی از طایفه احمد محمودی بود همسر احمد بنام آدینه زمان شهرت داشت و زنی با خصوصیات بزرگ وخاص خود بود . زندگی احمد به صورت عشایری بود و گرمسیر در پبده و سردسیر در منطقه میزدج بوده است . احمد دارای چهار پسر بنامهای  :  صفرعلی - نجف (نجفعلی ) - نظر علی و علی بوده است . علی از سواران چراغ خان احمد محمودی بوده و در جنگی کشته شد و  اولادی از او بجا نماند .

 اولاد احمد به سه شاخه تقسیم می شود  1- اولاد صفرعلی  2-  اولاد نیرعلی ( نور علی فرزند نجف ) 3-اولاد نظرعلی

صفرعلی دارای چهار پسر بنامهای آدینعلی (آنل) - یوسفعلی - رجبعلی - سلطانعلی  بود . همسر صفرعلی دختر عیض اله (فرزند عبداله )بود . صفرعلی پسر بزرگ احمد بود و اولین کسی بود که قلعه سنگ  را وارگه ییلاقی خود قرار داد .

آدینعلی یکی از بزرگان طایفه پبدنی بوده و بر اساس هوش و استعداد زاتی خود بدون آموختن سواد را فرا می گیرد و به ملا آنل معروف می شود وی مردی سخنور حاظرجواب با سیاست و دانا بود . در مورد ملا آنل حکایات جالبی نقل شده که در ادامه عنوان خواهد شد .

آدینعلی (ملا آنل ) دارای سه پسر بنامهای آامامقلی ،حسنقلی وجونقلی بود.

آامامقلی پسر بزرگ ملا آنل بود وی کنار پدر رسوم ایلی را فرا می گیرد و در دوران خویش یکی از بزرگان اولاد احمد و طایفه پبدنی بود . آ امامقلی دارای چهار زن بود . وی دارای چهارده پسر بود اما اکثر شان در نوجوانی وکودکی مردند و ما از نامشان بی اطلاعیم . چهار پسر بنامهای حبیب اله - آقلی - جعفر -  سیف اله بجای او ماند که فقط حبیب اله دارای پسر بود . حبیب اله دارای دو پسر بنامهای  علی محمد و دوست محمد (ویس مراد )می باشد . هر دوی ایشان با حفظ اصالتهای ایل بختیاری با فرزندان خود به صورت عشایری زندگی می کنند .

علی محمد سه پسر بنامهای اردشیر - غفار - قربانعلی دارد . همسر وی دختر آخونکار زمانی احمد محمودی می باشد .  اردشیر یک پسر بنام ایمان دارد و همسرش دختر حسینعلی می باشد . دوست محمد پنج پسر بنامهای  منوچهر - علی - صادق - باقر - حمید دارد . همسر وی دختر لطفعلی می با شد . همسر پسرش منوچهر دختر ابراهیم است .

آحسنقلی دیگرپسر ملا آنل بود و دارای چهار پسر بنامهای  شاهقلی - مرتضی - نعمت اله - جعفرقلی  بود . همسر حسنقلی خواهر نبی (دختر محمید )بود .  به غیر از مرتضی از دیگر پسران حسنقلی  فرزندی بجا نماند  . مرتضی مردی دلیر وشجاع بوده ودر مواقع خطر از جنگاوران اولاد احمد بود . مرتضی یک پسر بنام یادگار دارد . یادگار و فرزندانش در قلعه سنگ و بابا حیدر ساکن می باشند . همسر یادگار دختر آقلی است. یادگار دارای شش پسر بنامهای  نور علی ،شهریار ، البرز،  فریبرز ،  مرتضی و  مصطفی می باشد.

نورعلی دو پسر بنامهای سجاد و علی اصغر دارد . شهریار دو پسر بنامهای محمد و مهدی دارد . البرز دو پسر بنامهای ابوالفضل و هادی

دارد . فریبرز دو پسر بنامهای محمد حسین و محمد دارد . مرتضی پسری بنام عباس دارد . مصطفی هم پسری بنام عیسی دارد .

آجونقلی پسر دیگر ملا آنل بود و دارای سه پسر بنامهای شیخعلی - عوضعلی - حجعلی - بود . همسر وی دختر حسن جون بود . شیخعلی جوان رشید و  برومندی بود و در شرکت نفت مسجد سلیمان یا به نقل از بزرگان اداره مسجد سلیمان کار می کرد . وی جهت ازدواج به قلعه سنگ آمده بود حتی به خواستگاری هم رفت اما همان سال بر اثر بیماری مرموزی فوت میکند . حجعلی هم در نوجوانی فوت می کند .                                                        

عوضعلی دارای سه پسر بنامهای زلفعلی - موسی - کرم می باشد . همسر عوضعلی دختر آامامقلی بود .عوضعلی مرد دلیر با شهامت و همچنین سخنوری دانا بود .  او در سال 1356 هجری شمسی در قلعه سنگ فوت کرد .

زلفعلی دارای سه پسر بنامهای فریدون- علیرضا - احمدرضا - می باشد. ایشان به همراه پسرانش در زرین شهر سکونت دارند .

فریدون دارای یک پسر بنام رضا است . وی مهندس برق و کارهای پیمانکاری و شرکتی برقی انجام می دهد . علیرضا دارای یک پسر بنام آرمین می باشد .

موسی دیگر پسر عوضعلی دارای پنج پسر بنامهای عیسی - حسین - اسماعیل - سعید - مسعود - می باشد . او در سده لنجان سکونت دارد .

اینجانب عیسی دارای یک پسر بنام امیر مهدی می باشم .             

کرم پسردیگر عوضعلی دارای پنج دختر می باشد . دو تا از دختران وی همسر (پسران زلفعلی)  علیرضا و احمد رضا می باشند  ودر سده لنجان سکونت دارد .

آیوسفعلی (بیلون)فرزند دوم صفرعلی بود . یوسفعلی به همراه آدینعلی از خریداران زمینهای قلعه سنگ بود که در سال 1293 هجری قمری  از بهداروند خریداری  گردید . یوسفعلی دارای یک پسر بنام نوراله بود . نوراله دارای سه پسر بنامهای  ملا فرج اله - ملا فیض اله - ابوالقاسم بود . ابوالقاسم در جوانی از دنیا رفت وفرزندی از او بجا نماند . 

ملا فرج اله یکی از ملا های قدیمی اولاد احمد بود و اطلاعات کاملی از علوم دینی عامی قدیم داشت وکتب قدیمی دینی بسیاری داشت . متاسفانه وی در میانه عمر از قلعه سنگ به خوزستان رفت و هیچ اطلا عی از محل ومکان او در دسترس نمی باشد .

ملا فیض اله دیگر پسر نوراله بود ایشان نیز دارای سواد قدیمی بود و با علوم قدیمی دینی آشنایی داشتند و در انجام فرایض دینی دقیق بودند . وی بازنشسته ذوب آهن بود و در سال 1382 در چمگردان از دنیا رفت .

ملا فیض اله دارای یک پسر بنام اسداله می باشد . اسداله استخدام مجتمع فولاد مبارکه می باشد و ساکن فولاد شهر است . اسداله دارای سه پسر بنامهای مجتبی -  علی - مهدی - می باشد .

آرجبعلی ( رجون )  دیگر پسر صفرعلی بود و دارای پسری بنام حسن جون بود . حسن جون مردی شجاع و باشهامت بود .حسن جون دارای دو پسر بنامهای شاهرضا  و قربانعلی بود . قربانعلی در نوجوانی فوت کرد.

شاهرضا  نیز زمان کشته شدن پدر کودک خردسالی بود . همسر حسن جون دختر یکی از بزرگان سلگو (سلجوقی پبدنی ) بود .

ملا شاهرضا یکی از بزرگان اولاد احمد وطایفه پبدنی در دوران معاصر بود . شهامت وشجاعت  وی  زبانزد همگان بود . ملا شاهرضا در پای کوه چوبین وارگه ای دارد که هنوز پابرجا می باشد ودیدن آن برای هر بختیاری غرور آفرین و جالب است .

آشاهرضا دارای سه پسر بنامهای صفر،محمد و احمد (احمدی ) می باشد . همسروی زنی باصفات کامل یک زن بختیاری واز طایفه گله" دیله " بود

صفر و محمد اطلاعات زیادی از حوادث واتفاقات گذشته  ایلی دارند وتاریخ گویای ایل پبدنی می باشند  . این حقیر از نقل قولهای ایشان در این یادداشت استفاده کردم .

صفر دارای سه پسر بنامهای رستم - سعید - حسن می باشد . صفر در قلعه سنگ سکونت دارد . رستم پسر بزرگ صفر پسری بنام حسین دارد .

محمد نیز دارای سه پسربنامهای امین صولت - رضا - سعادت می باشد . احمد (احمدی ) دارای سه پسر بنامهای علیرضا - علی عسگر - اسکندر می باشد .

محمد و احمد (احمدی ) به صورت عشایری زندگی می کنند و اصالتهای ایلی و بختیاری را تا به امروز حفظ کردند واین باعث افتخار است .

آسلطانعلی نام دیگر پسر صفرعلی بود . سلطانعلی دارای سه پسر بنامهای  برات -  سبزعلی (سوزی ) - شیرعلی بود .

برات پسری به نام خداداد داشت . خداداد مرد دلیر وقدرتمندی بود .خداداد دارای دو پسر بنامهای علی جمعه و مالک می باشد . همسر خداداد دختر نوراله می باشد .

علی جمعه یک پسر بنام رضا دارد . وی در کشور کویت کار می کند ودر شهرکرد سکونت دارد . مالک کارمند بانک می باشد و در فولاد شهر ساکن است . 

سبز علی دیگر پسر سلطانعلی بود .سبزعلی دارای یک پسر بنام عبدالعلی بود . عبدالعلی دارای دو پسر بنامهای  روزه - رجب  می باشد . روزه پسری بنام ................ دارد .  رجب نیز پسری بنام  ............... دارد . هردوی ایشان در چمگردان سکونت دارند .

شیر علی  دیگر پسر سلطانعلی بود . شیرعلی دارای سه پسر بنامهای  ملا کلبعلی - مراد - پیرعلی بود .

ملا کلبعلی دارای یک پسر بنام موسی می باشد . موسی دارای دو پسر بنامهای  صادق - سیاوش می باشد . موسی در فولادشهر سکونت دارد .

مراد د ارای چهار پسر بنامهای محمدرضا ، علیرضا ، ایمان و احسان می باشد.محمدرضا پسری بنام حسن دارد.وی افسرنیروی انتظامی تهران است

پسران مراد در چمگردان وتهران سکونت دارند .

پیرعلی دارای دو پسر بنامهای ............... و ................. می باشد . وی بازنشسته ذوب آهن می باشد و در فولادشهر ساکن است .

نظرعلی دیگر پسر احمد بود . نظر علی دارای دو پسر بنامهای حیدر وسوخته زار بود . نظر علی وپسرانش مالک زمینهای لجندره بودند .

آحیدر دارای سه پسر بنامهای آغاسی - گردو و کریم بود . کریم در نوجوانی از دنیا رفت .

آغاسی دارای شش پسر بنامهای  علی حسین - عبدالحسین - محمدحسین - آقامیر - باوا - میرزا حسین بود . آغاسی نیز در دوران خود یکی از بزرگان  اولاد احمد بود وی مرد با گذشت و مهمان نوازی بود وی مهر جالبی داشت  و آن مهر در زیر اسنادی از قلعه سنگ درج شده است. آغاسی در کنار امامزاده شیخ برکه لالی مدفون است .

از پسران آغاسی فقط علی حسین دارای سه پسر می باشد . عبدالحسین هم دارای یک پسر بنام نوروزعلی بود که در جوانی از دنیا  رفت .

نام پسرهای علی حسین ،  فرامرز، گودرز،  کیامرز و  شنبه  می باشد . شنبه در نوجوانی از دنیا رفت . فرزندان علی حسین در قلعه سنگ  سکونت دارند .

فرامرز دارای دو پسر بنامهای رضا ومسعود می باشد . فرامرز در باباحیدر سکونت دارد . گودرز دارای دو پسر بنامهای علی و محمد می باشد . کیامرز دارای دو پسر بنامهای محسن  و مهدی می باشد .

آگردو دیگر پسر حیدر بود . گردوو دارای سه پسر بنامهای غلامحسین ،  علی داد ، ملا خداداد می باشد.ازغلامحسین (غلامک) فرزندی بجا نماند .

علی داد  دارای چهار پسر بنامهای علی یار - خدایار - حیدر - قیصر - مسلم می باشد . همسر علی داد دختر ملا شاهرضا بود .

علی یار دارای چهار پسر بنامهای  ایوب، ستار، رضا ، میثم و می باشد و در فارسان سکونت دارد . خدایار نیز درجنگ تحمیلی عراق شهید گردید .

ملا خداداد دیگر پسر گردو بود . خداداد دارای چهار پسر بنامهای  هوشنگ ، غلامعباس ، اصغر ، حسین و می باشد . همسر خداداد دختر آقلی می باشد ملا خداداد یکی ازافراد با سوادهای نسل قدیم بود. هوشنگ دارای یک پسر بنام  منصور  می باشد . هوشنگ وغلامعباس در کارهای پیمانکاری و  جوشکاری ساختمان مشغول می باشند ودر تهران سکونت دارند . اصغرنیز در جوانی  در اثر بیماری از دنیا رفت .

سوخته زار دیگر پسر نظر علی بود . سوخته زار پسری بنام غلامعلی داشت . سوخته زار وپسرش ساکن و ماندگار جلکان (جنت مکان ) شوشتر شدند .غلامعلی دارای چهار پسر بنامهای بارانی ( بارونی) - جمعه - حسینی - ابدال - می باشد . فامیل غلامعلی وپسرانش سوخته زاده می باشد . متاسفانه فرزندان آنها اطلاعات کامل و دقیقی نداریم .

بارونی دارای شش پسر بنامهای  قربان ، بهرام ،کیومرث  (کیامرز) - گودرز، فرامرز، موسی، می باشد . پسران وی در جلکان (جنت مکان ) شوشتر سکونت دارند . قربان پسری بنام اسماعیل دارد . بهرام پسری بنام امیر محمد دارد . کیامرز سه پسر دارد . فرامرز نیز یک پسر دارد .

جمعه  دارای چهار پسر بنامهای- علی- منصور - محمدعلی - ولی -  می باشد . پسران وی نیز در جلکان (جنت مکان ) شوشتر سکونت دارد.

حسینی دارای دو پسربنامهای محمد و علی  می باشد . وی کارمند کشت و صنعت می باشد ودر شوشتر ساکن است .

ابدال دارای دو پسر بنامهای کامران و احمد می باشد . ابدال بازنشته ارتش می باشد ودر اهواز سکونت دارد .

نجف (نجفعلی ) پسر احمد بود . نجف دارای دو پسر بنامهای  علی -  آنورعلی (نیر علی ) بود . علی در جنگ میان بختیاری وکهگیلویه کشته شد و از او فرزندی بجا نماند . آنورعلی ( نیرعلی ) مشهور به کلانتر نیرعلی در عهد خود یکی از بزرگان اولاد احمد بود . وی در آن زمان حکم کلانتری را از خوانین بختیاری گرفته بود . یک شاخه از اولاد احمد بنام وی ( اولاد نیرعلی ) می باشد . 

آنورعلی ( نیرعلی ) دارای پنج پسر بنامهای  آمیرزاقلی - آرضاقلی - آخیرگرد - نادعلی - صحنعلی  بود

آرضاقلی دیگر فرزند نیرعلی بود .آرضاقلی دارای سه پسر بنامهای  علی خون، سوخته زار (سهده ) ، صفی خون و بود .وی دختری داشت که در طایفه آرپناهی ازدواج کرد .ازعلی خون و سهده فرزندی بجا نماند . صفی خون دارای دختری است که در محال دزفول می باشد و دارای نه پسر می باشد .

آخیرگرد دیگر پسر نیرعلی بود . وی دارای دو پسر بنامهای  میتی - امیرخون  بود . ( عین نام میتی در اسناد ذکر شده و از اصلاح آن به مهدی  خودداری کردیم ). میتی دارای دو پسر بنامهای آقا نجف و ابراهیم می باشد .  وهر دوی ایشان در قلعه سنگ ساکن می باشند .

آقا نجف دارای شش پسر بنامهای  افراسیاب - فیروز - اکبر - قاسم -  عسگر -  هادی - می باشد . افراسیاب دارای سه پسر بنامهای رضا - بهزاد - محمدرضا می باشد . افراسیاب ساکن فارسان می باشد .

فیروز دارای دو دختر می باشد . ر برادران خود مشغول می باشد . سازی  وی در تهران سکونت دارد . اکبر نیز دارای پسری بنام پویا است .

ابراهیم دارای سه پسر بنامهای  سیاوش - روح اله - عزت می باشد . سیاوش دارای سه پسر بنامهای نیما - رامین - علی اکبر می باشد . وی ساکن قلعه سنگ می باشد .

امیرخون دیگر پسر آخیرگرد بود . امیر خون دارای سه پسر بنامهای  حاج حسین خون - عزیزخون - عیدی  می باشد .

حاج حسین خون دار ای پنج پسر بنامهای  علی -  رضا - احمد  -  بهمن -  ابراهیم - اسماعیل - می باشد .

حاج حسین خون بازنشسته ذوب آهن می باشد . حاج حسین خون از بزرگان اولاد نیرعلی می باشد ، حسن شهرت وی در محل سکونتش زبانزد است او اسناد قدیمی ازاولاد احمد که از پیشینیان به وی رسید امانت داری و نگهداری می کند . حاج حسین خون و پسرانش در خمینی شهر اصفهان سکونت دارد .

علی پسر بزرگ حاج حسین خون پسری بنام محمد دارد .

عزیزخون دارای چهار پسر بنامهای ایرج - مجید - حمید - سعید - می باشد . عزیزخون وپسرانش در فولاد شهر سکونت دارند و شهرتشان اسبقی می باشد . ایرج دارای پسری بنام رسول است . مجید نیز دارای پسری بنام عباس است .

عیدی دارای دو پسر بنامهای  سجاد - میثم - است . سجاد در نوجوانی از دنیا رفت . عیدی در چمگردان سکونت دارد .آنادعلی  دیگر پسر نیرعلی بود . نادعلی دارای پسری بنام لطفعلی بود . لطفعلی دارای پنج پسر بنامهای  محمدعلی - آقاعلی - عباسعلی - امیدعلی -  علی بابا - می باشد . محمدعلی بازنشسته ذوب آهن می باشد ودر چمگردان سکونت دارد . آقاعلی دارای سه پسر بنامهای جمشید - اسماعیل -  بیژن - می باشد . جمشید در نوجوانی از دنیا رفت . آقاعلی شورای اسلامی روستای قلعه سنگ است و در قلعه سنگ سکونت دارد .

عباسعلی دارای دو پسر بنامهای ابراهیم - حجت می باشد . وی در قلعه سنگ ساکن است .

علی بابا پسری بنام ابوالفضل دارد . امیدعلی وعلی بابا نیز در قلعه سنگ سکونت دارند .

آصحنعلی پسر دیگر نیرعلی بود . صحنعلی دارای دو پسر بنامهای  علیشاه و حسینعلی بود . شهرت پسران علیشاه وحسینعلی بابادی است .

علیشاه دارای پنج پسر بنامهای  غلام-   سبزعلی - عین اله (عین شاه ) - قدرت اله - الیاس - می باشد .

غلام دارای دو پسر بنامهای میلاد و مهدی می باشد . وی در کشور کویت مشغول است و ساکن فارسان می باشد .

سبزعلی دارای سه پسر بنامهای  علی - محمد - مجتبی - می باشد .

عین اله سه پسر بنامهای جعفر - بهروز - رضا - دارد . وی در قلعه سنگ ساکن است .      

 قدرت دارای دو پسر بنامهای شاهین وشهاب است  و در فارسان سکونت دارد .

الیاس دو پسر بنامهای احسان و مهران دارد . وی در قلعه سنگ ساکن است .

حسینعلی دارای نه پسر بنامهای  ولی - محمدعلی - عیدی - صفر - غلام - روزعلی - احمد ( کوچکعلی )- شاهرخ - اسحاق می باشد . حسینعلی باز نشسته شرکت نفت مسجد سلیمان بود .

ولی سه پسر بنامهای سعید - ساسان - احسان - دارد . وی کارمند سازمان برق اهواز است و در اهواز سکونت دارد .

محمدعلی سه پسر بنامهای علیرضا - عبدالرضا - جلال - دارد . وی در لالی سکونت دارد .

عیدی چهار پسر بنامهای  بهنام ، بهروز، اکبر، بهشاد دارد . بهشاد در نوجوانی از دنیا رفت . وی کارمند اداره برق لالی می باشد و در لالی سکونت دارد .

صفر دو پسر بنامهای مهدی و میلاد دارد . وی دامپزشک می باشد ودر اهواز سکونت دارد .

غلام یک پسر بنام میثم دارد . وی در همدان سکونت دارد .

روزعلی یک پسر بنام وحید دارد . وی معلم است ودر لالی سکونت دارد.

احمد ( کوچکعلی ) سه دختر دارد و در شوشتر سکونت دارد .

شاهرخ دو پسر بنامهای  علی - حسین - دارد . اسحاق یک پسر بنام جواد دارد . شاهرخ واسحاق پیمانکار کارهای ساختمانی می باشند و در قلعه سنگ سکونت دارند .         

سخن پایانی

در پایان با آرزوی موفقیت و سر بلندی و توفیق روز افزون برای تمامی عزیزان ، چه نیکو است که در حد امکان وقت بیشتری را برای دیدن همدیگر صرف کنیم . دیدار را منحصر به مراسم عزا و بعضا جلسات شادی خلاصه نکنیم و البته حضور در مراسم فامیلی لازم و ضروری است واین مهم را باید به فرزندان خود نیز یادآوری و آنان را مقید به شرکت در مجالس همدیگر کنیم و بیشتر در کنار هم واز حال هم با خبر باشیم و در مشکلات یاریگر هم باشیم ،از حال هم با خبر شویم و صله رحم که در اسلام بسیار به آن توصیه شده را بجا آوریم . ما همه از یک ریشه ایم خوب و بدمان یکی است چقدر خوب است اگر به خاطر مال دنیا از هم رنجیده نشویم و به وجود فامیلی خود افتخار کنیم .

                                    

 

                             ارادتمند شما عیسی احمدی پبدنی تابستان 1387  

 

              

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم