پبده و پبدنی و نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

نگاهی تازه به فرهنگ بختیاری

                                          به نام ایزد یکتا




              به نوم خدایی که فرمون داد      ز یه مست گل آدمه جون داد




     نگاه ما به فرهنگ، آداب ، سنن و افتخارات و داشته های تاریخی، قومی و فرهنگی باید نگاه تازه و نوینی باشد که ضمن عنایت به گذشته ،از دیدگاهی واقع بینانه، دریچه ای آینده نگر، فرا بین و برون گرا را به سوی ترقی و کمال بگشاییم و فرهنگ و تمدن خود را پابه پای علم و گفتمان روز و با توجه به جاذبه ها و تمایلات فکری نوجوانان و جوانانمان به پیش بریم .در تاریخ ایران برگ زرینی از رشادت و شهامت قوم بختیاری موجود است که دلیر مردان و شیرزنانش با دشمنان و متجاوزین به حریم تبار و میهن جنگیدندو جان باختند ،خون دادند و تعصب و غیرت به خرج دادند و سر تسلیم به هیچ آستانی بجز خداوند یکتا نساییدند .امروز تفنگ ،زنگ خورده بر سینه دیوار به دار آویخته و اسب کمیت بی جل و افسار،جفت یابو بار می برد !  زین بی رکاب زیر خاک افسردگی مدفون شده و لگام بر دهان زمان گرفتار! کلاه و شال و چوقا از سر و شانه و کمر فرو افتاده و مینا و لچک زیبا بر سر کوچه هیچ شعری خانه ندارد! زردکوه سر افراشته همراه با برفهایش در حال ذوب شدن است ، بلندایش  هویدا نیست ! باید دلش را شکافت و دردش را جست. لاله خونین نیز واژگون شده و سر خود را فرو برده تا گون تازه  به دوران رسیده و سر بلند شده را نبیند و خارچشم او نباشد !  کبک تاراز هم بد می خواند - صدای زیر برف خوشایند نیست . زنده رود آوای غم سر میدهد و از جدایی ها شکایت می کند . کارون بی قرار در بند و اسارت ،بی حرکت و ایستا ـ در پشت حصار بلندی از آهن و سیمان خلیج فارس را فریاد می کند . بوی بدو زننده نفت با همه اسم و رسم و اعتبارش دشت را آلوده و بیمار کرده است .  ((خانه دوست کجاست؟ همه دشمن شده اند - نکند نام خدا نیست که حرمان شده است ! ))ما خود دشمن شده ایم . خودبا خویشتن دشمنیم . بی هویتی خود دشمنی است . از خود بیگانگی خود دشمنی است و بی تفاوتی وبی مهری و کینه ورزی خود دشمنی است . امروز خود فریبی ، خود بینی ، خود فروشی ،خودخواهی و خودزنی بزرگترین دشمن انسان هاست  امروز دشمنان کمین کرده اند. دیروز با پدران و مادران ما با گرز و شمشیر و تبر و تبرزین و تفنگ می جنگیدندو امروز با گفتمان و اینترنت و ماهواره و اتم و غیره. دیروز پناهگاه و سنگر و سپر ، شیار و گودال و صخره و سنگ بود و امروز جانپناه انسانها فقط بلوغ و ترقی علمی ،فرهنگی ،شخصیتی ، ملی و مذهبی است که می تواند آنها را از نیستی و نابودی و ذلت برهاند. امروز  تیر گزین رستم و گرز گاو سر اسفندیار و تدبیر زال و سیمرغ و چاه حیله شغاد ، به دیو سپید و سیاه  شیشه فریبنده توهم زا و کراک نابود کننده کرم زا و افکار پلید انحراف زا کارگر نخواهد بود ! و مسلم است که انرژی هسته ای نیز توان مقابله با این اهریمنان را نخواهد داشت ! بجز رشد و تعالی و ترقی و بلوغ انسانیت انسانها . مانند جن و بسم الله .جن به منزله دیو و بسم الله بهترین و کشنده ترین اسلحه برای نابودی دیو . امید این را دارم که با هم تباران و هم وطنان بزرگوارم بتوانیم طرحی نو برای هدایت و تمایل جوانان عزیز به فرهنگ غنی و پر بار بختیاری دراندازیم . می خواهیم جای جای تبارمانرا و حرف به حرف  آداب و رسوم و فرهنگمان را با کلامی آشناتر و گویا تر و باب میل همگان با کمک همه به چشم و گوش همه برسانیم.منتظر مقالات ،اشعار ، و پیشنهادات و انتقادات شما هستم .   تو ای هم وطنم ،استادم ، همتبارم ، ای مهریارم در این تازگی یارو همراه هم  باشیم . تی به رهت ای مهنم  .


 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ دی ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

آسیاب های آبی طایفه پبدنی

 

                                         آسیاب  طایفه پبدنی

آسیابهای منطقه سردسیری طایفه پبدنی

     آسیاب آبی یکی از ابتکارات بسیار زیبا و مهندسی ایرانیان است که از قرن ها پیش در ایران رواج داشته و با استفاده از انرژی آب کار می کرده است . «آس» به سنگ مدوری گفته می شود که برای خرد کردن گندم و دیگر غلات بکار می رود . «آس آب» یا «آسیاب»، آسی است که نیروی چرخش و حرکت خود را از آب تأمین می کند. از دیرباز استفاده از آسیاب در ایران رواج داشته است . آسیاب مولد آرد ، که ماده اصلی و اولیه قوت مردم است ، بوده و هست . به همین جهت  حرمت آرد و نان ، این نعمت خدادادی  و آسیاب ،از جایگاه و قداست والا و بالایی در نزد مردم برخوردار است .

     نوع دیگر آسیاب ، دست آس ( دستاس) است . دستاس آسیاب غیر آبی ، دستی وکوچک ، قابل حمل ، آسان و کم هزینه ،  مورد استفاده قرار گرفته و احتمالا هنوز هم بکار گرفته می شود . در گویش بختیاری به دستاس ، دست ار (  dast ar ) گفته می شود . دست ار یعنی دست ارد و با دست آرد کردن . ار مخفف آرد است .

     دستاس شامل دو سنگ مدور وکوچکی است که با یک دسته چوبی روی سنگ رویی و متحرک قرار گرفته و بوسیله دست انسان بر روی سنگ ثابت و زیرین ، به چرخش در آمده و غلات را خرد و آرد کرده و می کند . معمولا دستاس برای خرد و آرد کردن مقدار کم گندم و غلات  به کار گرفته شده و می شود . دستاس بیشتر برای آرد کردن مواد خوراکی مقوی و آمادﺓ مصرف ، بنام ( پِست  pest   ) و تهیه آرد مختصر در مواقع اضطراری و دور از دسترس بودن آسیاب آبی ، تهیه بلغور گندم و خرد کردن دیگر غلات و دانه های گیاهی مقوی و مغذی بکار گرفته شده و می شود . مزیت دستاس قابل حمل بودن و در دسترس بودن و کار آسان با این وسیله و عدم هزینه نگهداری و راه اندازی آن است . پست به تنقلات آرد شده و ساییده شده گفته می شود . تنقلاتی که مواد پست را تشکیل می دهند ، عبارتند از : گندم ،جو و برنج  برشته و بوداده ، دانه روغنی و خوش طعم و خوش عطر کلخنگ ( kelkhong ) ، گندم موری  ( gandom muri )، شاهدانه ، کُنار ( konar  ) و دیگر دانه های مقوی و مغذی . از دستاس برای خرد و بلغور کردن برخی دانه ها جهت خوراک دامها استفاده می شود .

     در منطقه بختیاری ، مردم برای خودکفایی و رفع نیاز اجتماع خود و بالندگی و پیشرفت در عرصه علم و ابتکار و استفاده از ابتکارات مهندسی زمان خویش و جهت تهیه آرد و آذوقه مردم ، با همه سختی های ساخت سنگ های آسیاب و بنای آن و دیگر قطعات بکار رفته در آسیاب و هزینه های بالا، اقدام به ساخت و راه اندازی آسیاب های آبی نمودند . وجود و چرخش  آسیاب های آبی در هر منطقه ، نشان از اعتبار و پیشرفت ، غرور و خودنمایی ، استقلال و خودکفایی و فکر اقتصادی مردم آن سامان بود . آسیاب های پرکار و بزرگ و کارا در هر منطقه ، زبانزد همه بود و باعث سرافرازی و اعتبار برای صاحبان آن . مالکان آسیاب ها از اعتبار و پشتوانه اقتصادی و مالی بالایی برخوردار بودند .

     در طایفه پبدنی نیز مانند سایر طوایف بختیاری اقدام به ساخت و راه اندازی 9 آسیاب غرنده و چرخنده نمودند که چرخ زندگی مردم و معاش و قوت را برای مالکین آسیابها و دیگر مردم مراجعه کننده را فراهم می ساخت . چرخ آسیاب های طایفه پبدنی حول محور خلاقیت و همت ، فکر اقتصادی بهتر خواهی ، قدرت و اعتبار ، آینده نگری و روشن بینی  و خودکفایی و استقلال مردم  و وجود چشمه ساران پرآب پرک و دیمه و زنده رود می چرخید .

     جریان زندگی بخش زاینده رود خروشان و رود پرآب و سرشارازنعمت خدادادی چشمه ساران پرک و نیاز مردم ، تلاش و همت وپشتکار مردم  طایفه پبدنی ، باعث به وجود آمدن هفت باب آسیاب غرنده و چرخنده طایفه پبدنی شد .این هفت آسیاب نه تنها آرد مردمان طایفه پبدنی را تامین میکرد ، بلکه دیگر مردم طوایف همجوار بختیاری را برای تهیه آرد مورد نیازشان ، به بازار خود دعوت ، و گندمشان را به آرد تبدیل نموده و قوت و نعمت خدادادی را به سفره های آنان  رسانده و نام و نان و رونق را برای صاحبانشان به ارمغان می آوردند .

   ازهفت آسیاب آبی طایفه پبدنی در منطقه سردسیر ، شش آسیاب ، با آب چشمه ساران پرک تغذیه می شد . هفت آسیاب پرک عبارت بودند از : آسیاب تش باقر ، آسیاب آغلامعلی امیری ( تش عبدلی) ، آسیاب مشهدی منصور حیدری ( تش درویش عالی ) آسیاب مشهدی مهدی جمشیدی ( تش جمشید ) آسیاب آعلی جمشیدی ( تش جمشید ) آسیاب آجافرابدالی (تش ابدالی ) و آسیاب اولاد ملاعلی ( تش رمدان ) . این هفت آسیاب از آب پرک تغذیه شده و به حرکت در می آمدند . دو آسیاب دیگر متعلق به  تش ناصر بود . یکی از این آسیاب ها به آسیاب اولاد ناصر و دیگری به آسیاب ملا روزعلی معروف بود . این دو آسیاب ، در دو طرف و حاشیه رود زاینده رود احداث شده و از آب زاینده رود قدرت و نیروی چرخش می گرفت .

 

آسیاب منطقه گرمسیری طایفه پبدنی

     آسیاب آبی ناحیه گرمسیری طایفه ، در منطقه درکستان از توابع شهرستان لالی در خوزستان ، در جوار بقعه امامزاده برکت (برکه - ع) قرار داشته که متعلق به اولاد ملا علی (تش رمدان)  است . این آسیاب با استفاده از آب برکه به چرخش و حرکت در می آمد . آب برکه ، آب معدنی است و یکی از گواراترین و شیرین ترین آبهای موجود در منطقه لالی خوزستان است . آثار این آسیاب آبی در پایین دست امامزاده برکه قابل مشاهده است .

     با ورود آسیابهای ماشینی و دیزلی (مکینه) ، بازار پر رونق آسیابهای آبی رو به کسادی رفت . آسیاب های ماشینی ، نو و تازه وارد و پیشرفته موجبات حذف آسیابهایی گشت که با آب رایگان و مجانی کار می کرد و آلودگی محیط را باعث نمی شد و آرد را با سبوس حاوی ویتامین های موجود در گندم و با   کیفیتی بالاتر از آسیابهای ماشینی به سفره های مردم می آورد .  سرعت و کمیت بالای آرد کردن گندم توسط آسیابهای ماشینی نسبت به آسیابهای آبی ، سایش بیشتر و نرمتر بودن آرد آن ، پوست گیری توسط برخی ماشینها از گندم و سفیدی بیشتر آرد  ، استقبال مردم از تکنیک نو و جدید و پیشرفته آسیابهای ماشینی و در مقابل، هزینه های بالا و گران قیمت نگهداری و تعمیرات آسیابهای آبی ، ( هزینه های سنگین تعمیر و ساخت پره های چوبی چرخنده زیرین ، پرداخت مداوم سنگ زیرین و زبرین (رویی) ، تعمیر و مرمت شیب یا تنوره های آب و غیره ) زبری آرد  ، کندی کار آسیاب آبی  و عدم آگاهی مردم از کیفیت آرد و نان سبوس دار آسیاب آبی ، عدم تمایل و مراجعه مردم به آسیاب های سنتی ، موجب گردید تا مالکان ، از تعمیر و نگهداری و راه اندازی مجدد آسیابهای آبی خود ، امتناع کرده و بدینسان عمر آسیابهای آبی به پایان برسد و اثری بجز آوار وخرابه ، سنگ های شکسته و رد پایی از عبور آب در تنوره و شیب باقی نماند و در ذهن مردم جز یاد و خاطره طعم خوشمزه گرده ( نانی که آسیابان در محل آسیاب با قرار دادن خمیر در زیر آتش می پخت ) و آرد با کیفیت آسیابهای آبی و ضرب المثلهای آموزنده و اخلاقی آسیابی ،  چیزی بجا نماند .   

ادامه دارد. . .

 

نویسنده : حسین عبدالهی پبدنی : ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم