پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

ماهی هفت سین

                           

                              ماهی هفت سین

 

ماهیان را تَنگ در تُنگ بلورین نکنیم  

                             کشته بر روزِ نو و سفره هف* سین نکنیم

سنگدل ! چون نگریم چشم زلالش در تُنگ ؟ 

                                  شرم بادا که چنین سفره رنگین نکنیم!

بد صفایی است که با رقص دم مرگ قزل

                               این چنین بزم نوین در شب دیرین نکنیم 

                                                                 

در ره سال نو و پیرعمو نوروزی

                                 این چنین روز نو و شادی ننگین نکنیم

با تن خسته و در بند و غم ماهی سرخ

                         ننگ خود را به دو صد باره که سنگین نکنیم

 

هف= هفت

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

دیمه

                                           دیمه                                    

                                        ( dime )

دیمه نام منطقه و چشمه ساران پر جوش و خروشی  است در سرزمین بختیاری . چشمه دیمه یکی از گواراترین و سردترین وبهترین آبهای دنیاست . آب معدنی و شفابخش و سرد چشمه ساران دیمه بی نظیر و نادر و در میان مردم هم وطن ایرانی و کشورهای خارج ، زبانزد و مشهور است . آب معدنی و گوارای دیمه نه تنها درکشور،  بلکه به خارج از ایران نیز راه یافته و نام خود را در صدر و در کنار بهترین و خوشگوار ترین آبهای جهان تثبیت کرده است . جوشش آب سرد و زلال چشمه ساران دیمه زیبا و دیدنی است . از دل خاک دیمه ،هزاران چشم ، اشکی زلال را با سرعت جوشش بیرون میدهند ؛ اما نه شور ، که به طعم خوش و واقعی آب و شیرینی کام آنانکه آنرا می نوشند. 

     ساخت و ساز چند آلاچیق اطراف چشمه دیمه، زیباست اما جوابگوی خیل مشتاقان این چشمه زیبا نیست . همین  مقدار ساخت نیز جای تقدیر از مسولین محترم شهرستان کوهرنگ را دارد اما انتظار مردم منطقه ، مسافرین و مشتاقان بازدیدکننده این محل و شایستگی وارزش چشمه دیمه از منظر سیاحتی و گردشگری ، بیش از این است ؛ که امید است مسئولین محترم و دلسوز بذل توجه و مساعدت را بنمایند . چشمه دیمه یکی است و چند دیمه وجود ندارد و به وجود نخواهد آمد . صنعت گردشگری خود ساخته و خود آمده در محل است . سازمان میراث فرهنگی وگردشگری استان چهارمحال بختیاری جدای از تبلیغات ، زحمت توسعه و ساخت فضای تفریحی و استراحتگاه و هتل را در محل چشمه دیمه مد نظر قرارداده و اقدامات لازم به عمل آورند ؛ تا جایگاهی مناسب و راحت و در خورشخصیت منطقه و لیاقت و شان مردم بختیاری و بازدیدکنندگان از آن ، احداث گردد و بدینوسیله آن سازمان ، صنعت گردشگری خود را با مهیا نمودن فضای بهتر و ایجاد استراحتگاه هایی مناسب در منطقه دیمه و چشمه سار پرک وشیخعلیخان وچلگرد و دیگر چشمه ساران و مناطق زیبای بختیاری ، و کسب و کار مردم منطقه رونق بیشتری داده و مردم کشور عزیزمان و دیگر مردم کشور ها را به بازدید از جاهای دیدنی و زیبای منطقه بختیاری دعوت نمایند .

    در فصل بهار و تابستان تقریبا همه روزه و در دیگر فصول در ایام تعطیل ، چشمه ساردیمه مملو از جمعیت مشتاق و مسافر وبازدیدکننده است . گرچه فضای ساخت و ساز شده و آلاچیق های موجود، جوابگوی اطراق و استراحت مسافرین  نیست ، اما آب سرد و گوارای چشمه ساران زیبا و جوشان دیمه ، خستگی را با خنکای وجود خویش از تن بازدیدکنندگان می زداید و کام شان را با سخاوت و بخشندگی طراوت و شادابی می بخشد . درختان و فضای سبز حاشیه چشمه سار که حاصل زحمت ساکنین محل می باشد نیز بدون دریغ و مضایقه ، در اختیار مسافرین  قرار دارد .

    ساکنین روستای دیمه از طوایف پبدنی ، حموله و بابااحمدی هستند . مردم طایفه پبدنی ساکن درروستای دیمه نسبت به تعداد ساکنین این روستا ، از جمعیت کمتری برخوردارمی باشد . دشت دیمه از بهترین و محصول خیزترین زمینهای سرزمین بختیاری است واین زمینها از بهترین آب ، که همان آب چشمه ساران دیمه است ، مشروب می شوند و بهترین محصولات را دراست . زاینده رود نیز از سمت جنوب و شرق منطقه دیمه عبور می کند . چشمه دیمه پس از طی مسیری کوتاه به زاینده رود می پیوندد . (تحقیقا و حقیقتا بایستی چشمه ساران پرک و دیمه را سر چشمه اصلی ، واقعی ، قدیمی و طبیعی زاینده رود دانست و باور کرد . قبل از حفر و ایجاد تونلهای شماره یک و دو کوهرنگ ، (و بعد از این افتتاح و حفر تونل های سه و چهار و ... ) فقط دو چشمه دیمه و پرک تامین کننده اصلی و دائمی آب زاینده رود بودند . بقیه چشمه ها و رودها فصلی بوده و  پس از مدت چند ماه جوشش و جریان و تقریبا فقط  در فصل بهار جاری و دارای آب بودند وبعد از آن می خشکیدند. بیشتر این رود ها ، جویبارها و چشمه ها ی فصلی  و موقتی حاصل برفاب های کوههایی است که پس از ذوب شدن ، می خشکند . برخی نیز با توجه به کندی جریان و مقدار کم آب ، تنها کفاف مصرف آبیاری زمینهای کشاورزی وآبشخوردامها ومصارف مختلف مردم را می دهد و جریان آن متوقف شده  و رشته اتصال آنها به زاینده رود در بیشتر فصول سال قطع می شود . چشمه ساران دیمه ، پرک ، چلگرد ، زرآب ، میان رودان ، آب به کاسه، گل کوشکک و دهنو، نعل اشکنان و گزی ، ثابت کردند که مایه حیات اند و به وجود آورنده رود زنده . ) 

     در حدود 500 متری و در جهت غرب چشمه دیمه ، چشمه کم آب و زمینهای نموری وجود دارد که به گل مو ( gele mo )معروف است . در گویش بختیاری به زگیل ، مو( مُ ) می گویند .آب یا گل این چشمه حالت اسیدی داشته ومردم از گِل آن برای مداوا و از بین بردن زگیل استفاده کرده و می کنند . گل به وجود آمده از آب و خاک این محل ، دارای خاصیت شفا بخشی است .   روشن نیست که خاک دارای اسید است یا آب چشمه !

     در کنار یکی از چشمه ساران دیمه ، کارخانه بسته بندی آب معدنی این چشمه ایجاد شده که این آب معدنی و گوارا و منحصر به فرد را بسته بندی وبه سراسر کشور و اقصی نقاط جهان صادر می کند . آب معدنی چشمه دیمه در داخل و خارج از کشور طرفداران خاص خود را داراست .

      در پایین دست چشمه ساردیمه دو واحد شیلات و پرورش ماهی قزل آلا راه اندازی شده است . ماهی چشمه سار دیمه بهترین و لذیذ ترین نوع ماهی قزل آلای پرورشی است. بر سر در هر مغازه ماهی فروشی نام ماهی قزل آلای دیمه رونق بخش آن است . گر چه ماهی آن مغازه ،ماهی قزل آلای دیمه هم نباشد ! 

     مردم منطقه دیمه به کار کشاورزی و دامداری اشتغال دارند . مردمی زحمت کش و مهربان ، که گهگاه تفریح و آسایش مسافرین و بازدید کنندگان و بی توجهی برخی ، باعث خسارت و رنج و زحمت آنان می شود ، اما سخاوتمندانه میهمانوازی می کنند و خم به ابرو نمی آورند و نان و لبنیات خود را هم  به طبق اخلاص هدیه می کنند .  

 

وجه تسمیه دیمه

     درمورد وجه تسمیه دیمه و علت  نامگذاری این منطقه به این نام ، با تحقیق محلی و پرس و جو از بزرگان و مطلعین ، توضیح و سند مستدلی حاصل نشد . در فرهنگ لغت دیمه ( به کسر دال و فتح میم – دِیمَه deimah ) بدین صورت معنی شده است .

     معنی عربی دیمه  : باران بی رعد و برق که مدتی ببارد و دوام داشته باشد ، باران پیاپی .

      معنی فارسی دیمه : به زراعتی  گفته می شود که با آب باران رشد و نمو کند و آنرا آب ندهند . این معنی از دیم و دیمی بودن می آید .

    

  

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

شعری از شادروان ، استاد حسین پژمان بختیاری

ایران

اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست

من این ویران‌سرا را دوست دارم

اگر تاریخ ِ ما افسانه ‌رنگ است

من این افسانه‌ها را دوست دارم

نوای ِ نای ِ ما گر جان‌گداز است

من این نای و نوا را دوست دارم

اگر آب و هوایش دل‌نشین نیست

من این آب و هوا را دوست دارم

به شوق ِ خار ِ صحراهای ِ خشکَش

من این فرسوده‌پا را دوست دارم

من این دل‌کش زمین را خواهم از جان

من این روشن‌ سما را دوست دارم

اگر بر من ز ایرانی رود زور

من این زورآزما را دوست دارم

اگر آلوده ‌دامانید، اگر پاک!

من ای مردم، شما را دوست دارم

 

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

کینو

                     کینو

در سرا شیبی کینو ، به تن صخره سخت

به رخ برف سپیدی که دلش یخ بسته

رد پاهای زیادی است بدون کالک

خط سرخی است بجا مانده ز بالی خسته

 

بر سر گردنه غیرت کهسار صفا

در گذر گاه بلا دیده بیداد زمان 

سنگ چینی است به پا مانده ز غیرتمندان

یادگاری است به جا مانده از آن تیر و کمان

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

قابل توجه امیر -س و دیگر عزیزان

امیر خان بنده مایل به لینک با همه دوستان خوب و با فرهنگ و با احساس چون شما هستم . شما را لینک کردم و خوشحالم که دوست خوبی چون شما را دارم . موفق باشید .

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

جهت اطلاع جناب آقای دلاور سلجوقی و دیگر همتباران گرامی

در مورد مهاجرین به منطقه پبده  و مبدا و نژاد و اصالت و شجره  تش ها و اولاد های تشکیل دهنده طایفه پبدنی درآینده در بخش وجه تسمیه  تش های طایفه اشاره و ثبت خواهد شد . چون در نظر است با نظرهمگان و بخصوص صاحب نظران و بزرگان طایفه و با ارائه شجره نامه هر تش توسط بزرگان و آگاهان هر تش ، مطالب بدون نقص ، کامل و مستند به تاریخچه اضافه گردد ، در حال حاضراز ذکر آن خودداری شده است . جهت اطلاع هم طایفه ای های خودم به اختصار بشرح زیر  به عرض می رسد .

       به اطلاع می رسانم که: پبدنی از 9 تش تشکیل شده است .1 - تش ابدال 2- تش باقر 3- تش باور ( باورشه یا باور شاه )4- تش جمشید  5- تش درویش عالی 6- تش رمدان  7- تش سلجوقی ( سلگو ) 8-  تش عبدالعلی (عبدلی ) 9- تش ناصر .

1- جد تش ابدال ... 

2- جد تش باقر از طایفه آرپناهی است .

3- تش باور از ساکنین اصلی و اولیه منطقه پبده بوده اند .

4- تش جمشید از طوایف چهارلنگ است که با صحبتهای شفاهی که با جناب آخسرو جمشیدی داشتم قرار شد که خدمتشان برسم و شجره نامه  تش جمشید را با ذکر نام جد و نام طایفه چهار لنگ که به پبده آمده اند  را در اختیار بنده بگذارند .

5- تش درویش عالی از طایفه مهدور هستند که این تش پس از تش باور اولین تش ساکن در پبده می باشد .

6- تش رمدان از دو اولاد نشکیل شده است . اولاد احمد و اولاد عبداله . جد اولاد احمد از شیراز و جد اولاد عبداله از گتوند به پبده مهاجرت کرده و ساکن شده اند .

7- تش سلجوقی از طایفه ذلکی (ذلقی)  چهار لنگ به منطقه پبده آمده و سکونت گزیده اند .

8- جد تش عبدلی و تش ناصر از خوانسار به پبده مهاجرت نموده و ساکن شده اند

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

چال شهر گریوه

                                     کوه گریوه

                               ( چال شهر گریوه )

جایگاه و محل سکونت مردم خوب و مهربان مولایی از طایفه بزرگ آرپناهی بختیاری

کوه گریوه در در جبهه جنوبی رشته کوه زاگرس و در حدود ۵٠ کیلومتری شهرستان لالی از توابع مسجدسلیمان قرار دارد  . کوهی است بلند و صعب العبور و پوشیده از درختان بلوط و کلخنگ وبن و غیره  . سرزمینی است سبزو زیبا از وجود درختان بژگی (دیمی )، اما خشک و بی آب . این کوه از مشرق به رودخانه چلبار و از جنوب به تنگ بابااحمد و از غرب به صحرای هارکله و از شمال به تنگ شوکل و کوه کاظم بزگی (بژگی) و منطقه پبده منتهی میشود . در بلندا و قله کوه گودی بزرگ و وسیعی وجود دارد که به چال شهر گریوه معروف است . گریوه جایگاه گرمسیری تش مولاوند از طایفه آرپناهی بختیاری است .در این محل آثار باستانی و پی ساختهای قدیمی به جا مانده است که نشانه مدنیت و ساختمانهای بزرگ در این منطقه است . سنگهای تراشیده و مکعبی شکل بزرگی با طرح و نقشه اصولی و با معماری پیشرفته و منظم در ساخت آن به کار رفته است . سنگ چین ها بدون ارتفاع و هم سطح زمین قرار دارند . عدم وجود سنگهای تراشیده شده و بجا مانده از بنا ها ، در اطراف و محیط آثار، این گمانه زنی را قوت می بخشد که ممکن است سنگ چین ها ودیوار های این بناها ،  بر اثرباد ، باران و سیل ، به مرور زمان در زیر خاک مدفون شده و از انظار به دور مانده باشند ؛ و سنگ چین های در معرض دید ، رگه های بالای دیوارها باشد . این نظریه که  احتمالا دیوارها تخریب شده و سنگ تراشها برای مصرف به جاهای دیگر برده شده است نیز مترود و غیر قابل پذیرش است ؛ چرا که حمل چنین سنگهای بزرگ و سنگین ، در کوهستانی صعب العبور مانند کوه گریوه غیر ممکن است و در اطراف و دورترین محل چال شهر گریوه نیز از وجود سنگهای تراشیده شده بناها اثری به دست نیامده است .

            تش (فامیل) مولایی در تابستانها در منطقه شیخ علیخان (سپیددیوان) درست در دامنه زردکوه سر برافرشته ، در کنار چشمه ساران پرآب و سرد و گوارا و سر چشمه اصلی رود کارون و در سده اخیر، سرچشمه زاینده رود ، زندگی می کنند . بر خلاف جایگاه خشک و بی آب گرمسیری  یعنی کوه گریوه، در منطقه و محل سکونت ییلاقی و سردسیری ، در کنار زردکوه سپید از برف و چشمه های پرآب  بسر می برند . چشمه ها ، آبشارها و زردکوه سپید از برف درمنطقه شیخ علیخان در هر فصلی دیدنی و زیباست .

           مردم مولایی ساکن در چال شهر گریوه از وجه تسمیه گریوه به صورت مستدل و موثق اطلاعی در دست ندارند . اما این محل را شهری قدیمی میدانند که قدمتی چند صد ساله دارد . سنگ چین ها طرح و نقشه ساختمانهای منظمی را نشان می دهد . راهروها، اتاقها، سالنها و ستونها به وضوح خودنمایی می کنند . مردم در قسمت شمالی چال شهر ساختماهایی را بنا کرده اند . برای سقف این ساختمانها از تنه ی تنومند درختان بلوط استفاده کرده اند و روستای کوچکی را در این قسمت به وجود آورده اند .  آثار به جا مانده در قسمت جنوبی چال شهر قرار دارد . در بالاترین  نقطه این آثار، یعنی در شمالی ترین آن ، شکاف و گودالی دیده می شود که مردم منطقه به آن کوره می گویند . مردم معتقدند که کوره دهانه چاه یا چشمه بوده است . از ثار و نشانه ها نیز چنین بر می آمد . در اطراف و پایین تر این کوره پوسته برنج (شلتوک) دیده می شود . ساکنین محل بر این ادعای خود هم مصر بوده و هستند که در زمانهای گذشته آب فراوانی از این کوره استخراج می شده و یا به طور طبیعی خارج می شده است و در این محل شالی کاری ( برنج کاری) رونق داشته است .  از چال شهر گریوه سنگهای قیمتی و کوزه های سفالی نیز به دست آمده است که خود گواه بر مدعای قدمت و وجود آثار و مدنیت در این مکان است .

           چهار سال با کوه گریوه و چال شهر و مردمان خوب و مهربانش زندگی و کردم .  کار در چال شهر گریوه مرا آبدیده و پخته کرد . به چال شهر گریوه رفته بودم تا یاد بدهم اما بیشتر یاد گرفتم . مدریه خوبی بود . این آثار و رفتار و کردار مردم به من چیز هایی آموخت که در هیچ مدرسه ای یاد نمی گرفتم . یعنی به من یاد نمی دادند ! چیزی در چنته ندارم . اما اگراندک احساس و اندیشه ای  دارم ، از آنجاست . همه چیز در آنجا فکر آدم را به خود مشغول می کرد . به فکر وا می داشت و سوال ایجاد می کرد . و آن وقت انسان در صدد بر می آمد تا پاسخش را بیابد . و من همیشه در این حالت بودم . با همه سختی های معیشتی و دوری از خانواده که برایم به وجود می آمد ، در کوه گریوه و چال شهر، سر خوش بودم . در آنجا آب نبود اما از لطف و بزرگواری مردم وشادابی بچه هاسیراب می شدم . می دیدم که هیچ یک از این بچه های خردسال از سختی های کوه گریوه و زندگی سخت خود ، شکوه ای نمی کردند ؛ کسی را ندیدم که از پوزخند کفشهایش دلگیر شود ! آنجا نان را به طعم و بوی خوش گندم ،  نوش جان می کردند نه به نرخ روز ! آنجا آب خنک را با پرز مشک می نوشیدند نه با داروی کلر ! آنجا زبان به دل متصل بود و هر چه می آمد از دل بود و بر دل می نشست . آنجا من ابدیده شدم و همه چیز را آموختم . یعنی به من یاد دادند . چون با کوچکتر ها سر و کار داشتم آنها بهتر و بیشتر یادم دادند . از بزرگانشان می گرفتند و به من می آموختند . البته بزرگان که جای خود داشتند و یاد آور همه جیز برایم بودند .  معلمان کوچک اما به بزرگی کوه گریوه با دانش . فراموششان نمی کنم . بهرام ، رحم خدا ، حمید و ولی اله، مرزنگ و ممیرا .  کاش یک بار دیگر گریوه را با همه خاطراتش ، عظمتش و بلندای رفیعش ببینم !

           امید آن را داریم که مسئولان میراث فرهنگی کشور به چال شهر گریوه توجه و عنایتی بنمایند و با اعزام متخصصین و کارشناسان امر، به واقعیت امر دست یابند  و با ارائه آثاری دیگر از مدنیت و زندگی پیشینیان خود ما را بیشتر آشنا سازند . انشا ا . . .

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم