پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

متن سند ملکی از طایفه پبدنی در منطقه پبده بختیاری

    هو المالک الملک بالستحقاق (بالاستحقاق)

        بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله الذی احل البیع واشری والغضب و الربا والصلوة والسلام علی خیر خلق و محمد وآل الطاهرین

              اما بعد - باعث بر تحریر این کلمات وازحت ( واضحات ) دلالات آن است که در بهترین الساعات (!) حاضر و وارد شدند ، عالی جناب عالی جاه ، اسکندرخان و آعلیرضا و آقا علیمراد [و] آقاابولی ولدان غفران پناه آمحمدعلی «بابادی کله» از روی اشد رضا و رغبت بلاشایبه ( بلاشائبه) اکراه و اجبار بتوع ( به طوع) والاختیار بفروختند به بیع لازم ، جازم ، همگی ، تمامی یک خیش ملک دیمه کار پپده ( پبده ) گرمسیر ، مشهور به ملک چفدی ( چفتی ) دم راه . حد اول : او چات ( آب)  ، حد دوم راه به راه تا برسد به خرم جا ( خرمن جا ، محل خرمن ) پا اییزی ( پاییزی )  حد سه وم ( حد سوم)  تا برسد به مازه کنده ، حد چهارم رخ به رخ تا بیاید به حد چات بزرگ . بخریدند رفعت پناه [هان] آقاعلی [و] آقانقی ولدان مرحوم نقدعلی پیدنی (پبدنی) من «جماعت بابادی کله» ، بخریدند از بایعان مذکور به ثمن  قیمت ،به مبلغ هشت تومان [و] پنجهزار [دینار] نقد تبریزی فرض رایج الحال منالحه صحیحیه شرعیه ، معاقده سریحه (صریحه) اسلامیه [و] ملیه به سیقه ( صیغه ) ایجاب شرعیه بعد ذلک صلح شرعیه نمودند با مشتریان مذبور ( مزبور ) به یکصد دینار نقد غبن الغبن از این تاریخ تا مدت «نود سال» شمسی ( جلالی ) زاکرا والمزکر( ذاکرا والمذکر ) و ذکر شرعیه نمودند بایعان مذکور با مشتریان مزبور به «یکصدرم» ( صددرم معادل یک چهارم من ) گندم « به وزن شاه» . بعدها هر گاه که فسق و فسادی  من بعد ( تکرار کلمه بعد ) رسد بایعان خود از عهده نقد برون آیند و به گاه ( هر گاه ) وارثی از وارثان خودشان ، ادعایی نمایند به حضور شرع عاطل و باطل و نامشروع بوده باشد . یا خودشان از عهده بیرون آیند یا ایشان را ایجاب سازند . سیقه ( صیغه ) فارسیه خنده ( خوانده ) شد .

       تحریر فی منطبق شهر ربیع الاول 1214

الشهودان :

عالیجاه معلا جایگاه ، شاه حسین خان بابادی ولد عالیجاه معلا جایگاه، چراغعلی خان بابادی - عالیجاه اسدخان ولد مرحوم آقا احمد بابادی - ملاعلیداد ولد مرحوم نصیر بابادی - آقا کریم ولد مرحوم آقا - آقا اکبر ولد مرحوم آقا قولی بابادی - آمختار ولد مرحوم نظام - کاتب سند ، آمحمد( ... ) ولد مرحوم خونکار .

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سیب سبز (سیو سوز)

    در پشت کوه «چوم سوزان» و در دامنه «کوه سرخ دوش » ، تک درخت سیب خود رویی در کنار چشمه آبی وجود دارد. درخت سیب هم مثل درخت تاگ سبز، به درخت «سیب سبز» ( سیو سوز ) معروف است و مورد تقدس و احترام مردم قرار دارد. این تک درخت سیب، از گونه و نوعی از درخت سیب است که گویی از نوع اولیه و جنگلی و اصلاح نشده می باشد؛ زیرا میوه آن بسیار کوچک است و در واقع مزه میوه سیب کال را می دهد. اندازه میوه سیب سبز در زمان رشد کامل به اندازه یک گردوی متوسط است.

      در منطقه پرک و تنگ گزی و بخش شوراب  این درخت سیب تنها درخت از این نوع است و همین تک رویشی این درخت به مانند تاگ آن را در نظر مردم مقدس و مورد احترام قرار داده است . زنان برای طلب حاجات خویش نذر را در زیر این درخت و در کنار چشمه آب ادا کرده و فریضه نماز و دعا و نیایش را درگاه خداوندی بجا می آورند . قداست سیب سبز هم به مانند تاگ در حدی است که مردم صادقانه به نام آن سوگند یاد کرده و گاهی خلافکاران را نیز برای مشخص نمودن مجرم و خلافکار و یا تبری و بی گناهی آنان از قسم دادن از آن استفاده می کردند. 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم